چگونه کاری کرد که هم حکومت ها از تعرض در امور خصوصی مردم ممانعت شوند و هم حقوق اشخاص نسبت به هم رعایت شود؟

در چندین مطالب به مباخث خصوصی از جمله بحران های فزاینده همچون “بی عدالتی جنسی” و مسئل انحطاط ملی و عمومی گفتم. چیزی بدی در این بحث ها اتفاق می افتاد، ایجاد سوءتفاهم در بین طرفداران دولت سالاری و اقتدارگرا و تمامیت خواهی حکومت ها است، که مثلا اگر من نوعی منتقد به قدر درک و شناختم، مسئله بحران بی عدالتی جنسی تشخیص و مصادیق و راه حل هایی اارئه دادم، توقع دارند حکومت و از جمله نهادهای قانون گذاری و قضایی و انتظامی و امنیتی در امور شخصی مردم دخالت کنند، در حالی در عمل طی چندین دهه حکومت پان اسلامی در ایران و سایر جاها، اثبات شده رویکرد قهری و خشن و بیگر و به بند و زندانی و شلاق و اعدام چندان تاثیری نداشته در اصلاح به صاصطلاح انحرافت جنسی! سوال های مهم مطرح می شود که خلاصه اینکه بالاخره راه حل بحران هایی مانند بی عدالتی جنسی و به قولی مفاسد اخلاقی جنسی چست؟ مطلب زیر اندکی بحث در این باره است.

رویکرد عمده حکومت ها- بویژه ایدئولوژیک از انواع تئوکراسی (پان اسلامی، پان مسیحی، پان یهودی، پان بودایی، پان هندوئی،..) تا ماتریالیستی (کمونیستی، کاپیتالیستی، التقاطی ها و…) اغلب رویکرد خشن و سرکوبگرانه و قهری و خلاصه سلبی بوده است. کمبود رویکردهای مردمی و ایجابی کم دیده می شود، در رویکرد سلبی حکومتی، نخبگان و اصحاب زر و زور گمان می کنند خودشان عقل کل هستند و عموم جامعه صغیر و طفلان ناقض العقلی هستند که توان تشخیص خیر و صلاح خود ندارند!، در این رویکرد حکومتی، هر کس اندکی تخطی از دستورالعمل های ایدئلوژیک داشته بادش به شدیدترین وجه و خشونت باید مجازت شود، اوج این خشونت وحشیانه حکومت های ایدئلوژیک تئوکراسی و ماتریالیستی در مسائل جنسی و زناشویی است.

در نهایت امور جنسی و زناشویی و روابط عاطفی و جنسی بین مردم، امور خصوصی و مربوط به خودشان است، نهایت کار عاقلانه و حکمرانی خوب و مردمی این است حاکمیت تا جایی می تواند سیاست گذاری کلان کرده و ریل گذاری درست کند و اما در جزئیات در امور خصوصی مردم از جمله امور جنسی دخالت نکتد، مگر شاکی خصوصی به دادگاه شکایت کند و آن وقت قاونین عادلانه و منصفانه و بخردانه محل حل و فصل دعاوی باشد.

در مسائل خصوصی، اصل بر حرمت آبرو و حیثیت اشخاص است. افشاگری و بی آبرو کردن مردم در مشکلات جنسی و خصوصی کاری ضد بشری و ضد اخلاقی است. ابتذالاتی در میان مردم عادی دیده می شود مانند ابتدالی شدیدی میان الواط و جاهل ها و دختربازها شاهد هستیم نبایست معیار درستی کار حکومتیان بادش، منظور این است اگر حکومت هم مانند الواط و جاهل ها و دختربازها عمل کند و خواسته یا ناخواسته و دانسته و نداسته کارهای شبیه آن افراد مبتذل انجام دهد، در واقع حکومت عامل ترویج بی عدالتی جنسی شده است.

