درباره مشکوک الحالان ضد حقوق بشری // جنبش ۴۰۱ با بروز آزادی پوشش در محیط باز و فضای آزاد عمومی مانند پارکها و فضای طبیعت مانند کوه دشت و سواحل و خیابان و میدان زندگی است و استمرارش به این گونه و نه به کنج خزیدن فضاهای بسته خصوصی از جمله کسب و کارها و کافی شاپ ها و مزاحمت مدعیان برای کسب و کارها و..،طی سالها مشاهده و مطالعه رسانه های مختلف مدعی ضد دیکتاتوری مذهبی ج.ا در ایران، و عموما مدعی دفاع دموکراسی و لیبرال (آزادی خواهی) و سکولاری (جدایی نهاد های دین و شبه دینی مانند ایدئولوژی از حکومت) و ، سه جریان کلی مدعی قابل شناسایی است:

– جریان میانه رو
این جریان، امثال من و دیگران همیشه سعی کرده اند- من شناخت معیارهای میانه روی- از افراط و تفریط برهیز کنند.
بعد سالها مطالعات و تجربه، بگمانم بالاخره به حداقلهایی از معیارشناسی دست یافته، مثلا چیزی که میگویند بدهیات حقوق بشری (حق حیات، حق کار و معاش یعنی رفع احتیاجات ادامه زنده بودن مانند خوراکی و آشامیدنی و…، حق داشتن شریک جنسی و پاتنر، حق تحصیل، حق شهروندی و تابعیت مانند داشتن شناسنامه و گذرنامه و…، حق داشتن عقیده مانند دین دار بودن یا بی دین بودن و عدم تعرض به جان و مال و متعلقات شخصی بخاطر داشتن عقیده، حق اقامت و حق سفر و مهاجرت و…)، این بدهیات حقوق بشری را میتوان حقوق اولیه بشری نامید، برخی حقوق بدیگر جزء مهمات حقوق بشری است و اما اولویت بندی بعدی دارد که میتوان حقوق بشری ثانویه نامید، مانند حق آزادی بیان، حق انتخاب سرنوشت سیاسی و تاثیر در نوع حکومت سیاسی، چرا که عملا برای تحقق و تضمین آن حقوق بدیهی اولیه نیازمند بسیاری حقوق ثانویه هستیم.

– جریان موسوم به افراطی ها، که بهانه آن حقوق بشر بدیهی اولیه و ثانویه…، انواع روشهای تندروانه خود انجام یا به دیگران پیشنهاد می کنند و سعی در جریان سازی دارند، نمونه واضحش، در جریان جنبش اعتراض ۴۰۱ به قضیه حجاب اجباری و شرعی حکومت دیکتاتوری مذهبی ج.ا بود، در حالی خیلی مشخص است این جنبش اعتراضی از جنس دموکراسی خواهی و حقوق بشری است و اساس این نوع حقوق مانند آزادی پوشش در کشورهای مشهور به سکولار و لائیک و لیبرال دموکراسی مرسوم شده است و چه بخواهیم و چه نخواهیم از رهاوردهای لائیتسته و سکولار دموکراسی است، اما عده ای -احتمالا قلیل- با سوءاستفاده از فضای باز و آزادی های نسبی رسانه ای و دومکراتیک کشورهای غربی، اقدام به تخریب این جنبش کرده اند در عمل (شاید برخی شان ندانسته و از روی غفلت)، نمونه اش تشویق مخالفان حجاب اجباری به تعرض و حمله به افراد مذهبی و خانم های چادری یا دارنده مقعنه و…!، این اقدام آنها ضمن اینکه با اصول دموکراسی و حقوق بشری تقاض دارد، عملی نامساعد و ضد جنبش مذکور بوده است!

