حقیقت همچون چَرنده ای در کام دَرنده واقعیت، خدمت اهالی اندیشه مندی مانند صادق زیباکلام و غیره. // در مطالب اخیر آقای صادق زیباکلام، دوباره دعوت کرده است به خوانش و مطالعه کتاب “تولد اسرائیل” و بحث های وزین و در خور توجه اینکه چرا حکومت جمهوری اسلامی ایران (به اسامی مشهور دیگری همچون نظام ج.ا، رژیم ولایت فقیه و…)، این سوال بسیار به جایی است که دیکتاتوری ج.ا در طول این حدود ۴۵ سال کی – حتی برای یک بار- از مردم پرسیده یا بر اساس یک رای گیری خواسته از اکثریت مطلق مردذم (۵۰%+۱) که مسئولیت نابودی اسرائل به عهده بگیرد؟!

این سوال به جایی است چرا دنیای کشورهای موسوم به عرب؛ با بیش از ۲۳ کشور و بیش از ۴۰۰ میلیون نفوس و دارنده چند تریلون دلار تولید ثروت در سال و اینکه چند حکومت کشور موسوم به عربی مقتدر از لحاظ اقتصادی و مالی و نظامی، چرا بایست کشوری مانند ایران – که بنا بر برخی تخمین ها- بیش از ۹۷% جمعیتش غیر عرب زبان است و اخیرا برآوردهایی می شود که احتمالا اکثریت مردمش سکولار و حتی ممکن است در عقیده و عمل مسلمان هم نباشند (بنا به دلیل مجبور سکوت و تظاهر کنند) و در مرحله گذار از اسلام به سایر عقاید و یا کلا ناباوری دینی باشند- بایست عهده دار وظیفه نابود کردن اسرائیل و برساختن و تشکیل کشور عرب زبان فلسطین باشند؟! و چرا این هیستیریک و تعصبی در نزد حکومت ج.ا است حتی در نزد مدعیان پدرخواندگی و یا دایه بهتر از مادر و یا مدعیان برادری حکومت و کشورهای عربی نیست و این حقیقت مسئولیت نابودی اسرائیل را حکومت در دست آخوندها و همکاران سپاهی و از جمله سپاه قدس و اسلام گرایان عمدتا شیعی و بسیاری از میان فرقه های مدعی زرتشتی گری و آریایی گری و ایرانی گرایی (مشهور به پان ایرانیست و…) جزء وظایف خود و به نمایندگی از مردمان ایران می دانند؟!

اساسا این وسط اصل حقیقت، حق بودن کدام دولت-کشور (به قولی دولت-ملت) اسرائیل و فلسطین چه فرقی با اصل حقیقت اینکه مثلا موجودیت ایران و هر کشوری دارد؟ اینکه مردمان مناطقی همچون کشمیر، سینگ کیانگ (ایغورستان/ترکستان شرقی و..) و مناطق قومی و ملی رسمی فدراسیون روسیه و سایر مناطق فدرالی و غیر فدرالی شبیه به این مثال ها، آیا فرقی بنیادین دارد به مسائلی چون اسرائیل و فلسطین؟! و آیا بر فرض همه مردمان ایران به اصل حقیقت موجودیت و عدم موجودیت این واخدهای سیاسی اداری فعلی یا از نظر برخی بایدی، دانستن چه بر سر حقیقت بدیهیات حقوق بشری مردمان داخل ایران دارد؟

اینکه برخی می خواهند در همه مدارس دولتی و خصوصی، یعنی آموزش به زبان مادری باشد یعنی دروسی مانند ریاضی و شیمی و کامپیوتر و پزشکی از همان ابتدایی تا برترین سطح دانشگاهی به زبان مادری شان باشد و این کار هم باید حاکمیت (دولت-ملت) مستقر انجام دهد، آن هم با اختصاص سالانه مقدار عظیم از بودجه عمومی، بر فرض هم  چنین دولت-ملت ثروتمندی ایران دارا است، بعد از بین بیش از هفتاد زبان و صدها گویش (بدون در نظر داشتن تعداد چند هزار از لهجه ها)، ترتیباتی داده شود آموزگاران بتوانند کتاب های متناسب تهیه شده (که لااقل از لحاظ محتوای ضدیت با اخلاق و همبستگی ملی عمومی کشور و غیره نداشته باشند) تدریس کنند! حتی فکر بدان هم جای تامل دازذ چنین چیزی چقدر از نظر علمی و  فایده است و چه قدر به حق و حقیقت و عدالت نزدیک.

