اعدام تحت هر شرایطی، به بهانهی هر جرمی، حتی قتل عمد و تجاوز به یک انسان دیگر، به هیچ عنوان قابل توجیه نیست و یک انسانکشی سیستماتیک و حکومتی است.
عفو بینالملل در تازهترین گزارش خود به تاریخ ۸ آوریل ۲۰۲۵ اعلام کرده است که در سال گذشته، تنها ۱۵ کشور مجازات اعدام را اجرا کردهاند – رقمی که برای دومین سال پیاپی، کمترین تعداد کشورهای ثبتشده در سطح جهان محسوب میشود. با این حال، شمار اعدامهای ثبتشده با بیش از ۱۵۰۰ مورد، به بالاترین سطح خود از سال ۲۰۱۵ تاکنون رسیده است.
بر اساس این گزارش، تا به امروز ۱۱۳ کشور به طور کامل مجازات اعدام را لغو کردهاند و در مجموع، ۱۴۵ کشور این مجازات را در قانون یا در عمل کنار گذاشتهاند.
در همین گزارش آمده است که در سال ۲۰۲۴، حکومتهای چین، ایران، عربستان سعودی، عراق، یمن، سومالی، آمریکا، مصر، کره شمالی، سوریه و ویتنام به ترتیب بیشترین موارد اجرای اعدام را ثبت کردهاند. این در حالی است که برخی دیگر از کشورها همچنان احکام اعدام صادر میکنند، حتی اگر این احکام اجرا نشوند یا اجرای آنها بهصورت رسمی اعلام نگردد.
تشکلهای بسیاری در جهان، در سطح ملی و بینالمللی، از جمله عفو بین الملل، علیه اعدام بهعنوان یک مجازات ضد انسانی و نوعی قتل علنی حکومتی فعالیت میکنند. از این فعالیتها باید قاطعانه حمایت کرد و صدور و اجرای مجازات اعدام، چه به دلایل فعالیتهای سیاسی و چه به بهانهی ارتکاب جرایم جنایی یا هر اتهام دیگری، حتی جنایت علیه بشریت، باید قاطعانه محکوم شود. باید برای لغو کامل، جهانشمول، و بدون قید و شرط مجازات اعدام تلاش کرد. میتوان و باید به سمت لغو این مجازات در تمامی کشورهای جهان حرکتهای مؤثرتری داشت. احزاب، تشکلها و نهادهای سیاسی، مدنی، حقوق بشری، و همچنین جنبشهای کارگری و سوسیالیستی در سراسر جهان از جمله ایران، مسئولیت دارند برای لغو کامل مجازات اعدام تلاش کنند؛ و البته این تلاشها، کموبیش، در جریان بودهاند.
برای جنبشهای کارگری و سوسیالیستی، مبارزه با مجازات اعدام بخشی از مبارزهی طبقاتی علیه کلیت نظام اقتصادی و سیاسی کاپیتالیستی حاکم است؛ مبارزهای که نمیتواند به لغو اعدام محدود بماند، بلکه باید خواستِ لغو حبس ابد، پایان دادن به شکنجه و اعترافگیری، و برچیدن زندان بهعنوان ابزار سرکوب، انقیاد و سودآوری را نیز دربر بگیرد.
▪️حمایت از فعالان در خطر اعدام و تأکید بر لغو کامل مجازات اعدام، نهتنها در تناقض با یکدیگر نیستند، بلکه باید همزمان و همراستا پیگیری شوند!
با این حال، اخیراً مشاهده میشود که اهمیت مبارزه برای لغو کامل مجازات اعدام ـ بهعنوان مجازاتی ضدانسانی و شکلی از قتل حکومتی ـ گاه از سوی برخی فعالین، در تقابل با یا در قالب نقد و تذکر نسبت به تلاشها و کارزارهایی قرار میگیرد که علیه صدور و اجرای احکام اعدام برای فعالین کارگری، مبارزان جنبش زنان و سایر مخالفان سیاسی شکل گرفتهاند. تذکر مستقیم، غیرمستقیم یا تلویحی به اینگونه کارزارها ـ که برای لغو فوری احکام اعدام زندانیان سیاسی و فعالین جنبشهای مبارزاتی به راه افتادهاند و در آنها از فعالیتها، تعهد اجتماعی، شخصیت فردی و خانوادگی، و سوابق مبارزاتی این افراد در راستای تحقق آزادی، برابری، عدالت، حق تعیین سرنوشت، و مبارزه با ظلم، ستم و استثمار سخن گفته میشود ـ نه ضرورتی دارد و نه راهکاری عملی، فوری یا مؤثر برای لغو این احکام و نه برای مبارزه عمومی با مجازات اعدام ارائه میدهد.