متاسفانه این مشکوک الحالها- تا همین چندی پیش به قول خودشان پروژه برداشته بودند و به قصد نزدیک کردن ملی گرایی ایرانی با مذهبی های ج.ا، بسیاری کارهایی امروز مدعی مخالفت با آن هستند از جمله حجاب اجباری را، عملا رسانه و امکاناتش را در اختیار عوامل ج.ا قرار دادند در جهت توجیه سازی ایدئولوژی مذهبی حکومت ج.ا و حتی همین حجاب! این حد از افراط و تفریط خود نشان مشکوک الحال بودن آنها است، اگر بپذیریم که آنها در اتخاذ پروزه کرای شان اشتباه کرده اند، اما افراطی گری درست زمانی جامعه خواهان به جریان افتادن رواداری و همزیستی مسالمت آمیز بین سکولارها و مذهبی و تشویق و ترغیب عمومی برای گذار به از دیکتاتوری ج.ا فعلی به حکومت سکولار و لائیک و لیبرال (آزادی خواه) و ذر نهایت دموکراسی است، این افراطی گری هیچ توجیهی ندارد، برای همین برخی معتقدند این افراد در واقع نفوذی ج.ا و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ج.ا و سپاه و غیره هستند که با ایجاد دوقطبی ین مسلمان و غیر مسلمان و بین مذهبی و غیر مذهبی و… در نهایت جنبش را ناکام کنند. هر چند من چون سند مستدللی تاکنون بدان دست نیافتم و ندیدم آنها به مامور و مزدوری متهم نمیکنم، و اما مشکوک الحال بودن حداقل وصف این قبیل افراد است. همیشه دعوت کردم به اصلاح اشتباه و برگشتن به میانه روی.

– جریان سوم، جریان تفریطی هستند، این جریان به اندازه جریان افراطی خطرناک برای جنبش های از جنس جنبش ۴۰۱ (مشهور به مهسا یا ژینا و زن، زندگی و آزادی) نیست، کلیت این جریان تفریطی، بی تفاوت و تشویق به سکوت و یا مماشات با ظلم و جنایت و فساد ج.ا و حتی نسبت به اقدامات افراطی جریان مخالف ج.ا است.
جریان تفریطی را بسیاری از لایه موسوم به خاکستری نیز دنبال میکنند، قطعا جریان افراطی نقش موثری در تشویق لایه موسوم به خاکستری دارند که این لایه خاکستری که شاید اکثریت مطلق مردم نشکیل بدهند بروند به سمت عدم کنش و فعالیت، و یا حتی سکوت و بی تفاوتی مطلق.

یکی عواقب جریان افراطی، ترساندن مردم عادی است، در حالی بارها گفته شد، این جنبش اخیر، در صورتی موفقیت کامل خواهد یافت که اولا استمرار داشته باشد و بعد بتواند سایر اقشار و لایه های اجتماعی و حتی مذهبی ها را همراه کند.

اما دیدم چگونه بجای اینکه بانوان معتقد به حجاب اختیاری و سایر دگراندیشان را به حضور در میدان و خیبان و فضای تشویق و حمایت کند، سعی کردن جهت دهی کنند برخی جوانان را به سمت تعرض حریم کسب و کارها و تحمیل بی حجابی در محیط های بسته کسب و کار شخصی مردم! ممکن است برخی مشاغل غیر حساس (لااقل فعلا) مانند مراکز آموزشی در رقابت و حتی خواست صاحبکار برای ارائه بهتر خدمات و بسیاری از مشتری ها مثلا مرکز آموز خصوصی یا شخصی با تفکیک جنسیتی ایجاد کند و این هیچ ضدیتی لزوما (در حال دوره گذار) با جنبش نداشته باشد، همان طور از چند دهه قبل برخی سعی کرده اند مراکز مختلط آموزشی و هنری و… درست کنند و برخی برعکسش عمل کرده اند و این چیز عجیبی ینست و در کشورهای غربی نیز رایج است، اینکه بسیاری بانوان و از جمله برخی استادان و معلمان و مربیان علاقه ندارند محیط آموزشی به محیط دوست یابی و خانم بازی و دختربازی شود و مایلند ان یکی دو ساعت محدوه زمانی به آموزش فن و هنر اختصاص یابد و کلاس آموزشی تبدیل به کلاس آمیزشی نشود!

این خواسته احتمالا برحقی بایست باشد که تنوع برآوردن خواسته شهروندان باشد. اجبار همه به بی حجابی و محیط مختلط چندان هم خوانی با زادی های حققو بشری ندارد. فرق دموکراسی های نسبتا موفق غزبی با شبه دموکراسی خاورمیانه در همین است، عجیب اینجا است در همان کشورهای  غربی عده مدعی مبارزه با دیکتاتوری ج.ا مردم داخل ایران به این افراطی گری تشویق میکنند و هرگونه انتقاد و اعتراض به تخریب گری شان با هتاکی و اتهام زدن مانند حرام زادگی و زنازادگی به شیعه زادگان میکنند! عملا اکثریت قریب به اتفاق همان دهه هشتادهی ها حرام زاده وزنازاده خطاب کردند! جدا از اینکه از نظر اخلاقی کاری ناپسند است، از نظر تکنیکی هم کاری بیفایده بلکه ضد جنبش ۴۰۱ بوده و از نظر نظری، اتهام حرام زادگی وز نازادگی به شیعیان مسلمانان و افراد موسم به مسلمان زاده (بر فرض حالا مرتد شده و مسلمان نباشند) خودش ضدیت با اصل آزادی و حق حیات و همان شعار زن و زندگی و آزای دارد. کسی مغتقد است دیگران به واسطه اعتقادشان یا اینکه والدینشان مسلمان بوده، حق به دنیا امدن نداشته حرام زاده و زنازاده هستند! اینها واقعا مشکوک الحال هستند و برخی آنها مزدور همان ج.ا و نفوذی برای برهم زدن اتحاد آزاید خواهان میدانند!