و این در حالی است که حکومت ها در تاریخ کشورهایی نظیر ایران به همراهی بسیاری مردم، مرتکب جنایات و ظلم فسادهای شده و می شوند، به طوری که شدت فقر و فرودستی احتمالا اکثریت چنان است، که اسما برده و زندانی نیستند، اما شبیه بردگان کار می کنند (یعنی در حد زنده مانی مزدی می گیرند) و در تا مدت ها گاه سال ها حتی از شهرهای خود به حوالی دور دست نمی توانند مسافرت کنند، گاه تا هفته حتی نمی توانند به پارک و مراکز تفریحی اطراف شهر خود بروند و چه بر سد مثلا بروند به سواحل شمال یا جنوب و کیش و فلان به تفریح، بماند سفر به خارج، این انسان های در واقع شبیه برده و زندانی در مکان هایی هستند که در انجا به دللی فقر و تهی دستی گرفتارند و این حاکمیت یکی عوامل این شبه بردگی و شبه زندانی بودنشان است!

از طرفی حقیقت حق حیات و سایر دبیهات حقوق بشری، در همین کشور – حتی با تصریح در قانون اساسی قبل از ج.ا و چه قانون اساسی ج.ا- مشخصا اصولی مشهور به حقوق مدنی و بشری که فقط نقض سیستماتیک و عمدی اصل آزادی داشتن عقیده و بیان و ممنوعیت تفتیش عقیده، بنا بر تحلیل های مختلفی که تا حالا شده منجر به آسیب جدی به بدیهیات حقوق بشری در حد داشتن حداقلی نرمال و ازدواج و فرزندآوری برای مرتدان و سایر باورمندان به عقاید دیگر اعم دینی و آیین و با ناباوران شده است، یعنی عملا با نقض این اصل بقیه یا بایست معترف شوند به دین اسلام یا سه دین دیرگ، یا از بدیهیاتی چون حق تحصیل و در بسیار موراد حتی اشتغال و داشتن شنانامه گذرنامه و حقوق بدیهی شهروندی و تابعیت محروم می شوند برای کسانی که از والدین ایرانی و در کشور امروزی ایران متولد شده اند!، در همین کشور اما اتباع سایر کشورها می توانند به خواست و نظر لطف حاکمان دیکتاتوری ج.ا، به راحتی تابعیت گرفته و از مامور و عامل حکومتی تا اجنبی، به راحتی تغییر هویت شناسنامه و نام و نام خانودگی و تغییر کل تاریخچه بدهند و از نو هویت جدید بگیرند، اما افراد عادی حتی قادر نیستند به راحتی هر نام یا نام خانودگی برای خود انتخاب کنند، مثلا کسی نام و نام خانودگی عربی و به قولی اسلامی دارد، نمی توان طبق قانون ج.ا این نام و نام خانودگی را عوض کند، یعنی برود بدون تفتیش عقیده و آزار و خطر، بخواهد این نام و فامیلی عربی یا اسلامی به نام و فامیلی دلخواه خودش عوض کند! حتی به نام های مجاز و بسیار رایج دیگر ایرانی، مثلا کسی نمی تواند اسم و فامیلش را از “سید حسن حسینی” به “آرش گل دوست” عوض کند، اینکه آرش و گل دوست مجاز و رایج و بلکه مردم پسند است اهمیت ندارد، تا ابد این سید حسن حسینی باید این اسم و فامیلی داشته باشد!

حقیقت این است احتمالا اکثریت قاطع مردمان اعم ایران و جهان، برای هر چه حقیقت دیگران می دانند منافع یا زندگی و زنده مانی خود نمی خواهند فدا کنند، مردمان بر اساس منافع خودشان تصممی می گیرند، برخی اقلیت – بنا بر تجربه تارخی در همه کشورها و بیشتر کشورهای عقب مانده اجتماعی فرهنگی موسوم به اسلامی یا خاورمیانه ای به ویژه- این افلیت منافع فراتر از منافع شخصی قائلند، یعنی گمان می کنند چون مسلمان (شیعه یا سنی و غیره) هسند و به هر طریقی توانسته اند حاکمیت در یکی از این کشورهای عقب مانده خاورمیانه به دست گرفته، حق دارند تمام ریسک و خطرات و عواقب نابود کردن اسرائیل به گردن مردمان و کشور مانند ایران به اندازند و برایشان در عمل مهم نیست ۴۵ سال دودمان و منافع و زندگی اکثریت قاطع مردمانش در خطر و آسیب به بیند و همچنان عملا اتفاق افتاده است.

