۱. وقتی بسامد کاربرد عبارت «نامزدهای محترم» در مناظره‌ای تلویزیونی میان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری بیش از حد بالا برود، به چاپلوسی نزدیک شود و تعداد «بسم‌الله…»‌های یکی از نامزدها برای شروع هر جمله بالا باشد، باید با محیطی ریاکار و محافظه‌کار مواجه باشیم. با این بافت رفتاری، باید انتظار داشت بعد از انتخابات نتوان از افرادی که در هر وضعی «محترم » هستند، سوال‌های چندانی پرسید یا سوال‌ها چنان غیرجدی شوند که ادامه‌ی همان «محترم‌»‌های نمایشی باشند.

با آن همه کاربرد «محترم» آن‌قدر فاصله به وجود آمده که شاید نامزد مربوط دیگر فکر نکند که با عمل نکردن به وعده‌ها در «احترام» تغییری به وجود می‌آید. همه‌ی نامزدها می‌دانند که اقتضای انتخاب‌شان «محترم‌» نبودن نظر جمعیت بزرگی است که هیچ نماینده‌ای در میان آن‌ها ندارند.

ولادیمیر ناباکوف، نویسنده‌ی روسی-آمریکایی، زمانی به‌مضمون گفته بود وقتی تصویر رهبران کشوری در مکان‌های همگانی از یک تمبر پستی بزرگ‌تر شد، باید از خطر استبداد ترسید. اتفاق مشابهی هم در زبان رخ می‌دهد، وقتی نامزدهایی را بیش از حد بزرگ، مقدس یا محترم می‌خوانند. آ‌نجا باید نگران بود که وعده‌های انتخاباتی با نتیجه‌های عملی فاصله‌ی زیادی داشته باشند. نمونه‌ی این وعده‌ها، رعایت حقوق شهروندی بود که در حد منع مزاحمت خیابانی حکومت برای پوشش‌های متفاوت و منع بازداشت غیرقانونی بعضی شهروندان ایرانی خارج از مرزها یا آزار خانواده‌های‌شان هنگام بازگشت محقق نشد. این استدلال، تکراری و نخ‌نما است که «قوه‌ی قضائیه جدا از دولت عمل می‌کند». رئیس جمهوری در ایران یعنی مجری و ناظر اجرای درست قانون اساسی. اگر کسی نتوانست از پس این وظیفه بربیاید، بهتر است مستقیم و شفاف در باره‌ی عامل‌های مزاحم و راه‌هایی که برای رفع مزاحمت‌ها در نظر دارد، با رأی‌دهندگانش حرف بزند.

۲. عبارت حشوآمیز «انت‍‍خابات و گفتمان مطالبه‌محور» این روزها زیاد به کار می‌رود. نفس شرکت در انتخابات یعنی تکرار و رأی‌دهی به مجموعه‌ای از «مطالبه‌ها» که نامزدی مشخص، آن‌ها را نمایندگی می‌کند و رأی‌دهندگان او را مناسب پیگیری آن‌ خواسته‌ها یافته‌اند. در اسفند ۱۳۸۷ نیز جمع بزرگی از طرفداران «مطالبه‌محور» مشارکت در رأی‌دهی، در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری دهم حرف‌های مشابهی زدند و نتیجه را هم با روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد دیدند.

دوباره‌گویی و همان‌گوییِ «انتخاب مطالبه‌محور»، یعنی معنای گزینش یک نامزد برای اجرای «مطالبه»‌هایی که رأی‌دهنده خودبه‌خود به او واگذار کرده‌، موضوع تأمل نبوده است. انتخاب و انتخابات پیشاپیش یعنی «مطالبه» به زبان صندوق رأی! بنا بر این، با تأکید بر «مطالبه» بهتر است خواسته‌های بزرگ و فراموش‌شده را یکدست نکنند. انتخابات ممکن است توسعه‌محور، آزادی‌محور، فرهنگ‌محور، اقتصادمحور یا حاکی از محورهایی مشابه باشد، اما نه «مطالبه‌محور»، چون نزدیک به یک دهه پیش هم «مطالبه‌محوری» ویژگی آن بود!

۳. بالاترین مقام حکومتی‌ای که تاریخچه‌ی تهدیدها و نشان دادن «دست چدنی» به منتقدان و مخالفان وی را از جمله طی کارزارهای انتخاباتی طیف گسترده‌ای از دشمن‌خوانی، «سیلی»، «تودهنی»، «مشت محکم» و دست آخر «خون‌ها و خشونت‌ها»ی خطبه‌ی جنجالی خرداد ۱۳۸۸ شکل داده باشد، مدت‌ها است نسبت خود را با واقعیت گم و ضرورت جایگزینی خود را از راه انتخاب آزاد اکثریت فراموش کرده است.

چنین مقامی بهتر است رأی‌دهندگان را معطل صندوق دروغ و اضطرار نکند و به گدایی رأی ادامه ندهد. رهبری که برگزیده‌ی اکثریت نیست، و جرأت و توان برگزاری همه‌پرسی تغییر قانون اساسی و آزمون آری یا خیر برای نظام جمهوری اسلامی را با هدف گذار بی‌خشونت به وضعیتی بهتر ندارد، نمی‌تواند بگوید فرقی ندارد به چه کسی رأی می‌دهید و فقط بهتر است در انتخابات شرکت کنید.

مقاله‌ها و گزارش‌های بیشتر در وب‌سایت زمانه: لینک

مطالب بیشتر در تریبون زمانه:
مکرون، آزمون پیشبرد اتحادیه‌ی اروپا
جایگزین مفهوم «روشنفکری دینی» چیست؟
عقبگرد سیاسی ترکیه در عرصه‌ی بین‌الملل
چرا بشار اسد در جنایت خان‌ شیخون مسئول است؟
استراتژی درست دغدغه‌ی جمهوری اسلامی نیست
دموکراسی و حقوق بشر با ترامپ؟
شبهه‌های حکم دیوان عالی آمریکا
مجازات اعدام یا قدرت‌نمایی حکومت؟
احتمال آغاز مذاکره اتحادیه اروپا و ایران بر سر حقوق‌ بشر
اصالت مرگ در جنگ هشت‌ساله