ویکی پدیا: “واژهٔ تمدن یا شهروندی که در فارسی افغانستان به آن مدنیت می‌گویند. گونهٔ پیشرفت یافته جامعه یا سازمان انسانی را بازگو می‌کند.، تمدن یا شهروندی به هر جامعه پیچیده که دارای ساختارهای یکجانشینی، طبقه‌بندی اجتماعی، شکلی از مدیریت و ساماندهی اجتماعی و سامانه نمادین ارتباطی همچون دستگاه نوشتاری باشد گفته می‌شود.” همان طور چندین بار گفتم، اصطلاح “سوپر صهیونیسم” از باب طعنه بکار برده ام برای کسانی ده ها سال است پشت نقاب صهیوینسم ستیزی، برای رسیدن به اهداف درست یا غلطشان، بهانه مبارزه صهیوینسم و مبارزه اشغال گران سرزیمن موسوم به فلسطین بهانه کرده اند، بیش از ۴۰ سال است عملا حاکمیت کشور ایران در تسلط بی رحمانه و به شدت آلوده ظلم و فساد و جنایت کرده (خواسته یا ناخواسته به وسیله حاکمیت ایدئولوژیک، هر چند بر فرض نیتشان خوب بوده، ادامه این وضعیت با آگاهی انبوه داده های اشتباه و ظالمانه جای سوال است) و سرنوشت نسل ها سوزانده، فاجعه صحنه استیضاح وزیر صمت و دفاع رئیسی از وزیری بی کفایت که عملا انبوه سند خودش علیه خودش افشاگری کرد در همان صحنه استیضاح و اینکه به طرز عجیبی آخرین کابینه نظام و حکومت ج.ا در ایران تبدیل به نمایش بسیار زشت گرایش نژادپرستانه “سیدگرایی” شده است، این همه سیدگرایی از برای یچست؟ در این چند دهه چه شده یک اقلیتی خودشان منسوب به خاندان پیامبر اسلام و قبیله قریش ۱۵۰۰ سال پیش عربستان می کنند (گویا خودشان اول عربستانی می دانند و مانند بسیاری پان اسلامی که اول خودشان اسلام گرا می دانند و ذیل اسلام همه چیز می گیرند و حتی ایرانی بودن و ملیت و شهروندی ایرانی به هیچ گرفته گرفته) در ایران چرا اصرار دارد سیدها دارای هوش و نبوغ و سایشگی علمی و عقلانی و اخلاقی هستند، سیدگرایی اخیر نظام و حکومت ج.ا در ایران حقیقتا شائبه نژادپرستی حاکمیت بیشتر کرده است. درست برخلاف ادعای نژادپرستان پان گرای قومی ضد ایارنی و تجزیه طلب که حاکمیت ایران متهم پان فارسی و پان آریایی و حتی پان ایرانی (به معنی نژادپرستانه) می یگرند، اتفقا داده طی این چند دهه برعکسش دارد نمایان می شود، میزان عملی ضد ایرانی  بودن کارهای این حکومت (اعم از اینکه نتیجه اشتباهات ناخواسته و یا نفوذ عناصر ضد ایرانی در میان آنها بوده و غیره و خودشان در نقاب ایرانی عیله ایرانی بودن کار کرده اند)،ف نشان می دهد موجود کشور و  مردمی که خود را شهروند ایرانی می داند چقدر در مظلومیت هستند به چیزهایی بدی متهم می شوند که اصلا نقشی ندارند!

نکته: امثالهم هرگز منکر ظلم و جنایتی که نسبت مردم عادی عرب زبان در منطقه ای فلسطین اشغالی می نامند نیستم، بارها سعی کردم منصفانه لم و جنایت سیاسی بازان از هر طرف محکوم کنم. مشکل اینجا است هر کدام طرفین خودشان حق مطلق و طرف مقابل باطل مطلق می دانند و کاری به حقایق معاصر و تاریخی و مسئله لزوم تلاش برای صلح و مصالحه و پایان تراژدی های امرو ز چندان مقید به تلاش نیستند و برعکس به نظر بیشتر کار می کنند. درباره داستان صهیوینسم، منابع مطالعاتی زیاید است، یکی از آخرین این منابع کتاب الترونیکی و رایگان نشر شده “تولد اسرائیل” نوشته صادق زیباکلام است.

