بایگانی

جانم هزار سال به دنبال چشم توست.

شعری که عاشقانه نباشد، قشنگ نیست.

صدای سرمستان – به خاطره معطر ِمحمدرضا شجریان

غم‌های شهریور – شعری از رضا مقصدی

بیروت، در میان دلم ایستاده است

“من از یادت نمی کاهم” به عزیز ِخاطره‌هایم: مهدی اخوان لنگرودی

بهمنِ بیدادگر!

” هستی”، نمی‌بخشاید وُ ما – باید نبخشیم.

چکامه‌ی چاک چاک

«دختر آبی»

غم‌های شهریور

خُنیاگر ِخجسته‌ی خونم!

نزدیک تر بیا!

درین کابوس/ مرا بنواز ای رنگین ترین آواز!

خنده های چاک چاک

خورشید، زنده باد

بگذار بهار با تو آغار شود

  در زمستانم

  سرود ِ سبز ِ”سپیده” –  به رنج‌های سکوت ِ سیاه، چیره شده ست.

کدامین باغ ؟ با نام تو زیبا نیست “اسماعیل ” !

  سال نو میلادی          

موسیقی ِسفید ترین برف.

این دل ِ من است عطر ِشاعرانه‌ی شمال می‌دهد.

میخانه‌ی مکدّر – رضا مقصدی

هلا….حماسه‌ی کوبانی! به پیام آور ِ صلح: «نا د یا مُراد»

دریغا دریغا دریغا

بگذار آواز ِ ترا بر آب بنویسیم

آن “خاطره”، زعاطفه می‌گفت.

غم تو چیست نگارا؟

خُنیاگر ِخجسته ی خونم!