1- خامنه ای به مجلسی ها گفته:

در مسائل هسته‌ای مواضع همان است که علنا اظهار کردیم/ برادران ما واقعا عرق می‌ریزند و کار میکنند، بر همین مواضع پافشاری کنند/ برخورد محترمانه و همراه با ادب، با وزرا در مجلس ضروری است

از این تیتر مثبتی که هواداران روحانی و هاشمی از حرف های امروز خامنه ای خطاب به مجلسیان بیرون کشیده اند؛ تنها بخش مرکزی آن (برادران ما واقعاً عرق می ریزند و کار می کنند، برهمین مواضع پافشاری کنند) اهمیت “خامنه ای امروز چه گفته است” دارد و بقیۀ حرف های او نه شور و نه صلابت حرف های ایدئولوژیک او در جمع سپاهیان را دارد و نه کمترین ارزش حرف های راهگشا و تعیین خط مشی یک رهبر سیاسی مختار مطلق را. زیرا لقلقۀ اقتصاد مقاومتی و بفکر انتخابات بعدی نباشید و برنامۀ ششم را جدی بگیرید و سایر خزعبلات که نوعی تکلیف گرایی و فرمالیتۀ اجباری و برگزاری یک مراسم تقویم سالیانه و کلیشه ای است و تکراری ملال آور.

2- اما قبل از اینکه به مغز حرف خامنه ای که در بالا ذکر کردم وارد شوم لازم است که پیش و پس آن جمله را هم توضیح مختصری بدهم. اینکه گفته “در مسایل هسته ای مواضع همان است که علناً اظهار کردیم” این پالس سرگردانی و بلاتکلیفی جمهوری اسلامی در بخش رهبری را مؤکد کرده که هر اتفاقی که بیفتد بخش های مثبتش ابتکار و دستور و مسئولیت من است و هر بخش منفی و از روی ناچاری که بخاطر رفع تحریم ها خواهم پذیرفت، تقصیر و قصور دولت روحانی. زیرا او در اظهارات علنی اش همیشه یکی به نعل زده و یکی بمیخ و هیچگاه مشخصاً حرف فصل الخطابی نزده که کسی – چه موافق و چه مخالف – بتوانند با استناد به آن بفهمند منظورش کدام مواضع اظهار علنی کرده اش است. ضمن اینکه برای اینکه بازهم بتواند منطقۀ مانور “عدم قبول مسئولیتش” را گسترده تر بکند یک جمله را هم در سخنانش گنجانده و گفته است که برخی مواضع را هم در جلسات محرمانه به مذاکره کنندگان گفته ام.

3- اما در بخش پایانی نقل قول بالا خامنه ای گفته: “برخورد محترمانه و همراه با ادب، در مجلس ضروری است”. این جمله هم علاوه بر اینکه یک تعارف آبکی است برای اعضای دولت؛ بغض و غیض خامنه ای را هم در جملۀ بعدی دارد که به دولتی ها توصیه کرده که با نمایندگان سلطنتی برخورد نکنند. و کاملاً معلوم است که این سلطنت علاوه بر هدف قرار دادن لحن سخنرانی های روحانی نسبت به تندروان؛ اشرافی گری هاشمی رفسنجانی و نیروهای همراه او را (کارگزاران سازندگی) هم برجسته می کند در ذهن مخاطب و نوستالوژی کاپشن احمدی نژاد را دامن می زند. اگر یادمان نرفته باشد که خامنه ای بعد از هو کردن احمدی نژاد در مجلس هشتم – دو دو کردن – خامنه ای در فاصلۀ یکساعت و قبل از پایان جلسۀ علنی آنروز مجلس لاریجانی و هیئت رییسه و نمایندگان سرشناس – مثل توکلی و … – را احضار به یک جلسۀ خصوصی می کند و آنان را با شدیدترین کلمات و جملات بی سابقه ای مثل اطلاق رذالت به نمایندگان معترض به احمدی نژاد را می نوازد. اینک بهتر می شود مقایسه کرد که منظورش از تذکر “با ادب رفتار کردن با وزرا و دولت” چقدر باسمه ای و برای رفع تکلیف است.

