۳۵ سال همچنان شاهکارهای نوابغ شوروی در فریب جهان آزاد کاپتالیسم در برابر منطق محض، از فریب دولت کارتر تا امروز، قالب کردن کمونیزم اسلامی خمینی ایسم به ملتهای ایران و جهان آزاد کاپیتالیسم!
پیشگفتار: یکی مشکلات درک ایسم ها و عقاید، ارائه تاتعریف اشتباه است، این تعریف در واقع نوعی دگم گرایی و جمودیت و ثابت بودن است، کمتر به تجربه و رخدادها و نتیج توجه دارد و کمتر حاضر به تجدید نظر و بازتعریف دارند، نوعی سوءاستفاده از تقدس گرایی پیش مدرنتیه است، تقدس گرایی به دوران باستان است که انسان درک علمی کمتری از رویدادهای علمی داشت و انها به معجزلات یا عذابهای ایزدان و خدایگان طبیعت یا متافیزیکی می پنداشت، این تقدس گرایی به ایدئولوژی ها که البته نیز مانند عقاید الهیاتی دست ساخت بشر است، گسترش داده شده اس، از عواقب ناگوار تقدس گرایی درباره ایدئلوژی ها، افزایش جمودیت و دگم اندیشی و کاهش بروزرسانی و تجدد و مدرنیته است. برای این تقدس گرایی چه جانها چه عمر عا و چه نسل بر باد رفته است!
در نوشتار به ظاهر شلوغ زیر، نگارنده ای سعی کرده، در امه سلسه مطالب متنوعی نگارندگان ناشناس (که با این فرض که بالاخره با رادئه نقد و تحلیلهای با منطق محض و استدلال و دلیل آوری)، ابردقرتهای جهان کاپیتالیسم از ابرقدرت امریکا تا جامعه پرنفود و قدرتمند اقتصادی و علمی و فرهنگی که خودش دلیلی بر لیاقت و تلاش چند هزار ساله جامعه یهودیان جهان است در عین جمعیت کمشان (که این خود نشان میدهد بر زحمات فراون آنها در راه به این لایقت در جهان برسند) و دیگر جوامع با لیاقت جهان…، چگونه در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی در حالی که جهان آزاد کاپیتالیسم، گمان میکرد راه حل خوبی برای مهار شوروی در نفود به سمت اقیانوس هند پیدا کرده و محفال غیر رسمی جهان آزاد، افراد و گروههای تروریستی سالامگرا در مقابل نفود کمونیزم قرار دادند، به خیال خام کاری کردند در ممالک مشهور به مسلم نشین اینکه چون کمونیزم یک ایدئولوژی الحادی وضد دین و خدانابور است، پس دین و مذاهب و فرقه به شدت افراطی اسالامی عامل مهار نفوذ ایدئولوژی الحادی و ضد کاپیتالیسم می شوند! و این رقابت بین دو نوع سرمایه داری عمدتا خصوصی و فردگرا کلاسیک و قدیمی (کاپیتالیسم) و سرمایه داری جدید الیگارشی اقلیت حکومتی (کمونیزم/ کمونیزم با سوسیالیزم کاملا فرق دارد، سوسیالیزم به اشتباه کمونیزم تصور میکنند، سوسیالیزم سیستم اجتماعی گرا بوده، و کمونیزم نوعی فرد گرایی افراطی مبتنی الیگارشی حکومتی است و برای همین با وجود تفاوت در جهان بین الاهیاتی اسلامی و الحادی کمونیزستی، این دو به طرز عجیبی متحد شدند علیه جهان آزاد کاپیتالیسم).
اما پس سالها گویا بسیاری تحلیگران با بررسی برخی اسناد فاش شده، متوجه شدند کلا جهان آزاد کاپیتالیسم/سرمایه داری عمدتا فردگرایی بخش غیر دولتی و بیشتر خصوصی، بزرگترین فریب خورده بود، در واقع فروپاشی شوروی، یک بدشانسی بود باری کمونیزم، چون نخبگان باهوش اندیشکده های به شدت سری و مخفی کار شوروی و بویژه “کا.گ.ب” توانسته بودند نسخه کمونیزم اسلامی و الاهیاتی اختراع کنند و از این ایدئولوژی تقلبی از کمونیزیم الحادی، دمار از روزگار دلوتهای کشورهای مشهور به مسلم نشین تحت نفوذ یا متحد جهان آزاد کاپیتالیسم در بیاورند و یکی یکی آنها شکار کنند!
واقعا اگر بدشانسی فروپاشی شوروی رخ نمی داد و آن دسایسی که منجر سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۱ نمی شد که در کادر سران الیگارشی سرمایه داری حکوکتی شوروی از هم گسیختگی رخ نمیداد که منجر به فروپاشی شود، ما باید سری از اقمار استثماری/استماری جدید شوروی بسیار عنی ذخایر معدنی و گاز و نفت و کشاورزی و پرآب روبور بودیم و چه بسا تا قرنها شوروی بر اکثر کشورهای جهان استلا می یافت و د رنهایت جهان آزاد و از امریکا می بلعید!