شخصاً، بهویژه در هفتههایی که کارزارهای متعددی علیه احکام اعدام قریبالاجرا برای پخشان عزیزی، شریفه محمدی و وریشه مرادی در جریان بودهاند، این نوع مواجههی تقابلی (یا بهاصطلاح «یادآوری») را نادقیق یافتهام. به نظر من، باید با تمام شفافیت، در توصیف فعالیتها، مبارزات، انسانیت، و تعهدات اجتماعی این فعالین، هم خطاب به جامعهی ایرانی در داخل کشور و دیاسپورا، و هم خطاب به جنبشهای اجتماعی و افکار عمومی جهانی، نشان داد که این افراد کی هستند، برای چه اهدافی مبارزه کردهاند، و چگونه بهدلیل همین فعالیتها، هدف سرکوب سیاسی، زندان، شکنجه و تهدید به اعدام قرار گرفتهاند. باید همواره نشان داد که برای دستیابی به برابری زن و مرد، برای حق تعیین سرنوشت، و برای سازماندهی کارگری و طبقاتی، انسانها را یا در خیابانها به قتل میرسانند یا در زندانها شکنجه و اعدام میکنند. همچنین باید ماهیت مجازات اعدام را نهتنها بهعنوان حکمی ضدانسانی و قرونوسطایی، بلکه بهمثابه ابزاری سهمگین و سلاحی بی رحمانه و مرگبار در خدمت سرکوب همه جانبه جنبشهای مبارزاتی، فعالان این جنبشها، و گسترش فضای رعب و وحشت در جامعه برجسته تر کرد.
جنبشهای کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی مترقی وظیفه دارند در وصف فعالین جنبشهای خود که در حبس و در معرض خطر احکام زندان و اعدام هستند، بنویسند، مصاحبه کنند، و آنان را برجسته کنند. روشن است برای این امر فوری و مهم نیازی به شخصیتسازیهای کاذب و غیرضروری نیست، نیازی به قهرمانسازی و تقویت فردگرایی نیست، و نیازی به رهبرسازی و تقویت کیش شخصیت نیست. از اشتباهاتی که در این زمینهها در سالهای اخیر شده میتوان درس گرفت، اما برای آزادی این فعالین، تشکلهای مربوطه، مدافعین حقوق انسانی و حق آزادی بیان و تشکل، و خانوادههایشان، باید بتوانند پشت این اسامی و احکام ضد انسانی ـ که بخشی از پروژهی سناریوسازی، جرمانگاری، و انسانزدایی از این فعالین است ـ این افراد را به همهی مردم ایران و جهان بشناسانند و جلوی اجرای این احکام سیاسی، سرکوبگرانه و هدفمند را به شکلی فوری و مؤثر بگیرند.
مجازات اعدام به هر بهانه و در هر شکل آن ملغی باید گردد!
حکم اعدام شریفه محمدی، فعال جنبشهای کارگری و زنان، لغو باید گردد!
حکم اعدام پخشان عزیزی، مددکار اجتماعی و فعال جنبش زنان، لغو باید گردد!
حکم اعدام وریشه مرادی، فعال حقوق زنان و کودکان، لغو باید گردد!
حکم اعدام علیه کلیه زندانیان سیاسی لغو باید گردد!
فرید پرتوی
۱۹ فروردین ۱۴۰۴
این نوشته ابتدا در کانال تلگرام و اکانت اینستاگراممدرسه رهایی کنتشر شده است:
https://t.me/edalatxah/20056
https://www.instagram.com/p/DIR_M1_gqZW/?igsh=MXNoYzExY3lhYXdiaw==

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.