همان طور در همین لینک های مطالب ارائه شده، از نظر امثال نگارنده، اینها همه نظر و انتقاد امثالهم است و حداکثر تاوان منتقد و نظر دهند، انتقاد متقابل است و تمام پیشنهادها صرفا پیشنهاد است و مسئولیت عواقب اجرایش بر عهده مجریان است، امثالهم هرگز هیچ کسی دعوت به خشونت و آسیب دیگران نکرده و نمی کنم، اما در نقدها و پیشنهاد مواردی گفته شده، هر کسی و کسانی کاری کنند بر عهده خودشان است. در دنیایی که یک حکومت چند دهه، رسما و علنا و در عمل در جهت نابودی یک کشور (به قولی دولت-ملت) عضو رسمی سازمان ملل یعنی اسرائیل اقدام کرده و در کمال وقاحت و پررویی اقدامات گروه ها و افرادی از این حکومت پول و اسلحه و سایر ملزومات گرفته (بنا بر گفته خود همین حکومتی ها وابستگان و عوامل داخلی شان)، می گوید هیچ مسئولیتی قبول نمی کند در قبال اقدامات فلان گروه علیه اسرائیلی ها! حالا این وسط منتقدانی مانند امثالهم چرا مسئولیت کاری که نقشی نداشته و اساسا علاقه ای به مداخله در آن نداشته در برابرش تاوان بدهم؟!، و احتمالا اکثر مردمان ایران شبیه امثالهم هستند و می گویند چرا تاوان ار دیگران ما بدهیم؟!

این داستان زدن چند مطلب سر هیولا، نوعی کنایه انتقادی بوده، از همان قسم و نوع پیشنهادی و انتقادی است، اساسا هیچ دستور یا خواسته و مسئولیتی از جانب امثالهم نیست، وقتی کسانی از اول و وسط و آخر این قضایا دخیل بوده اند و با وقاحت یا به قولی سیاست سلب مسئولیت می کنند، قطعا امثالهم نه دستوری داده و نه خواسته بوده و نه مسئولیت قبول کرده، چرا که انگاری، حقیقت همچون چَرنده ای در کام دَرنده واقعیت است. این وسط مردمان معمولی همچون امثالهم چرا بایست تاوان بدکاری و ظلم و جنایت وفساد دیگران بدهم؟!، در حالی خویش نیز به نوعی قربانی ظالمان جانیان و فاسدان هستم!

همان طور بارها گفته شده، یکی از راه های تشخیص اولی حق از باطل، بدیهیات حقوق بشری است که مصادیقش مکرر در   مطالب و لینک ها آمده و موجود است.


پ.ن: امثالهم و کسانی د راکانت ها و شناس و ناشناس- حتی از باب اینکه دیگر حرفی نماند- برای گذار مسالمت آمیز تا انجا پیشنهاد دادند که بیاند همین حکومتی انقلاب از بلا کنند (پیشنهاد مشخصی از امثال محسن رنانی) و حتی نوعی شبه مگناکارتا و دوره گذار و دولت ائتلافی، به سمت استقرار حاکمیت دموکراسی سوکولار، اما بعید است با شرایطی که رژیم ج.ا در این چند ماه- به ویژه پس از تصویت بودجه ۱۴۰۲ و اارئه برنامه ۵ ساله هفتم، عملا نشان داد یا تا آخر شیره جان مستثمره ایران می مکنند و یا سر این مسثمره حاضرند دست به جنایات و ظلم فسادهای عظیم تری بزنند این فرقه حاکم که اسم ج.ا یدک می کشند!

متاسافنه امثالهم امید چندانی نداریم، داستان ایارن به سمت استقررا دمکراسی سکولار به مسالمت ؟آمیزی و راحتی پیش برود.