برخلاف بسیاری از منتقدان ضد اسلامی، امثالهم نگاه مطلق گرای به امور و مسائل جنسی ندارم، همان طو رکه هیچگاه قضیه متعه (صیغه، ازدواج موقت مطلق رد نکردم با توجه حقایق و واقیع بحران بی عدالتی جنسی)، مسئله اصلی این است تئوکراسی و پان اسلامی لاقل از نظر شیعه توانسته بخشی مسئله تاریخی بی عدالتی جنسی درک و راه حلی ارائه دهد، اما مشکل راه حل متعه (صیغه) این است که شخص مرد مسلمان حق استافده از این راه حل میانی بین هرزگی جنسی و ازدواج دائم دارد!، در بحث صیغه و متعه، نوعی امیتاز ویژه برای مردان مسلمان د رنظر گرفته شده تا بی شمار زن بیوه و مجرد قلا ازدواج کرده (البته حتی دختران باکره با شرط اذن پد رو یا قیمش) می تواند به کابین خود درآورده و عملا حق تشکیل حرامسرا به مردان مسلمان داده شده، در حالی زن مسلمان فقط حق دارد با یک مرد همزمان ازدواج موقت کند (که البته از نظر من کاری درستی است و اما مشکل اینجاست مرد مسلمان مقید به چنین چیزی نکرده است) نتیجه این راه حل متعه در فقه شیعه، تشدید بی عدالتی جنسی در ابعاد هولناک عقدیتی است، به طوری امروزه این متعه دستاویزی برای حملات ضد اسلامی ها شده است. این خود پان اسلامیست ها هستند با عدم درک کامل و عدم ارائه راه حل جامع، موجب شده اند امروزه صیغه تبدیل به یک حفره ایدئلوژیک علیه شان شود.

در راه حل صیغه، تنها حق استفاده مجردها و مردان متاهل از زنان مجرد را مختص مسلمان ها قرار داده و هیچ حقی به غیرمسلمان ها و مرتدها ارائه نداده است، حال اگر در کشور اکثر مردم در عمل مسلمان نبوده و اعتقادی به شیعه نداشته بانشد، این وسط مسئله نیاز جنسی بی پاسخ می ماند، اتفاقی تحت عنوان ازدواج سفید و هم خانگی بین زوج های غیر رسمی پیش آمده، در واقع ناشی عدم به رسمیت شناخت حق داشتن رابطه میان ناپیروهای اسلام و از جمله شیعی است. ناپیروهایی که بین ابتذال و هرزگی و ازدواج تحمیلی و اجباری و پرهزینه (گاه به منجر فاجعه طلاق ویرانگر با مهریه های چند سکه ای و..) راه حل خودشان ابداع کرده و استفاده می کنند، اما حکومت تئکراسی پان اسلامی این راه حل به رسمیت نمی شناسد و تا توانسته به سرکوب آن اقدام کرده است!، در نتیجه چند دهه این سرکوب ها و عدم پاسخ دهی به نیاز جنسی، این حجم وحشتانک از مسائل بی عدالتی جنسی در جامعه ایارن مشاهده می شود، افزایش هولناک دیاثت مردان متاهل تا هرزگی جاهل ها و اولط و دختربازها و رایج شدن بی بیندباری میان دختران و مظلومیت تنهایی و تحقیر و اهانت های دائمی نسبت به خودارضاگران مردان مجرد تنها، بخشی از یک توحش و انحطاط ملی است.

توحش و بی عدالتی بی رحامنه ای شاهد هستیم، قربانیان یعنی مردان مجرد تنها حتی حق ندارند خودارضایی کنند و اگر انجام دهند توسط فقهای پان اسلامی مجازت صد ضربه شلاق دارد و از طرفی جامعه آنها تحقیذ و توهین می کند برای عمل خودارضایی و دائما فشارهای روانی و تخریب روحی از سوی حکومت و مردم نسبت به مجردان تنها می شود، در این ظلمات بی عدالتی جنسی، کار مزدان مجرد تنها گاه به جنون و عصیان و خشونت می کشد و گاه به خودکشی! این جهنم بی عدالتی جنسی نیازمند راه حل های آوانگارد و فرا ایدئولوژیک است.

