آیا اعدام بازدارنده است؟
موضوع مبارزه با اعدام آرام آرام می رود که در ایران جان بگیرد و بیش از پیش عمومیت پیدا کند. اما با وجود افزایش آگاهیها و تولید محتوای بیشتر در زمینه ضرورت مبارزه با اعدام، همچنان زیادند کسانی که معتقدند مجازات قاتل و متجاوز باید مرگ باشد. این افراد اغلب نگرانند که اگر چنین مجازاتی وجود نداشته باشد، چنین جرایمی شدت پیدا کند. همچنین با شخصی کردن بحث می پرسند که اگر کسی فرد بسیار نزدیک به شما را بکشد، خواهان اعدام او نمی شوید؟ و استدلال می کنند که مخالفان اعدام اگر خودشان چنین ماجرایی را از سر بگذارنند، این مخالفت را کنار می گذارند.
از سوی دیگر در مواردی که قتل به شکلی فجیع رخ داده باشد یا مقتول کودک باشد و به او تجاوز شده باشد و …، احساسات عمومی جریحه دار می شود و شمار کسانی که با درخواست اجرای حکم اعدام همدل و همراه میشوند، نیز افزایش مییابد.
چرا؟ یکی از استدلالهای محتمل و ممکن این است: در ایران به دلیل فساد عیان و فراگیر و شرایط اقتصادی بی ثبات، مشکلات اجتماعی نیز گسترده شده و آسیبهای اجتماعی افزایشی چشمگیر داشتهاند. این شرایط باعث شده وقوع قتل و تجاوز نیز افزایش پیدا کند. حاکمیت که از اجرای برنامههای دقیق برای تغییر این وضعیت ناتوان است، تنها به برخورد با معلول اکتفا میکند و بر این گمان است که با برپا کردن چوبههای دار میتواند از بدتر شدن این شرایط جلوگیری کند. به همین دلیل مسئولان دستگاه قضا در جمهوری اسلامی همواره از نقش بازدارنده اعدام در وقوع جرایم میگویند، در حالی که به نظر میرسد این اعدامها بیشتر در خدمت حفظ «نظام» و اقتدار جمهوری اسلامی هستند.
در این شرایط، مردمان هم که درمانده شده اند و تصویری از امکان دیگرگونه بودن ندارند و امیدی به تغییر نمیبینند، با شعار «اعدام باید گردد» همراه میشوند تا شاید اوضاع از آنچه هست بدتر نشود. نتیجه این روند تکرار شونده تداوم و امتداد سیاهی و تباهی حاصل از تکرار و بازتولید خشونت از سوی دولت است.