از طرفی داستان اسلام و از جمله تشیع نیز تقریبا می توان گفت تکلیفش روشن شده، اگر در دهه های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ خروج از اسلام و از جمله تشیع و ارتداد و به سمت ناباوری ( از طیف ندانم گرا تا آته ئیست) و یا گرویدن به ادیان دیگر مانند مسیحت بیشتر و کمتر  زرتشتی، در طبقات اقتصادی متوسط به بالا بود، در پس ده های ۸۰ و ۹۰ این ریزش از اسلام به لایه هیا طبقات اقتصادی متوسط به پایین و فرودستان و نسل های جوان ونوجوان دهه های ۷۰ و ۸۰ رسیده است، عجیب این جاست برخلاف تمام نظریات تئوری توطئه، اساس این اقشار طبقات اقتصادی فرودست و نوجوان و جوان هایش چندان اهل مطالعه و خوانش القائات کتاب ضد اسلام و اسلام ستیز و منتقد اسلام نبوده، بلکه مستقیما با تجربه تلخ از از دیکتاتور یحکومت اسلام گرایی از اسلام زده و اسلام گریز شده اند، آنها مستقیما تحت خشونت و تحقیر حکومت اسلامی واحکام اسلامی قرا گرفتند، از عمق جان و زندگی تبعیض و خشونت و ستم و جنایت و فساد حاکمان اسلام گرای ج.ا چشیده اند، تنقاضات ادعاها را با خوانش متون کتب اسلامی و عمل اسلام گراها دیدن، دیدن و چشیدند که شلاق خوردن یعنی چه، دار و ادام یعنی چه، کشته شدن به جرم محاربه و ارتداد و توهین مقدسات یعنی چه، سرکوب آزادی بیان و تفتیش عقیده در عمل دیدن و دین  چگونه نسل ها سوختند و فقر سیستماتیک شده و منجر به بحران هیا اجتماعی و فرهنگی وفروپاشی اخلاق یو انوبه انحططا ها، اساسا هم اکنون کل اینترنت و دسترسی بهر سانه تخته کنند و یک سوپر کره شمالی درست کنند، چندان تاثیری- احتمالا عمده- بر نسل های حاضر و آینده نخواهد داشت. از امثالهم احتمال به یقین اکثریت مردمان ایارن به سمت سبک زندگی و زنده مانی سکولاری و حتی خروج از اسلام خواهند رفت و بلکه بخشی عمده رفته اند، تلاش احتمالی موسوم به اسلام گراهای سکولار و یا کسانی قرائتهیا مدرن سکولار از اسلام می دهعند، که مثلا دیگر بی حجابی و نداشتن حجاب نشانه دین دار یو بی دینی ینست چندان تاثیر ندارد در این بخش احتمالا عمده، بحث از حجاب و مابحث ناکارمدی اقتصادی و اشتابهات حکومت اسلامی گذشته، اساسا احتمالا عمده نسل های حاضر جوان و نوجوان تا میانسال از کلیت مقبولیت اسلام عبور کرده اند، بحث مهم اکنون نگرانی از نظر فروپاشی اخلاقی و روانی و کاهش جمعیت و سیاه چاله جمعیت به دلیل آپارتاید عقیدتی و اینکه اجبار به اسلام برای مجوز حق حیات تا ازدواج و فرزندآوری است!

 امروز عبور اسلام دیگر مسئله ایرانیان نیست (چرا که احتمالا اکثریت عبور از اسلام در حال طی هستند!)، مسئله بزرگ این است با این حجم عظیم از انحطاط های همه جانبه چه کار بایست کرد؟!

بدرود

یازده سپتامبر خاورمیانه و تلاش تمام نیروهای مشکوک الحال، برای نجات دیکتاتوری ج.ا از مخصمه سرنگونی!

لینک فهرست مطالب

آخرین مطالب :


سر هیولای ضد بشری و ضد یهودی در تهران بزنید، به محض قطع سر هیولای قیام براندازی برای حاکمیت فرمان روایی مردمی (سکولار دموکراسی) به سرعت انجام و همین امسال  ۲۰۲۳ بایست از شر تروریسم اسلاگرامیی نجات می یابد، در غیر صورت غرب و اسرائیل و جهان تمدن  مدرن جهانی منتظر نابود شان توسط هیولای پان اسلامیسم باشید. //

 

یک پیشنهاد بشردوستانه به اسرائیلی ها، حالا که شما و هم پیمانان غربی تان جرئت زدن سر هیولای ج.ا در ایران و نسشته در قلب تهران(آمر و حامی تروریست های اسلام گرا) ندارید، لااقل نگذارید تهمت نسل کشی عرب های غیر نظامی به ویژه بچه های غزه را به گردن شما به اندازند ضد یهودیان (مانند دیکتاتوری ج.ا و پان اسلامیسم ها، پان های قومی از ترکیسم و عربیسم تا افغانی پشتونیسم و آریایی ایرانیسم و…)

 

طبقه متوسط حذف می‌شوند تا طبقه فقیر گسترش یابد!