وضعیت حاضر در جوامع پان اسلامی زده، وضعیت بحرانی بی عدالتی جنسی است، سیاست لاپوشانی و کتمان حقیقت پان اسلامی، تنها مخفی کردن و پنهان کردن این مسائل لفافه حاکمیت ترس است. راه حلی در عمل تا اکنون تئوکراسی ها از پان اسلامی تا پان مسیحی و… ارائه داده اند سرکوب و حذفی و سلبی بوده است و چندان راه حل ایجابی نبوده است.

پیشنهاد ثبت ازدواج آزاد (بدون پرسش و اعترف گیری از دین) یکی چنیدن راه حل است، اما از مغز تحت ایدئولوژی پان اسلامی، چنین چیزی قابل قبول نیست، پان اسلامی دخالت در امور جنسی خصوصی مردم حق خود می داند و اگر شخص مجردی برخلاف نگاره های ایدئلوژیک پان اسلامی رابطه دلخواه خویش با مجرد دیگری خارج قوانین خشک و دگم پان اسلامی انجام دهد فاسد و منحرف و گناه کار است و از نظر پان اسلامیست انها مجرم و مستحق مجازت های خشن و هولناکی از جمله شلاق تا عدام هستند! با ادماه چنین وضعی، عقیم شدن ملی و نابودی نسلی به زودی اتفاق خواهد افتاد، بحران هرزگی تشدید شده و طی چند دهه آینده ابربحران هیا اقتصادی ناشی کمبود نیوری کار و زن بوجود خواهد آمد.

برای همین با وجودی هیچگاه طرفدرا تجارت فحشا و سواستفاده قضیه صیغعه نبودم، اما طرفدرا برخورد خشن و سرکوبگرانه با این موارد نبودم، تا زمانی حاکمیت و مردم (کشور و ملت) راه حل بشردوستانه و عادلانه در جامعه ایجاد نکنند، اساسا نه حق دارند کسی مجازت کنند به دلیل آنچه انحراف جنسی می دانند (که در اغلب موارد اساس انحراف نیست بجز مسئله هرزگی جنسی) و در واقع راه حل هایی است خود مردم در نبود بستر قانونی و اخلاقی و اجتماعی در جامعه خودشان برای یکدیگر پیدا کرده اند.

حق مالکیت بر داری خود از جمله جان و تن نیز یکی حقوق بدیهی اولیه بشری است، اینکه من نوعی انتقاد به هرزگی می کنم و مسئله فحشا و یا کارگر جنسی مطرح می کنم، نظرم این ینست با این پدیده برخورد خشن وقهری و سرکوبگرانه مانند زندان و اعدام انجام شود، بلکه بیشتر آگاهی دهند و هشدار دهنده از عواقب ترویج این هرزگی ها است، نتیجه رواج هرزگی جنسی، تشدید بی عدالتی جنسی و معلول های متعاقبتش مانند بحران های بیماری مقاربتی و روانی و خوشنت و جنایت و از هم پاشیدن کانون های خانودگی و طلاق و بچه های طلاق و انبوه زنان بیوه است.

در حالی در کشورهایی حاکمیت سکولار دمکراسی دارند – هر چند ناقص – راه حل هایشان به نظر بهتر جواب داده است، حکومت های سکوار دمرکاسی تا توانستند خودشان از دخالت در امور خصوصی جنسی میان مردم کنار کشیده و تا زمانی شاکی خصوصی نداشته باشد مداخله نمی کند، اصل عدم تجسس در امورخصوصی مردم بویژه امرو جنسی ملاک قررا داده (که اتفاق در شرع اسلامی به شدت تاکید شده و عمل تجسس و افشاگری جنسی یک گناه و جرم بزرگ و جزئی تضییع حق الناس دانسته و متاسافنه پان سالامیست ها برخلاف این قوانی محکم اسلامی عمل کرده و بر تشدی بحران بی عدالتی جنسی دامن زدند!)، دلیل اینکه مردم کشورهای تحت حاکمیت پان اسلامی این قدر شیفته کشورهای سکولار دمکراسی شده اند و اینکه هالیوود تبدیل به صنعت پرسود شده همین فروش رویای آزادی و عدالت جنسی است. به درست یا غلط هالیوود محصولات نمایشی و سرگرمی تولید می کند رویای آزادگی مردم کشورهای مسلمان نشین به آنها ارائه می دهد! چیزی رسانه ها شبکه های تولید محتوای فرهنپی پان اسلامیست ها قادر به رقابت با آن نیستند. اما نه هالیوود و نه رسانه های پان اسلامیست نتوانستند مشکل بی عدالتی جنسی حل کنند، فرهنگ سازی انها با چالش های بنیادین بی عدالتی روبرو است. در نهایت هالیوود رویای آزادی در تبدیل حرامسرای پان سالامی به حرمسرای ماتریالیستی کاپیتالستی کرده است، پان اسلامیسم و هالیوودیسم جنسی در نهیت اسم حرمسراها عوض کرده اند، مردم نتوانستند عدالت جنسی در هیچ کدام برسند جز توهم یک رویا!