چرا جنبش ۴۰۱ که برخی میخواهند در ۴۰۲ تکرار و ادامه اش دهند ربطی ندارد!، در حالی از سال و بلکه چند دهه پیش- از باب منفعت طلبی- بسیاری از کسب و کارها ضمن عدم رعایت قوانین تفکیک جنستی، حتی از بی حجاب ها پذیرایی میکردند از برای بیزنس و کسب  درامد! اساسا اینکه مدعیان حجاب اختیاری و آزادی پوشش بروند در فلان کافی شاپ یا باشگاه و… سربرهنه و حتی مختلط به ایستند چیز تازه نبوده و از چند دهه قبل امری رایج بوده و هست، و بلکه تفاوت اصلی جنبش ۴۰۱ با آنها در همین عیان شدن و به میدان و خیابان عامد کثیر بانوان بدون حجاب و البته حمایت حتی مذهبی و بعضا بانوان محجبع از آن بود. با ضربات این مشکوک الحالان زده اند، این جنبش به مرز شکست کشانده اند!

افراطیون مشکوک الحالی که به اسم ایران گرایی فعالیت میکنند و میخواهند به سبک مدعیان اصلاح طلبی در ج.ا، واژگان زیبا حقوق بشری را مطلوب به مصادره کنند، همان طور در اقدام ناموفق طرفداران بقای دیکتاتوری ج.ا در مصادره به مطلوب اصلاح طلبی انجام دادند، این قبیل قماش مدعی ایران گرایی که قبلا مشهور بوده اند به پان ایرانیست، نخواهند توانست و باید نتوانند که فعالیت های حقوق بشری مصادره به مطلوب کنند به اسم ایران گرایی.

البته از سانسور و سرکوب رسانه ای مدعیان آزادی بیان نیز غافل نباید شد و این قماش مشکوک الحال هستند!


پ.ن: قضیه تفکیک جنسیتی از امثالم، یک قضیه تک بُعدی  محض نیست، خیلی بدیهی است تفکیک جنسیتی به صورت امر عمومی نه ممکن است و نه عقلانی، اینکه در همه جا زن و رمد را از هم جدا کنند، نه شدنی است و نه بایست همه جا چننی باشد، مثلا امکان عمومی و مشخصا فضاهای ابر مانند خیابان و کوچه و راهها و پارکها و فضای طبیعت از کوه و دشت و سواحل و دریا و اقیانوس و…، خیلی بدیهی است این امر نه شدنی است و نه بایست به این سمت بروند، اما در اماکن محدود خاص و مقاطع خاص و دوره گذار، اولیت بندی بایست بشود در مبارزات مدنی، در جنبش اخیر ۴۰۱ و ۴۰۲ که می توان نامش جنبش “مردمی زندگی” نامید تفکیک جنسیتی مراکز خاص آموزشی پیشادانشگاهی و مراکزی فنی و هنری خاصی طبق قانون تفکیک حنستی اعمال می شود اولویت ندارند، این مراکز بویژه رد بخش خصوصی، فاقد کمترین سیستم امتظامی حمایت از بانوان و معلمان و مربیان هستند، آزار و اذیت دختربازها و خانم بازها مشهود است، فشار عظیمی بر معلمان و مربیان وارد میشود برای نظم کلاش و بخش بزرگی انرژی معلم یا مربی صرف نظم میشود و به شدت از بار ارزشمندی آموزشی و علمی کلاسها کم میشود!، چرا گاه تمام یک آموزشگاه خصوصی در یک معلم یا مربی جمع میشود که همزمان کراهای مانند منشی گری و.. نیز انجام میدهد، در این موارد گاه خود صاحب آموزشگاه و موسسه خصوصی آموزشی همزمان مربی یا معلم نیز هست و یک آموزشگاه تک نفره عملا است و هر چند اساسنامه ها سه نفر به صورت شرکتی این مراکز ثبت میشوند، در عمل دو نفر دیگر نمایشی و فرمالیته هستند، در بحران اقتصادی و تحمیل سرمایه سالاری بیرحمانه ج.ا به مراکز صنفی کشیده شده از جمله مراکز آموزشی خصوصی و آنها اگر مربی یا معلمی هم استخدام کنند، به صورت پاره وقت و بدون هیج حقوق  و مزایا و بیمه حداقلی قانونی است، استثمار مربیان و معلمان در این مراکز یکی از کارهای روتین است. حالا درگیری سیاسی و لات بازی دختربازها و خانم بازها اضافه شود بر این نابسامنی این مراکز.