بگذار خودش خشک بشه بیفته، نه! نمیشه!، مبارزه با تروریسم ایدئولوژیک، تکرار روش های بی فایده و اشتباهات توسط دولت کشورهای تمدن جهانی از جمله موسوم به گروه غربی و همراهانش

 


برای نجات بشریت، اکنون بایست منشاء شر و نابودی بشریت را ای کشورها و مردمان تمدن مدرن جهانی- یعنی سر هیولا در ایران را – قطع کنید که حتی سال دیگر دیرست!

 

به بهانه کامنت ها، ادامه سانسور در رسانه های فارسی زبان خارج، دعوت دوباره به همبستگی برای گذار از دیکتاتوری ج.ا به حاکمیت دموکراسی سکولار مبتنی بر رعایت بدیهیات حقوق بشر و عدالت

 

طبقه متوسط حذف می‌شوند تا طبقه فقیر گسترش یابد!

چرا برخلاف تمایل چند پست اخیر ارسال کردم؟: ۱- اهانت تهمت حرام زادگی توسط مشکوک الحالان نژادپرستی پان ایرانیستی (مشکوک به مزدوری برای اجانب ضد ایرانی و یا ج.ا و..) و…

 

آنتی آپارتاید و ضد نژادپرستی از دینی و قومی تا آریایی و ناسیونالیزم نژادی و قومی

آیین مزدک به روایت دینکرد: تنها متن بازمانده از گفتگوی مزدکیان با روحانیت زرتشتی

 


گزینش سرنوشت، ۵ سال دیگر دیرست، هم اکنون گذار (براندازی) دیکتاتوری ج.ا به حاکمیت فرمان روایی مردمی (دموکراسی سکولار و لیبرال) مبتنی بر عدالت و آزدی و حقوق بشری

 


پانوشت برای ایران بانو دوستان- با توجه با وضعیت منطقه و جهان- اکثریت اهالی ایران بزودی باید حکومت دموکراسی سکولاری و غیر دیکتاتوری برقرار کنند و یا تاوان جدایی و فروپاشی بدهند، پس دنباله روی نکنید از افراطیون مانند نژادپرستان پان و دینی و فرقه ای…

 

طبقه متوسط حذف می‌شوند تا طبقه فقیر گسترش یابد!

ایران بانو از چه زمانی فاحشه جهانی شد؟!

 

afghanistani_iran

افاغنه ایران را تسخیر کرده‌اند؟

 


هشدار! ۵ سال دیگر دیرست…!، دعوت می شود حتما این مطلب را بخوانید

 


هشدار! ۵ سال دیرست دیگر…!، اتحاد و همبستگی برای گذار (براندازی) از ج.ا کلید رمز پیروزی، حقوق بشری آزادیخواهان راه را ادامه بدهید

 


مردمان ایران در آچمز اباطیلی ها و انحطاط ها و تحریم اجنبی و داخلی، و راه خروج از این آچمز چیست؟!، به بهانه کامنت های یک لینک ( حجاب اجباری در ایران باستان) ویرایش۲

 


درباره مشکوک الحالان ضد حقوق بشری

 

وحشت سپاه پاسداران از گسترش کانون‌های شورشی در ایران

تکرار شکست مردم ایران در مقابل ج.؟!، چه کسانی و چقدر خیانت کردند در شکست دادن جنبش مهسا…؟

 


جنبشی که می رود شکست بخورد/صبر شادمانه با عدالت جنسی ممکن می شود /چرا حکومت با روشنفکران برخورد نمی کند؟

 


آیا با پیروزی خیزش زن و زندگی و آزادی- جنبش مهسا- جنبشی دیگر نیاز است؟ (بخش ۲)

 


