سارمان فتنه یونسکو در اقدام ضد بشری با زیاده روی در ثبت میراث فرهنگی و تمندی، دست فتنه افروزی ثبت میراث ناملموس سال ها کرده و در این میان کشورها و ملت ها به جان هم انداخته در حوزه تاریخی و فرهنگی و تمندنی فلا ایران، این بزرگان و نخبگان علمی و ادبی و فرهنگی متعلق به مهم مردم این فلات است که در هم درتنیده با فلات ایرانی است، اقدامات خائنانه و نژادرپستی پان تُرکیسم و پان عربیسم و غیرعُ در نوبد یک حکامیت منجسم و تمام ایرانی امروزه شاهد ددزی فرهنگی و تاریخی و باستان کشورهای تاسیس هستیم و این معضل و بلای حاکمیت سوپر صهیونیست و پان عربیسم ایران ج.ا است، وگرنه یونسکو لعنتی حق ندارد این فته گری کند، بزودی اگر بتوانم در برای این فتنه گری و ارزش های فراملی و همگرایی ادبیات فارسی دری مطلبی منتشر می کنم، ننگ بر حکومت اجنبی و اشغلگر مفت خورهای آخوندیستی فاسد و ظالم نفوذی انگلی…///عمَر خَیّام نیشابوری (نام کامل: غیاثالدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خَیّام نیشابوری) (۴۴۰ – ۵۱۷ هجری قمری)[۴][۵][۶] که خیامی، خیام نیشابوری، عمر خیام و خیامی النّیسابوری[۱] هم نامیده شدهاست، همهچیزدان،[۷][۸] فیلسوف، موسیقیدان، فیزیکدان، ادیب، عارف، مفسر، شیمیدان، زیستشناس، زمینشناس، دینشناس، ریاضیدان، ستارهشناس و شاعر رباعیسرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی است. گرچه جایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی اوست و لقبش «حجّهالحق» بودهاست،[۹] ولی آوازهٔ وی مدیون رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. رباعیات خیام به بیشترِ زبانهای زنده برگردان شدهاست. آوازهٔ وی در غرب بهطور مشخص بیشتر مدیون ترجمهٔ ادوارد فیتزجرالد[۱۰] از رباعیات او به زبان انگلیسی است.
![]()
ابوالقاسم فردوسی طوسی (۳۲۹ – ۴۱۶ هجری قمری) شاعر حماسهسرای ایرانی و سرایندهٔ شاهنامه، حماسهٔ ملی ایران، است. فردوسی را بزرگترین سرایندهٔ پارسیگو دانستهاند[۱] که از شهرت جهانی برخوردار است. فردوسی را حکیم سخن و حکیم طوس گویند.
پژوهشگران سرودن شاهنامه را برپایهٔ شاهنامهٔ ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی میدانند. تنها سرودهای که روشن شده از اوست، خود شاهنامه است. شاهنامه پرآوازهترین سرودهٔ فردوسی و یکی از بزرگترین نوشتههای ادبیات کهن پارسی است. فردوسی شاهنامه را در ۳۸۴ ه.ق، سه سال پیش از برتختنشستن محمود، بهپایان برد و در ۲۵ اسفند ۴۰۰ ه.ق برابر با ۸ مارس ۱۰۱۰ م، در هفتاد و یک سالگی، تحریر دوم را به انجام رساند.
![]()
ابومحمّد مُشرفالدین مُصلِح بن عبدالله بن مشرّف (۶۰۶ – ۶۹۰ هجری قمری) متخلص به سعدی، شاعر و نویسندهٔ پارسیگوی ایرانی است. اهل ادب به او لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجلّ» و حتی بهطور مطلق، «استاد» دادهاند. او در نظامیهٔ بغداد، که مهمترین مرکز علم و دانش جهان اسلام در آن زمان به حساب میآمد، تحصیل و پس از آن بهعنوان خطیب به مناطق مختلفی از جمله شام و حجاز سفر کرد. سعدی سپس به زادگاه خود شیراز، برگشت و تا پایان عمر در آنجا اقامت گزید. آرامگاه وی در شیراز واقع شدهاست که به سعدیه معروف است.