بارها بارها اسلام گراها در طول قرن ها و از جمله تاریخ معاصر مدعی شده اند، اسلام گرایی (پان اسلامیسم) یک ایدئلوژی غیر نژاید و بلکه ضد نژادپرستانه است، اما در عمل نوعی دیگری از نژادپرستی، یعنی القای برتری ژن و نسب خونی و فامیلی القا و پیروی می کند، یک وزیر با عنوان سید توسط نماینده مجلس مدعی نوکر مردم رای عدم اعتماد می دهد  و بلافاصله یک سید نام دیگری سرپرست وزرات صمت میشود! این چیز عجیبی است!یهو اقلیتی تحت عنوان سیدها در ایران پیدا شده اند ادعای برتری حاکمیت دارند، پان اسلامیست های شیعه ولایی از نابودی اندک مظاهر و شاید محتوای جزئی جمهوریت در حکومتشان به به فروکاهیده ترین سطح حکمرانی اقلیت گرا یعنی شائبه نژادپرستان و نژادپراینه ژنی و خونی و فامییل سیدگرایی رسیده اند! این حد از انحاط فقط مقایسه کنیم به ادعاهایی همین علیه صهیوینسم دارند، سر کاسه داغ تر آش شدن (یعنی پرئخوانده پان عربی اتحادیه عرب از جمله عربستان سعودی و سایر کارتل پان عربسی یعنی مصر و سوریه و عراق و…) رسما بر طبق قانون متعهد شده سازمان ملل، قطع نامه های سازمان مل، خواهان برپایی کشور فلسطین و برگشت رژیم و حکومت اسرائیل به مرزهای ۱۹۶۷ هستند، اما جمهوری اسلامی در ایران، حتی بهب های نابوید نسل ها در ایران و برگشتن حتی اکثریت مردم ایران از تشیع و اسلام و اینکه حتی انحاط کحامل موجودیت ایران حاضر نیستند از این سیاست اسرائیل ستیزانه و شعار نابوید کامل اسارئیل دست بردارند جای تعحب و سوال جدی دارد که ماهیت و هدف این حاکمان از اول چی بوده؟ چرا حاکمیتی اعتراض به استاندرادهای مدعیان ابرقدرتی در غرب و سایر جاها دارند خودشان تا حد استانداردهای دوگانه و چندگانه و ضد تعهدات خود دارند، ایران عضو سازمان ملل داست و طبق اصول این سازمان حق تهدید نابودی یک عضو دیگر ندارد و بایست به قانون و قطع نامه های این سازمان متعهد باشد؟، اینکه این سازمان ملل دارای ضعف بوده و اشکالات مهمی از نظر عقلانی یا حقوق بشری دارد یا نه یک چیز است و اینکه حکومت ج.ا در ایران بخاطر ایدئلوژی حاکمیشت از یک طرف نمی خواهد قید عضویت سازمان ملل و سایر نهادهای بین اللملی بزند (به دلایل مختلف؟!) و اما همزمان دارد مهمترنی تعهداتش نقض می کند، اینکه اسرائیل از ساسا حق تاسیس داشته با نداشته و حتی حکومتهایش تعهدات سازمان ملل نقض کرده یا نکرده بحثی جدا است، بحث این است حکومت و حاکمان ج.ا در ایران دارند ادعای حقانیت و درستی عقلانی و اخلاقی کارهایاشن دارند و اما برعکسش عمل می کنند، اگر این سخن به پذیریم با با ظلم بدی نمی توان جواب ظلم و بدی داد چرا ج.ا در ایران دارد بدی و ظلم که معتقد است اسرائیل انجام می دهد با ظلم بدی به مردم کشور ایران که صاحب اصلی کشورند و حکومت امانتی از نزد مردم در دست حاکمان است انجام می دهند، به حدی حاضرندبرای ایدئولوژی پان اسلامی و پان عربی، کشور و مردم ایران تا مرز نابودی کامل یا نسبی ببرند؟ حقیقت کابینه نهاد مشهور به تدراکچی نظام ج.ا حاضر شده عملا بدنام کردند جماعت سیدها تا حد بیزاری عمومی کامل غیر سیدها که اکثریت قاطع مردم هستند کار پیش برد، هم اکنون میزان آبروی بردن از سیدها به قدری بالارفته که نسبت به حتی دو سال پیش، بسیرای از خود سیدها دیگر خجالت می کشند خودشان سید بنامند و معرفی کنند! بیزار رکدن بخش شاید عمده یا بزرگی از مردم ایران زا اسلام تشیع کم بوده و می خواهند بیزاری از کسانی به اجبار قانون شناسمانه و نام گزینی و حتی بخ اخبتار و تمایل انتساب به خاندان پیامبر و قبیله قریش سید در نامشان باشد؟! سوال بزرگ باز طرح میشود فرق مثبت گرایی نظام ج.ا در ایران با نظام صهیونیستی در اسرائیل چیست؟!