اما دانشگاهها موضوعش فرق میکند، حتی در بدترین و بی عرضه ترین دانشگاههای ایران نیز مجموعه ای کوچک هم شده از انتظامات و دسیپلین موجود است، از طرفی آنجا امکان اختلاط کودکان با بزرگسالان نیست، تقریبا ۱۰۰% افراد بالای ۱۸ سال هستند و کودکان و نوجوانان حضور ندارند، رد حالی که در مراکز آموزشی پیشادانشگاهی (متوسطه و ابتدایی) بخش خصوصی، کودکان و نوجوان حضور دارند و گاه اختلاطهایی بین سنین زیر ۱۸ و بالای ۱۸ مشاهده میشود، برای همین تفکیک جنسیتی در آنجا بسیار مشکل حادی میتواند تبدیل شود، در سیستم آموزشی پیشادانشگاهی بخش خصوصی فعلی ایران، به دلایل مختلف یک بی نظمی و اختلال در اختلاط سنین است، گاه افراد بزرگسال با نوجوان هستند، اینجا تنها راهکار فعلی، مختار شدن معلمان ومربیان است تا بتوانند از حق طبیعی تدریس و داشتن کلاس مناسب دلخواهشان استفاده کنند و با حداقل زمان بندی، کمتر اختلال های گفته موجب آسیب به روند آموزش بزند.

اما این آروزی امثالهم است- روز ی برسد- که جامعه و مردمان ایران به چنان مرحله بلوغ فکری و اجتماعی و عدالت جنسی برسند که وقتی به کلاسهای اموزشی اعم پیشادانشگاهی و فنی و هنری و میروند صرفا برای کسب علم و هنر بروند و در این صورت تفکیک جنسیتی کامل برداشته شود!، و نه با هدف دوست یابی (که لزوما چیز بدی نیست برای مجردان تنها) و بدتر خطر خانم بازی و دختربازی. اما بنطرم بایست دوره گذار طی شود که شاید سالها طول بکشد و اول بایست این نظام دیکتاتوری مذهبی ج.ا از میان برداشته شود تا یک حاکمیت دموکراسی مبتنی رعایت حقوق  بشر و عالادانه مستقر شود.

همان طور اشخاصی گفتند:
همواره این نیروهای جنگ اباطیلی داخلی و خارجی موثر بوده اند.


جنگ اباطیل: جنبش ضد ج.ا مردم ایران درگیر ۶ باطل، ماهی‌گیری نجاست‌خورهای مافیایی داخلی و خارجی از جنبش اعتراضی ۱۴۰۱

https://www.tribunezamaneh.com/archives/326146

برای روشن اندیشی درباره سری مطالب جنگ های اباطیلی بایگانی را مرور کنید

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/avangard

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/korooshbotshekane

نمونه دیگر نوشتارهای مشابه

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/botshekan

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/avangarde

 

جنبشی که می رود شکست بخورد/صبر شادمانه با عدالت جنسی ممکن می شود /چرا حکومت با روشنفکران برخورد نمی کند؟

روشنفکران و حکومت
(چرا حکومت با روشنفکران برخورد نیم کند؟)
محسن رنان

 

https://www.renani.net/index.php/texts/notes/968-2023-08-26-11-45-09

https://www.balatarin.com/permlink/2023/9/15/6044200

آیا با پیروزی خیزش زن و زندگی و آزادی- جنبش مهسا- جنبشی دیگر نیاز است؟ (بخش ۲)

 

آیا با پیروزی خیزش زن و زندگی و آزادی- جنبش مهسا- جنبشی دیگر نیاز است؟

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/aniran1

 

 

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)