تمامی تحلیلهای بجز تحلیلهای آقای نیکفر در یک نکته اشتراک دارند. زبان پر از خشونت. متاسفانه اکثر روشنفکران(!) چپ ایرانی در مفاهیم قرن نوزدهمی گیر کردند. همانطور که یک اسلامگرا منابع مطالعاتی خودش را محدود به قرآن و حدیث میکند، چپ ایرانی محدود به یک سری مقالات و کتابهایی است که همه دنبالگر یک ایده هستند و اساسا تفاوت فلسفه و ایدئولوژی را که در عدم قطعیت و نقدپذیری فلسفه است درک نکرده اند. نتیجه اینکه هیچگاه شناخت لازم از ساختار فرهنگی جامعه ایران کسب نکرده و تلاشی هم برای تغییر این روند نمیکنند. اگر بر حسب اتفاق روزی این اشخاص با این ایدئولوژی(!) جایگزین نسخه موجود در حاکمیت ایران شوند، نتیجه دوباره همین خواهد بود. سرکوب، تحقیر، خشونت، و بازنده هم دوباره مردم.
به نظر من محتملترین نتیجه دراز مدت وقایع اخیر انتخاب مجدد اشخاصی از جنس احمدینژاد در انتخابات بعدی مجلس و ریاست جمهوری ایران است. افرادی که به دروغ خود را نماینده مفهوم عدالت جا میزنندند و در عمل تمام ساختارهای سوسیالیستی دولت ایران را نابود میکنند و در عین حال هیچ نوع از آزادیهای مدنی، سیاسی یا حتا اقتصادی را جایز نمیدانند.