![]()
مطالب متعدد و متنوع امثالهم با پبیگری لینک ها می توان به همه نکات و حتی راه حل ها رسید، علی رغم تلاش امثالهم برای راه میانه روی و گذار مسالمت آمیز حتی به صورت مصداقی مسائل و ارائه راه حل، این حکومت اجنبی اشغال پان عربیستی حاضر به اجرای کامل و درست پیشنهادها و راه حل نیست، حتی برای اینکه ثابت کنیم که امثالهم مسئله شخصی نداریم، حتی به رغم ناامیدی، پیشنهاد تبدیل رهبری ولایت فقیه به پادشاهی مشروطه (حکمرانی مردمی/سکولار دموکراسی) و بازنشتگی علی خامنه ای و جنشینی مجتبی به عنوان پادشاه دادیم و در این راستا مورد هجمه از تهمت و اهانت از سوی رقبایی همچون پهلوی ها تا جمهوری خواهان سکولار و چپ های پس مانده ایدئولوژی ورشکسته مارکسیستی و التقاطی هایی همچون مجاهدین خلق قرا گرفتیم!، چرا امثالهم همه گزینه تا لحظه وقع انفجار بزرگ براندزی روی میز داریم، ترجیح همیشگی ما گذار مسالمت آمیز سریع با کمترین میزان خسارت و فرصت سوزی بیشتر است. ده ها میلیون از نسل های سوخته ۵۰ و ۶۰ و ۷۰ واقعا چیزی برای دست دادن ندارند و آمادگی دارند بویژه دهک های میانی وارد میدان براندزی بیایند و این لحظه انفجار بسیار نزدیک شده، امثالهم تااکنون تلاش کردیم با راه حال میانه آرامش و فرصت بدهیم، اما دیگر بیش از حد امکان تاخیر نتوان کرد و دیگر کار هر نیروی میانه رو برای تاخیر خارج شده و لحظه انفجار بزرگ تر می شود، شاید به سال هم نَکشد اگر حکوکت متوهم ج.ا با سیاست های داخلی و خارجی اعم اقتصادی تا سیاسی مملو از پلشتی و آلودگی مافیای و ایدئلوژیکش ادامه دهد.
در کلام آخر، از آنجا مافیای حکومتی بخشی از خدمات نجس و حرام و خانمانسوز این مدرک فروشی استفاده، هیچگاه جدی با این پدیده شوم و خانمانسوز مدرک فروشی مبارزه جدی نمی کنند؛ در حالی که از دلایل اصلی انحطاط و نابودی ایران است.
همان قدر پر کردن کتاب و دروس تحصیلی از اراجیف و مزخرفات ایدئولوژیک و محتوای بی فایده و مضر است و تکیه حفظی گری، فساد آموزشی و دور زدن ساعات مکفی برای اموزش و صوری شدن جلسات و دادن نمره مفت به متقاضیان مدرک هم مضر و سم مهلک نسل ها خواهد بود.
فقط به زادگاه رهبری و رئیس دولت و بسیاری آخوندهای ج.ا نظر افکنند، یعنی مشهد و حومه و به بنبیم به چه فساد عظیمی در جریان است توسط ارشاد و فنی حرفه ای و عمل ماشین چاپ مدرک اداره ارشاد مشهد راه اندانخته و این شهر تبدبل یکی از بی آبروترین شهرهای مدرک فروشی و فساد آموزشی شده است!
موثرترین روشی که یک ملت کشور به تباهی و انحطاط دائمی و فروپاشی کامل کشاند، فساد اموزشی است تا آن را از محتوای تمدنی و فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی تهی کرده، و آن ملت را برای همیشه از زایندگی نسل های باشرف و بااخلاق و ملی بازداشته و هرگز نتواند راه بالندگی و تعالی مادی و معنوی داشته باشد، کاری امروز به شدت تمام تر توسط سیستم فاسد آموزشی به ابزارهایی چون مراکز فاسد خصوصی در حال انجام است.
درباره سوپر صهیونیست ها، چرا تمدن اسلامی یا هیچ تمدنی دینی وجود نداشته و ندارد و نخواهد داشت؟
مقایسه سریع بین اسرائیل و شبه اسرائیل ها در غرب آسیا یا خاورمیانه (کدام بدترند؟!)
منافع عمومی ضامن منافع اقلیت هاست، بازگویی چکیده منتقدان ناشناس و شناس ملی تا جهانی
مطالعه لینک های زیر توصیه اکید برای روشن گری
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/ashmagvol

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.