#141273
نسیم روشنایی
میهمان

کبری جان پرسیدی : «مشکل، مشخص کردن تعریف «جرم» و «مجرم» و بعد «مجازات» است. این تعریف در همه جا یکسان نیست. آنچه که در بسیاری از کشورهای جهان آزاد است و جزو حقوق ابتدایی بشر خوانده می شود، در کشور ما جرم تلقی می شود. انتقاد از مسئولین حکومتی و رهبری، اهانت به مقدسات قلمداد می شود و جرم سنگینی در پی دارد که بسا به سر به دار کردن شخص هم بیانجامد. جرم برخی افراد ناشی از اختلالات روانی و مسائل اجتماعی است، ولی قانون مجازات اعدام برایش تعیین کرده.» مشکل نظام قضایی ما این است که سکولار نیست و قانون اساسی از فلسفه حقوق نیامده بلکه از تاویلی از اسلام ایجاد شده. همچنین، سیستم قضایی جمهوری اسلامی مطابق است با ماهیت اسلامی و تمامیت خواه رژیم و ابدا مدرن نیست و نمی توان آن را با نظام قضایی موجود در کشورهای غربی مقایسه کرد. تغییر در نظام قضایی ملزم به تغییر در ساختار ایدیولوژیک حکومتی است. با این حال، اگر شرایط مادی موجد و منافع رژیم ایجاب کند شاید این پروسه تغییر به صورت چرخه ای بتواند برهم تاثیر بگذارد. مثلا ماده جدیدی که میزان مواد مخدر مجرمان مواد مخدر را بسیار بیشتر کرده تا هر مجرم خرده پایی مجازات اعدام نگیرد را هم می توان نوعی تغییر مثبت در قانون بدون اینکه هنوز تغییری ساختاری در ایدیولوژی حاکم صورت گرفته باشد دید. این تغییر مثبت اما صرفا تغییری کاربردی است و منطقی. تغییری است نه به این دلیل که جان افراد برای حکومت منزلت دارد بلکه به نفع رژیم نیست که سالانه هزاران مجرم مواد مخدر را اعدام کند. وجهه حقوق بشری او در جامعه بین الملل به هم می خورد.

همچنین در یکی از کامنت هایت در پاسخ به لیلا گفتی: «وقتی که بخش بزرگی از مردم برخی از همین احکام و مجازات ها را باور دارند، چگونه می توانیم مصلحت ها را به باور تبدیل کنیم؟» این ادعا از کجا آمده که بخش بزرگی از مردم به مجازات مرگ اعتقاد دارند؟ طبق کدام تحقیق جامعه شناسی؟ دولت و قوانین طرز تفکر مردم را شکل و تغییر می‌دهند. وقتی که در قوانین اسلامی موجود به سادگی برای جرم های قتل، مواد مخدر، متهمان سیاسی/ امنیتی؟/ اقلیت های مذهبی حکم مرگ صادر می‌کنند و برخی را در ملاعام اعدام می کنند، بذر خشونت را در مردم میکارند و مدام بال و پرش می دهند. وقتی که اگر قتلی صورت بگیرد، دولت اختیار را به ولی دم می دهد و از صحنه کنار می کشد و به آنها سه گزینه می دهد: بخشش، قصاص(اعدام) یا دیه، چه توقعی می توان داشت که برخی به همان قصاص روی می آورند؟ برای برخی از مردم معامله جان عزیز از دست رفته شان در قالب دیه بسیار غیر اخلاقی است. همچنین نمی توانند به خاطر غمی که دارند مجرم را ببخشند که به سرعت از زندان آزاد شود و ببنند که او با خیال راحت بدون مجازات در خیابان قدم می زند. بنابراین برخی ممکن است به خاطر نداشتن گزینه معقول قانونی، به قصاص فکر کنند. در حال حاضر، نقش نهادهای مدنی، رسانه ها و کنشگران سیاسی و مدنی این است که درحالی که دولت آگاهی کاذب به مردم می دهد، روشنگری کنند و بکوشند که از پایین باعث تغییر قوانین ضد انسانی و مجازات های مرگ شوند.