4- اما حرف اصلی خامنه ای به نمایندگان این بوده است که اوضاع کشور و اقتصاد بسیار خراب تر از آن است که بخواهد توافق با غرب را متوقف کند. بلکه او می خواهد به “برادران ما واقعاً دارند عرق می ریزند و کار می کنند” (ظریف و تیم مذاکره) کمک کند که بتوانند “بر همین مواضع پافشاری کنند”. و با خفت کمتری توافق را بنویسند و غرب – بویژه اوباما – را از بهم خوردن توافق بترسانند. در اینجاست که خامنه ای هم بیچارگی اش را بنمایش می گذارد و هم آیندۀ رو بزوال حکومت دینی اش را. در حقیقت او خطاب به کوچک زاده ها اعتراف می کند که دارد نقش پلیس بد را بازی می کند تا بلکه توافقی که انجام شده است را کمی کمتر تحقیر امیز بثمر برساند اولاً؛ و مهمتر از آن بگوید که می داند پی آیند این توافق حمله به بنیان های ایدئولوژیک خواهد بود ثانیاً. خامنه ای به تلخی اما با لحنی طنز آمیز می گوید که می داند موضوع حقوق بشر و تروریسم (حمایت از محور مقاومت بتعبیر متشرعان ضد امپریالیست) بلافاصله بعد از توافق نهایی بروی میز خواهد آمد. اما – خامنه ای در کمال یأس – می گوید: نمی تواند پروسۀ فروپاشی شروع شده را متوقف کند چون کشور ورشکسته است. پس یک دلخوشکنک هم اضافه می کند که اگر در داخل با هم باشیم از پس غرب بعد از توافق برخواهیم آمد.

5- نکتۀ بعدی که در این مورد قابل یادآوری است این است که: موضوع دسترسی های گسترده برای راستی آزمایی – توافق شده در لوزان – برنامۀ اتمی خامنه ای چه در گذشته و چه حال و آینده نقطه ثقل راحتی خیال اوباماست در مقابل مخالفان توافق: چه در داخل امریکا و چه اسرائیل و چه در میان اعراب منطقه. به این معنا که اوباما همیشه و بطور لاینقطع و روشن با پزی طنزآمیز و ریلکس تأکید کرده است که مخالفان توافق  هسته ای با ایران نمی دانند که منظور من از توافق نهایی چیست و بهمین خاطر مخالفت می کنند. در حالیکه من توافقی را امضاء خواهم کرد که حتی یکنفر هم نخوهد توانست بعد از امضاء با آن مخالفت کند. چون: من (اوباما) فقط توافقی را امضاء خواهم کرد که ایران شدیدترین و پردامنه ترین بازرسی های راستی آزمایی تاکنون بی سابقه در جهان و راجع به هر کشور دیگری را بپذیرد. لذا اگر خامنه ای در مورد حرفش و موضعش صادق بود و باشد نباید آن را با این شدت بسوی مذاکرات پمپ می کرد چون خواسته ای را مطرح می کند که خط قرمز اوباماست و رییس جمهوری امریکا امکان ندارد بتواند از این بازرسی ها عقب نشینی کند چون علاوه بر شکستن خط قرمز خود قادر بفروش این توافق به کنگره و اسرائیل و اعراب نخواهد بود. البته یک احتمال هم این است که خامنه ای می خواهد نهایی شدن توافق را تا آنجایی به تأخیر بیاندازد که دولت حسن روحانی نتواند از برکات آن خودش بهره مند بشود تا تندروان بتوانند در سال 96 دولت ایدئولوژیک تری را بر سر کار بیاورند. یا…هو

و خدا نگهدار تا شاید وقتی دیگر! دلقک ایرانی.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)