بایگانی

مکث: ایران اینترنیشنال، رسانه یا پروژه؟ جنگ طلبی و آلترناتیوتراشی به ضرب ۲۵۰ میلیون دلار

سرمایه‌داری سیاسی اسلامی و اقتصاد غارت

صدارت- سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۷)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

پیشنهاد رسمی شدن فساد به ج.اها و مافیای فساد آموزشی، فساد مدرکگرایی با مدرکفروشی تکمیل کنید و مراکز …

چرا فریاد«رضاشاه روحت شاد» ،بدل به شعار اصلی جوانان ایران شد؟

مذاکرات عمردهی به حاکمیت ضد بشری ج.ا، تکرار داستان راستان خیانت به بشریت…

هشدار به شیفتگان قدرت و چهره‌ها

جامعه سیاسی ماقبل مدرن در ایران

صدارت- کنگره یا شورای ملی انتقال حاکمیت به ما مردم ایران چگونه شکل می‌گیرد.

یاد و خاطره بیژن جزنی و دیگر شهدای راه رهایی ملت ایران از استبداد و وابستگی را گرامی می داریم

صدارت: سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۶)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

گفتگو با لئا منصوری در تهران: شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران

از معمای مذاکرات (غیر)مستقیم تا بداهت کشتارهای مستقیم: حفظ نظام اوجب واجبات است

ذهن در بند، فیلمی درباره نظریات و زندگی اسد سیف، نویسنده – کاری از احمد نیک آذر

اپوزیسیون ایران به برنامه نیاز دارد

صدارت- تشدید بحران‌ها، افزایش تنش‌های قدرتمداران، نقش ما مردم برای دفع خطرها

حمایت از فعالان در خطر اعدام و توصیف شخصیت و مبارزاتشان در تناقض با تأکید بر لغو کامل اعدام به‌عنوا …

کودکستانی به نام آمریکا

مکث: عروج گفتمان ضد امپریالیستی، به آنان که می گفتند: تمام شد!؟

علی صدارت

صدارت- دعوت از هموطنان برای عضویت در دولت موازی

گپ و گفت: مذاکره رژیم های امریکا و ایران در مسقط ، موضع ما چه باید باشد؟

از شاه زاده تا مجاهد زاده، آیا تاریخ تکرار می‌شود؟

شکسته باد قلمی که علیه حقیقت، بیانیه صادر کند!