آیا با پیروزی خیزش زن و زندگی و آزادی- جنبش مهسا- جنبشی دیگر نیاز است؟

یکشنبه, ۲۶ام شهریور,

بدرود

یک پیشنهاد بشردوستانه به اسرائیلی ها، حالا که شما و هم پیمانان غربی تان جرئت زدن سر هیولای ج.ا در ایران و نسشته در قلب تهران(آمر و حامی تروریست های اسلام گرا) ندارید، لااقل نگذارید تهمت نسل کشی عرب های غیر نظامی به ویژه بچه های غزه را به گردن شما به اندازند ضد یهودیان (مانند دیکتاتوری ج.ا و پان اسلامیسم ها، پان های قومی از ترکیسم و عربیسم تا افغانی پشتونیسم و آریایی ایرانیسم و…)

 

اکانت زیر در سایت زیر به دلیل مشکل حذف مکرر لینک و مطالبش توسط گردانندگان سایت مذکور غیر فعال شد و جایگزینش اکانت دیگری شد!

https://www.balatarin.com/users/hagheazadi

 

 


حجاب اجباری در ایران باستان

https://www.balatarin.com/permlink/2023/9/25/6048667


گزینش سرنوشت، ۵ سال دیگر دیرست، هم اکنون گذار (براندازی) دیکتاتوری ج.ا به حاکمیت فرمان روای مردمی (دموکراسی سکولار و لیبرال) مبتنی بر عدالت و آزدی و حقوق بشری

پانوشت برای ایران بانو دوستان- با توجه با وضعیت منطقه و جهان- اکثریت اهالی ایران بزودی باید حکومت دموکراسی سکولاری و غیر دیکتاتوری برقرار کنند و یا تاوان جدایی و فروپاشی بدهند، پس دنباله روی نکنید از افراطیون مانند نژادپرستان پان و دینی و فرقه ای…

ایران بانو از چه زمانی فاحشه جهانی شد؟!

افاغنه ایران را تسخیر کرده‌اند؟

هشدار! ۵ سال دیگر دیرست…!، دعوت می شود حتما این مطلب را بخوانید

هشدار! ۵ سال دیرست دیگر…!، اتحاد و همبستگی برای گذار (براندازی) از ج.ا کلید رمز پیروزی، حقوق بشری آزادیخواهان راه را ادامه بدهید

مردمان ایران در آچمز اباطیلی ها و انحطاط ها و تحریم اجنبی و داخلی، و راه خروج از این آچمز چیست؟!، به بهانه کامنت های یک لینک ( حجاب اجباری در ایران باستان) ویرایش

درباره مشکوک الحالان ضد حقوق بشری

تکرار شکست مردم ایران در مقابل ج.؟!، چه کسانی و چقدر خیانت کردند در شکست دادن جنبش مهسا…؟

جنبشی که می رود شکست بخورد/صبر شادمانه با عدالت جنسی ممکن می شود /چرا حکومت با روشنفکران برخورد نمی کند؟

آیا با پیروزی خیزش زن و زندگی و آزادی- جنبش مهسا- جنبشی دیگر نیاز است؟ (بخش ۲)

آیا با پیروزی خیزش زن و زندگی و آزادی- جنبش مهسا- جنبشی دیگر نیاز است؟

همان طور اشخاصی گفتند:
همواره این نیروهای جنگ اباطیلی داخلی و خارجی موثر بوده اند.


جنگ اباطیل: جنبش ضد ج.ا مردم ایران درگیر ۶ باطل، ماهی‌گیری نجاست‌خورهای مافیایی داخلی و خارجی از جنبش اعتراضی ۱۴۰۱

https://www.tribunezamaneh.com/archives/326146

برای روشن اندیشی درباره سری مطالب جنگ های اباطیلی بایگانی را مرور کنید

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/avangard

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/korooshbotshekane

نمونه دیگر نوشتارهای مشابه

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/botshekan

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/avangarde

 

 

روشنفکران و حکومت
(چرا حکومت با روشنفکران برخورد نیم کند؟)
محسن رنان

 

https://www.renani.net/index.php/texts/notes/968-2023-08-26-11-45-09

https://www.balatarin.com/permlink/2023/9/15/6044200

آیا با پیروزی خیزش زن و زندگی و آزادی- جنبش مهسا- جنبشی دیگر نیاز است؟ (بخش ۲)

 

آیا با پیروزی خیزش زن و زندگی و آزادی- جنبش مهسا- جنبشی دیگر نیاز است؟

 

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/aniran1

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)