آیا این همه سید به دست سیدهای حکومت ج.ا متهم به خیانت به حکومت اسلامی شانشده و محکوم به اعدام تا زندانی و تبعید یا فراار شدند نمونه واضح سید حسن بین صدراست، بارها سیدهای زیادی توسط همین حکومت که اخیرا به شدت به سمت سیدگرایی رفته، چرا اگر ژن سید برتر می انگارد برخی سیدهای دیگر متهم به فسادو خیانت و دشمنی انچه خوب یمیداند می کند؟ اگر واقعا به پذیریم ژن عمده این سیدها ماشبه ژن خاندان پیامبر و قریش است، چرا در مورد همه سیدها کار نمی کند؟ آیا به یک توریه بازی جدید مواجه باشیم که بگویند آنها سید واقعی نبودند، چرا نمی روند تست ژنتیک بدهند واقعا ایا اصلا ژن عمده مشترک با قبیله قریش دارند؟! بعد از نظر عقلانی و علمی اثبات کنند با منابع مستقل و بی طرف، که وجود ارتباط نسبی و خونی و ژنیتکی با یک قبیله در ۱۵۰۰ سال پیش، موجب برتری یک گروه اقلیت از انسان بر سایر انسان ها می شود. حقیقتا اگر معتقد هستند به برتری ژنتیکی، تاکلیف سایر مدعیان نژادپرستی از جمله نازی های آلمانی چیست که با همین نظریه برتی ژنتیکی ادعای نژاد آلمانی آن همه فجایع به بار آورند؟ هر چند از نظر امثالهم همه انسان ها از یک نژاد هستند و ما با مفهوم تیره و تبار در مقابل نژاد واحد انسانی مواجهیم.

یکی از پایه های ایدئولوژی پان اسلامی (به نظر می رسد شاخه پنهان پان عربیسم است)، ادعای وجود تمدن اسلامی و یا ادعای توان بوجود آوردن تمدن اسلامی است، اساسا خود این سخن ریشه های شبه نژادپرستانه دارد، فقط فرض کنید بقیه اصحاب و پیروان سایر دین ها همین ادعا کنند، احتمالا بسیاری از همین پان اسلامی ها صدایش اعتراضان بلند می شود که این چه سخن گزافه و نابخردانه است، مثلا بگویند تمدن یهودی، تمدن مسیحی، تمدن هندویی، تمدن بودایی، تمدن زرتشتی، تمدن بهائی، تمندن یارسانی، تمدن شینوتویی، تمدن میترائیستی، تمدن فرعونی (شاه خدایی)، تمدن قلان دین یا مذهب و…، حتی فراتر بگویند ایدئلوژی غیر دینی که دین شبیه کنند و تمدن کمونیستی، تمدن کاپیتالیستی، تمدن سوسیالیستی، تا چه حد این سخنان بویژه به حقایق و واقعیت های امروزی مطابقت دارد؟

اساسا یا معنی تمدن آنها متوجه نشدند و یا تمدن چیزی دیگری است به جای تمدنی امثالهم درک کردیم است، تمدن از مدن و مدینه می آید، مدینه به معنی شهر است در زبان عربی، مدنیت یعنی شهری گری، منظور از شهر یعنی سبکی از زندگی مادی انسان نسبت به زندگی مادی کوچنده است، واقعا شرم آور نیست مثلا هم وطنان ایرانی بختیاری یک جانشین به هموطنان ایرانی کوچنده بختیاری به واسطه تفاوت سبک مادی زندگی شان (یکجانشینی) به آنها بگویند بی تمدن به معنی فحش و القای برتری معنوی و اخلاقی و حقوق بشری، آیا به صرف تفاوت یا فرق داشتن در سبک زندگی بشری، موجب برتی و حقانیت حقوق انسانی می شود، آیا انسان یکجانشین از انسان کوچند- بویژه امروز- انسایت معنوی و متعالی و شرافت بیشتری دارد؟!