پرسشی از خانم ملیحه محمدی بدنبال نقد نامه ارسالی "گروهی از فعالین سیاسی ومدنی به دبیر کل سازمان ملل" در باره ی تهدیدات ترامپ توسط آقای بهزاد کریمی ،خانم ملیحه محمدی در یادداشتی با عنوان "شما جای سوراخ دعا را میدانید ؟"مقاله آقای بهزاد کریمی را مورد نقد قرار داد . در این یادداشت قصد ندارم به نقد نوشته ی خانم محمدی بپردازم که خود موضوعی مفصل و دامنه دار هست. تنها به یک پرسش اکتفا می کنم اینکه آیا خود شما جز به یک دعا (راهکار) به راه دیگری هم می اندیشید ؟ خانم ملیحه محمدی در نقد خود می نویسند : آقای کریمی گرفتار سو ءتفاهمی هستند که ریشه اش در فرضیه غلط او بوده و عمری ست که آن را در شعار ضرورت سرنگونی حکومت به مثابه دعای رفع هر گونه بلا با خود حمل می کند و میگوید "فقط یک دعا (یک راهکار ) وجود دارد که در سوراخی پنهان است ". خانم ملیحه محمدی در یاداشت خود بدرستی اذعان می دارند که برای رسیدن به هدف فقط یک راه وجود ندارد چرا که موقعیت و شرایط هستند که نوع کنش سیاسی افراد و جریانات سیاسی را تعیین می کنند به خصوص برای چپها که نگرش واقع گرا و انتقادی به مسائل دارند . پرسشی که بوجود میاید این است که خانم محمدی آیا در عمل سیاسی هم به این امر پایبند هستند؟ در فرهنگ ما گزاره و پندی اخلاقی وجود دارد که می گوید آنچه را که برای خود نمی پسندی بر دیگران مپسند. خانم محمدی در نقد آقای بهزاد کریمی ایرادی را به نوشته و دیدگاه ایشان منتصب میکنند که خود عمیقا از آن رنج میبرد .در دیدگاه ایشان نیز اصلاح طلبی تنها راه ممکن هست و هر راهی به غیر از آن سر از بیراهه در می آورد . نگرش سیاسی او و همفکرانش براساس یک دوگانه کاذب بنام اصلاح یا براندازی شکل گرفته است و راه رستگاری فقط در اصلاح حکومت ، و بقیه راهها به جهنم ختم میشود و یا اصلا راهی وجود ندارد . حلقه غائب و گمشده گفتمان او و همفکرانش ، جامعه ونقش آن در تحولات اجتماعی  و امکانهائیست که جامعه میتواند برایشان فراهم کند . خانم محمدی به شدت دولت باور است وتمام توان و کنش ذهنی و عملی او معطوف به تغییر در رفتار حکومت است ، ذیل همین اندیشه بیش از سه دهه است که بنام اصلاح طلبی به بدترین شیوه به تطهیر و توجیه رفتار نظام مشغول میباشد . قضاوت من یک تبلیغ سیاسی ویا مخالفت با خانم ملیحه محمدی نیست . بلکه حاصل پیگیری جدی بیش از دودهه مواضع سیاسی اوست . از آنجا که گفتمان خانم ملیحه محمدی و همفکرانش نقش ضد تبلیغ برای اندیشه چپ را بازی میکند و ابزاری کارساز در دست جریانات دست راستی بعنوان پروپاگاندای ضد چپ بوده که از آن بهره می برند و همین امر انگیزه ای برای من بوده تا گفتمان این جریان را به دقت پی گیری کنم . خانم ملیحه محمدی یک فرد نیست بلکه جریانی است که بعد از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم دولتی و سرکوب بیرحمانه چپ بعنوان عاملی مهم در فلج سازی چپ عمل کردند و ضربه جبران ناپذیری را بر آن وارد کردند . بعداز ضربات مهلکی که رژیم اقتدارگرا وتمامیت خواه مذهبی به چپ زد و موجب انشقاق و تفرقه در کلیت جریان فوق گردید و در موقعیت سرکوب ، سردرگمی و بحران هویتی که چپ دچارش شد ، گرایش بخشی از رهبران چپ به حمایت از رژیم اقتدارگرا و فاسد آخرین میخی بود که توسط آنها بر تابوت چپ زده شد .در شرایطی که فقر ، نابرابری ، تبعیض ، به حد نهایت خود رسیده است دفاع از یک نظام ارتجاعی و فاسد با پرچم چپ ، زخمی است بر پیکر چپ که به این سادگی التیام نخواهد یافت . اما ماجرا تنها گسستن از مبارزه یا دگردیسی فکری متعلقان این جریان نیست زیرا حق دمکراتیک هر فردی است که هر چند بار که خواست درعقاید شخصی خود تجدید نظر کند و یا در مواضع نظری یا اراده عملی و کنش سیاسی واجتماعی خود تعدیل و تغییر داشته باشد .موضوع زمانی مسئله دار می شود که این طیف ، موضع و نسبت خود را با اندیشه چپ روشن نمیکند . و با توجه به دسترسی که به رسانه های غالب دارند به راحتی افکار خود را زیر چتر چپ تبلیغ می کنند. .هرکس کوچکترین اطلاع از اندیشه چپ دارد برایش مبرهن است محور اصلی اندیشه چپ تکیه بر نیروی تغییر است و اولویت تغییر هم تغییری است که از سطوح پایین جامعه شروع میشود نه تغییراتی که در سطح قدرت و نهاد حکومت متمرکز باشد . جایگاه کنش سیاسی این جریان در تراز طیف راست اصلاح طلبان قرار گرفته تا جاییکه نوع سیاست ورزی آنها در میان اصلاح طلبان مترقی همچون تاج زاده نیز جایی پیدا نمیکند .

پرسشی از خانم ملیحه محمدی

چرا حزب ِ چپ ِ پوپولیست ِ فرانسه، همان اندازه «یهود ستیز» است که اسلام گرایان؟

صدارت:سقوط فیزیکی رژیم، و برخی(۵)اصول حاکم بر دولت موقت، که ضمانت اجرایی آن، حضور ما مردم است

میزگرد: پنجاهمین سالگرد ترور بیژن جزنی و هشت زندانی سیاسی در تپه های زندان اوین

جمهوری اسلامی؛ ماهیتی که همیشه از “آبه” به “انور” می‌رسد!  

از شاه زاده تا مجاهد زاده، آیا تاریخ تکرار می‌شود؟

دشمنی خداوند و ایران