این مطلب به بهانه مطالب “محسن رنانی” است درباره نقدهای دیگران به او و نظرش درباره “صبر شادامنه” و در پاسخ نقدها و طرح فرض عدم برخود حکومتی ها با روشنفکران!
اما نظر من حکومت با روشنفکران بخورد می کند و منتهی – در محاسبات هزینه و فایده- اولیت بندی می کند، این حکومت جنبش از نوع ضد حقوق بشری است، وقتی حتی مهمترین اصول قوانین اساسی که اندکی حافظ حقوق بشری است مانند اصل مهم “آزادی بیان و اندیشه و عدم تفتیش عقیده” را به صورت سیستماتیک نقض می کند و با تحمیل تفتیش عقیده در فرم های ثبت نامی- از مدارس و داشنگاهها تا مراکز خدمات شهروندی ماند گذرنامه و غیره- عملا یک آپارتاید عقیدتی حکومتی اعمال می کندذ (همان اتهامی به حکومت اسرائیل می زند را حکومت ج.ا دارند با وحشیانه ترین شکل اجرا می کند!). آپارتاید عقیدتی ج.ا تنها به تقتیش عقیده نیست، عملا در دفترخانه ازدواج مانع می شود مرتدان و دگراندیشان غیر چهار دین رسمی، ثبت ازدواج کنند مگر معترف به اسلام و یا سه دین رسمی باشند! البته عدم اعتراف به اسلام برای به اصطلاح مسلمان زاده می توان حکم ارتدادو مرگ باشد.
عدم حق شیده بودن برای دختران باکره مجرد بالای ۱۸ سال، نشان می دهد این حکومت تا درون خصوصی ترین بخش زندگی مردم آپارتاید عقیدتی اش تحمیل می کند. موکول بودن ازدواج به اجازه پدر یا قیم دختر باکرهخ مجرد، نقض آشکار حق آزادی ازدواج است.
عملا جواز کشتن فرزند توسط پدر صادر کرده است!
اینجا نیز محسن رنانی یا خودش به به کوجه می زند و یا واقعا غافل است که خکومت وحشیانه نقض بدیهیات حقوق بشر انجام میدهد، همچنان مطالب گوناگون اشخاصی گفته اند، این نقض بدیهات حقوق بشر از جمله مسایل عدالت جنسی و ازدواج و مخالفت وسرکوب داشتن پارتنر و هم بودن دختر یا زن مجرد با مرد مجرد دیگر مانند ازدواج سفید، در نهایت منجبر به کاهش جمعیت می شود با توجه جمعیت عظیم مرتد و یا از دین برگشته. عقیم شدن نسل در مناطق عمده فارسی زبان و ترک زبان و مناطق شمالی و… قابل پیش بین است و در نهیت ممکن است جمعیت های ایرانی زبان نزدیک به فارسی زبان و ترک زبان تبدیل به اقلیت های کوچکی بشوند و در عوض عمده جمعیت به گروه های سنی مذهب و عرب زبان انتقال یابد!
و مقصران اصلی در دجره اول حکومت آپارتاید ج.ا و سپس نژادپرستان ایران گرا و آریایی گرا هستند.
برخلاف آن ضد اسلامی ها مشکوک الحال که با هانت های زشت و تهمت زنازادگی و حرام زادگی به بچه های دهه هشتاد زدند به اسک حمایت از دهه هشتادی ها، بعید است اکثریت مردم کاملا و رسما از دین برگشته باشند و احتمال اینکه مثلا ۲۰ یا ۳۰ درصد در حال گذار و شک از عبور از دین بین جوانان و میانسالان باشد با اهانت ها پان آریای و ایران گرها نژادپرست واقعا ناراحت شده اند! نوعی سرگشتگی است و در نهایت ممکن درصد بالای به سمت انواع ناباوری از ندانم گرایی تا آته ئیستی بروند و به هیچ دین نروند، با توجه ارائه تصویر نژادپرستانه و خرافی از آیین زرتشتی توسط مدعیان زرتشتی که مملو عقده های هتاکه اسلام ستیزانه و هانت به والدین شیعه جوان ها هستند! تهمت زنازادگی و حرام زادگی به اکثریت نسل موسوم به z توسط افراد و شبه گروهک های نژادپرست ایرانشهری و پان آریای و پان ایرانیستی و ایران گرا ادعایی، در نهایت موجب بیزاری عمده نسل جوان از این قماش نژادپرستان ایران گرا شده است.
روشنفکران و حکومت
(چرا حکومت با روشنفکران برخورد نیم کند؟)
محسن رنان
https://www.renani.net/index.php/texts/notes/968-2023-08-26-11-45-09
https://www.balatarin.com/permlink/2023/9/15/6044200
آیا با پیروزی خیزش زن و زندگی و آزادی- جنبش مهسا- جنبشی دیگر نیاز است؟ (بخش ۲)
آیا با پیروزی خیزش زن و زندگی و آزادی- جنبش مهسا- جنبشی دیگر نیاز است؟
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/aniran1

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.