امروزه اساسا از فرق های زیاد میان یکجانشنی و به تعریفی می گویند شهروندی در کشورها، از نظر مادی فرق مهمی نیست، آنچه که باعث برخودرای از مزایای و یا حتی معایب تمدن جهانی شده امروزی می شود، میزان ثروت ملی کشورها و تقسیم این ثروت میان شهروندان است، اینکه فلان فرد از رفاه مادی بالاتری و امکان دست یابی به مزایای تمدن و مادیات دارد بستگی به ثروت و دارایی و درامد و البته موقعیت و قدرتش دارد، اینها حقایق بد یا زشت یا خوب و زیبا مخلوط شده تمدن جهانی شده امروز است، به عام مفهوم تمدن در خوشبیخانه ترین حالت مفهومی خنثی از نظر ارزش های انسانی و حقوق بشری و عقلانی اخلاقی جهان شمول گرایانه است و در حالت بدبینانه مملو از پلشتی اعم از مادی و معنوی و عامل تخریب محیط زیست و نابودی کره زمین بعنوان تنها نقطه شناخته و در دسترس بشر و سایر موجودات زنده کره زمین در جهان هستی است، تمدن امروزی که جهانی شده عمده عناصر تشکیل دهنده اش، لزوما کامل ا چیز خوبی نیست و بلکه عمده یا بخش بزرگی اش اتفاقا چیزهایی بدی است هم عیله بشریت و هم سایر موجود و عامل خطرناکی و بالقوه و تا حدی بالفعل عیله موجودیت بقای زیستی در کره زمین است!

با مطالعه تاریخ و باسان شناسی، در می یابیم انسان هایی زیادی دخیل در ایجاد تمدن بوده اند که دارای عقاید دینی و مذهبی و یا بی دین و غیر مذهبی و خداباوری و یا بی خداباوری بوده اند، تمدن های قدیم و تمدن جهانی جدید معاصر حاصل کار اعم خوب بد کلیت جوامع بشری بوده و نه نتیجه یک اقلیت معتقد به فلان دید. این پیشرفت های ظاهری مادی تمدنی که برای بسیاری ارزشمند و مفید و موجب رفاه شده هم نتیجه انباشت تجربیات تمدن های قلبی و تغییر و ئتحولات مکرر بوده است و دخالت دین ها واقعا چندان احسسا نمی شود، دین ها اغلب توسط کشورگشایان به مثابه ایدئولوژی توجییه کشورگشایی و جنگ و غارت و اختلال در روند تعالی و رشد تمدن ها بوده است و هر بار پددیه اجبرای معمولا تغییر دین اکثریت وب خش اعظمی مردم در جهان در طول تاریخ شده، تا نسل های انحطاط تمدن رخ داده است و جالب اینکه همیشه و تقریبا در همه موراد برپایابی و تعالی تمدن های قدیم به جدید، نوعی دوری از عقاید حاکمه دینی کشورگشایی انحطاط گر تمدن های تحت اشغال تازیان  بوده است، مثلا یک نمونه اش، استفاده مادی از عناصر تزئینی نقاشی چههر انسان و برجسته ساری مجسمه گونه در معماری ساختمتان ها در دوره های بعد از صد راسلام در فلات ایران، با قرائت اصلی و عمده در تضاد آشکار است. اسلام گرایان در قرون میانه تقویم میلادی (وسطایی اروپایی) در فلات ایران مخالف تصویرگری انسان و مجسمه سازی بوده اند. حتی تا امورز مثلا طالبانیسم اسلام گرا در افغانستان با این پدیده های تمدنی همچون مجسمه ها سر ناسازگاری دارد و نابودی آثار باستانی مجسمه های دوره باستانی بودایی ها در بامیان یک نمونه است!

حالا کسانی مدعی برتین ایدئولوژی برای نجات بشر هستند(؟!)، این قدر اصرار دارند یک چیز اساس مملو شر و خیر اسلامی و به هر  دین دیگر نسبت دهند.