از طرفی واگذاری مطلق کامل حل و فصل مسئله بی عدالتی جنسی به مردم نیز نتیجه خوش آیندی نداشته، اگر مردم همچون دبند زندان ماتریالیستی (دنیاپرستی) رها کنند بر اسا قوانین نانوشته توحش طبیعت عمل می کنند، آنکه زر وزور دارد از مواهب تمدنی بیشتر استافده می کند و انانی که فقیر و غیر جذاب هستند، در نهایت از چرخه بی رحامنه رقابت ماتریالیستی عقب مانده و محکوم به تنهایی و خودراضای یو و بیماری هیا روانی و خودکشی می شوند! دسترسی به جنس مخالف مشخصا دسترسی مردان مجرد به زنان مجرد در طبقات و اقشار فقیر بک ابربحران در تمام جوامع است، تنها در جوامع سکولار دمکراسیف بواسطه آزادی نسبی بیشتر شانس دسترسی کمی افزایش یافته است و اما به دلی حاکمیت شه ایدئولوژی کاپیتالیسم (یعنی سرمایه سالاری) افرادی که داری قدرت مادی بیشتری دارند نهایت استفاده (هرزگی) را می کنندفپدیده ضد بشری حرم سرا داری معضل مشترک تئوکراسی ها و حکامیت های ماتریالیستی است.

امروز کشورهایی نظیر ایران، مظهر قوم لوط جدید است، از ذو عذاب هرزگی دختران و زنان متاهل و هرزگی پسران و مردان متاهل تا مظلومیت مجردهای تنها…

اعتراف امام جمعه کرج(؟!)، امثالهم مدتهاست گفتیم از خطر فزاینده عقیم شدن ملی ایرانی! اما دریغا از حاکمیت ملی و افسوسا از انحطاط ملی…

مختصر خسارت نامه مردم ایران به حاکمان و عوامل ج.ا (سوپر صهیونیست و سوپر پان عربیسم اشغالگر ایران) و ا …

درباره سوپر صهیونیست ها، چرا تمدن اسلامی یا هیچ تمدنی دینی وجود نداشته و ندارد و نخواهد داشت؟

مخلصی از عذاب نامه، عذاب بر اباطیل (بیش از ۶ تا) نازل دارد می شود، حرامیان ضعیف کش از ج.ا تا صهیونی&#۸۲۳۰ …

تاوان اشتباه منتقد چیست؟

پیشنهاد کپی عفو و کپی وقف، ننگ بر این چنین طبقه متوسطی، ننگ بر نظام مافیایی جنایتکار و ظالم فاسدی که …

چه کسانی باعث عقیم شدن ملت ایران می شوند؟!

 

 

 

https://www.tribunezamaneh.com/archives/351017

 

دشمن تمام ملت ها فقر است نه امریکا

حسن اشکوری: خوانش وارونه تاریخ اسلام، پاسخی به عطاءالله مهاجرانی

https://news.gooya.com/2023/06/post-76768.php

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مطالب متعددی درباره این مسائل و راه حل های پیشنهادی در ارسال های قبلی لینک هایش موجود است.

 

 

 

 

 

 

 

مطالعه لینک های زیر توصیه اکید برای روشن گری

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/ashmagvol

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)