از نظر تاریخی شاید ظهور و تغییر دین مرد- اعم به دلخواه یا به اجبار- موثر تمدن های قبل از تمدن جاهنی معاصر دانست، اما کلا تاثیر اسلام و آن همه مذهب و فرقه و آن اسلام های با قرائت های مختلف چگونه توانسته در مدت کوتاه ادعایی حاکیمت اسلامی صدر اسلام عامل ایجاد و تغییر تدمنی شده است جای سوال است؟

دوره صدر اسلام و بویژه زمان پیامبر اسلام آن قدر کوتاه است که اسا فرصتی برای ایجاد و تغییر عظیم در شیوه مادی مردم شبه عربستان (مطابق قرون وسطایی اروپایی) نداشته، کلا ده سال حکومت پیابر اسلام، واقعا چقدر تغییر مادی در آن همه عناصر مادی تمدن شبه عربستان ایجاد کرده که بعد مثلا اعراب مهاجم کشورگشا آن تمدن همچون تحفه و یک بسته مادی شهروندی به کشورهای اتفاقا بسیار متدمن تر خودشان به رامغان بیاورند. هر چند تاریخ دان ها و باستان شناسان منکر عدم وجود تمدن در شبه جزیره عربستان چه در صد راسلام (دئوره ده ساله پیامبر اسلام) و چه قبل از آن نبوده و نیستند از جمله امثالهم، اما اینکه اساسا ششبه جزیر عربستان آن دوره دارای تمدن (به همان معنای بخش مادیت شبک زندگی در صورت شهری گری و شهروندی امروز بیگریم) عمدتا برتی خاصی نداشتند و بلکه تمدن های موجود تحت حاکمیت دو حاکتی (امپراتوری) ساسانی ایران (خود ساسنیان کشور و سرزیمن حاکمیتشان را ایرانشهر می گفتند) و روم باستان به مراتب اخص های تمدنی بالاتری داشتند، البته همان طور گفم تمدن از همان ابتدا تا اکنون مجموعه از مزایا و معایب برای زندگی بشری و زیست موجودات جهان داشته است، بنا بر برداشتی از نابودی هزاران گونه زیستی نابود شده از زمان ظهور انسان مدرن امروزی و بویژه ایجاد تمدن از بین رفته اند از انواع موجودات زنده از گیاهی و جانوری و غیره، میزان شدت تخریب محیط زیست و آلودگی ناشی تمدن بشری برخی به هشدارها مکرر درباره خطر نابودی امکان زیست بشر و سایر موجودات اعلام کرده است.

حالا از کِی این جماعت اقلیت ایدئولوژیک پان اسلامی از جمله شاخه پان شیعه ولایی در ایران متوجه شده اند تمدن یک کلیت خوبی است و تازه ادعا دارند گذشته تمدن اسلامی بوده و اکنون هم می خواهند تمدن اسلامی جدید کنند، لابد با روش دستوری به سبک ابراهیم رئیسی(؟!)

منظور امثالهم از دروغ بودن ادعای تمدن اسلامی این است و اساس اینجا بحث اهانت و تحقیر مسلمانان و معتقدان به اسلام نبوده است. بلکه برداشت من از ادعای اشتباه مدعیان است. وگرنه اگر تعریفی از یک چیزی دیگری است و دارند به اشتباه به اسم تمدن اسلامی می گویند جای بحث دیگری دارد.

فقط برای مدعیان تمدن اسلامی در ایران، فعلا جلوی برخی امور به ظاهر ضد مزایا تمدنی از تخریب محیط زیست تا بی عدالتی بالاشهری و پایین شهری بگیرند (از امنیت و نظافت تا خدمات شهرداری مُدرن و آسفالت از مظاهر بارز تمدن جهانی جدید است) و لااقل موقع ترمیم آسفالت و نظافت از پایین شهر که اکثریت مردمند شروع کنند و کوچه های خاکی و بخش های خاکی بخش آسافلت شده محلات حاشیه شهر موسوم به پایین شهر انجام داده و بعد بروند آسفالت و سنگ فرش سالم محلات به اصطلاح بالاشهری ثروتمندنشین که بی عدالتی توزیع تورم خواری به ثروت های قارونی رسیده به بهای قربانی کردن فقرا و کارگران و فرودستان کشور تحت حاکمیت مدعی حکومت اسلامی!


درباره سوپر صهیونیست ها (۳) ویرایش نو، آخوندیسم پایتخت مَعنوی ایران را به پایتخت مَفسدی تبدیل کرده!،مشهد امروز یعنی مدینه افساد!، مورد مهم، فساد آموزشی و پرورشی خانمانسوز و ضد ملی و انحطاط گر همه جانبه در نظام جمهوری اسلامی ایران

مطالعه لینک های زیر توصیه اکید برای روشن گری

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/ashmagvol

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)