یکی از سندهای اینکه تا چه حد شوروی داشت موفق می شد، همین کمونیزم الهیاتی در کشورهای مشهور مسلم نشین بود، که حتا در دربار پهلوی دوم نفوذ پیدا کرده بود، تقریبا بیشتر کرا برنامهریزی سقوط حکومت پهلوی توسط نخبگان و مزدوران “کت.گ.ب” انجام شد و اما پول هزینه های انسانی و عملیاتی را توسط دولتهای غربی مانند امریکای کارتری و فرانسه و بسیاری کشورهای اروپایی عضو ناتو و غربی و ممالک خاورمیانه متمایل به غرب انجام شد!
این از مجموعه کارهای در حد شاهکار نخبگان اطلاعاتی و تحقیقاتی سیاسی تا فرهنگی و با مدیریت “کا.گ.ب” بود!
اتفاقات سریع دو سال اول حکومت اسلامی امثال خمینی ایستها که به انحای مختلف توسط جانشینانش ادامه یافته تا کنون، نشان میدهد چقدر این شاهکار عالی برایش کار شده بود. واقعا یک دارندگان یک ایدئلولوژی الحادی که چنان عقاید سبنیانگذارنش داشتند که مثلا مشهور بود که میگفتند دین افیون جامعه است، به اینجا برسند که کمونیزم اسلامی را اختراع کنند، البته بخش بزرگی از این اختراع از طریق عوامل نفوذی خود در اندیشکده های غربی و به اسم تاکتیکها و استراتژیهای غربی در مقابله با نفوذ شوروی انجام شد! این خود نشان میدهد این شاهکار چقدر عظیم است.
درک اینکه چگونه این شاهکار توسط نخبگان سیاسی تا فرهنگی سووری با مدریت نوبغ “کا.گ.ب” انجام شد، نیاز به گذشت چند دهه بود، انتشار اسناد و افشاگریهای پس فروپاشی شوروی…
میاثخوران شوروی، تا حدی هنوز دارند از یان شاهکار شووری و “کا.گ.ب” استفاده می کنند! عجیب نیست چرا با وجودی برنامه بود که در اعلام محور شرارت از سوی بوش، حداکثر تا سال ۲۰۰۵ ایران نیز مانند عراق و افغانمستانف رزیم چنج شود و وارد دایره نفوذ جهان آزاد کاپیتالیسم به رهبری امریکا در بیاد، اما طرز عحیب و اسرارآمیزی رژیم اسلامی فسر دررفت.
باز اینجا اشاه کنیم به تفاوت ماهیتی سوسیالیزم و کمونیزم آن به سبک کمونیزم شوروی.
احتمالا مخالفتهای زیادی از سوی افراد فعال و معتد و خود اعتقادپندار جریانهای موسوم به چپ خواهد شد یا یان تعاریف و مطالب.
سوسیالیزم در واقع یک زیرشاخه از کاپیتالیسم بود که علی رغم ظاه مخالف نمایی کاپیتالیسم، عمدتا نیرویش مصروف به اصطلاح عادلانه کردن روابط کارفرما با کارگر و کاهش شکاف طبقاتی و مثلا مسائل مربوط به رفاه کارگران و اقشار مزدبگیر می شد، از جمله تاکید به بیمه و ایجاد سندیکای کارگری برای دفاع حقوق کارگران و مزدبگیران مانند معلمان و غیره.
مطالب بالا، اساس تضاد آشکاری با اساس کاپیتالیسم یعنی سرمایه داری غیر دولتی و عمدتا خصوصی نداشت و برای هیمن برای یانکه این نهضت مشهور به عدالتخواهی مزدبگیران با ایدئولوژی ضد کاپیتالیستی کمونیزم که بنیادش بر سرمایه داری الیگارشی اقلیت حکومتی است فرق گذاشته شود، بعنوان سوسیال دمکرات در بسیاری کشورهای کاپیتالیستی دارای حزب شد و اجازه فعالیت داده شد. دست بر قضا، ناجی کاپیتالیسم شد، همان طور که لغو بردگی، هزینه های اضافی از طبقه کاپیتالیستی و ارباب بزرگ سرمیاه دار برداشت، لغو بردگی هزینه هیا جا و بهداشت و خوراک و بسیاری دیگر از عهده اربابان سرمایه دار برداشت و بر عهده بردگان گذاشت که حالا آزاد بودند و. ظاهرا دیگر رخید وفروش نمی شدند! چرا که پیشرفت علم پزشکی که موجب افازیش طول عمر و سلامتی و ادیاد جمعیت شده بود همراه شده بود با انقلاب صنعتی و این دو اتفاق و چند رویداد اجتماعی و فرهنگی و روسنفکری، نه نیاز بهبرده داری توجیه می رکد و نه سازگرا بود با ارزشهای مدرنیته فرهنگی جهان مشهور به اول یا همان غربی!، سوسیالیزم نیز در ادامه همان جریان اغو برده داری بود، اینها همه رگه هایش در کتاب ثروت ملل آدام اسمیت آمده بود و تاکید شده بود که بهبود شرایط نیوری کار، بر افزایش تولید و ثروت اصحاب سرمایه اثر مثیت خواهد گذاشت.
در پس دعوا ظاهری و دشمنی گهگاهی مدعیان راستگر با جریان چپ بیشتر بازی سیاسی است مانند بازی رقابتی دو حزب کارگر و محافظه کار در اغلب کشورهای کاپیتالیستی که البته گاهی نامهایشان فرق میکند و اما ماهیتشان یکی است، هر دو تا ، در واقه دو بال بلندگی و پیشرفت و حفظ بقای جهان آزاد کاپیتالیسم هستند.
در حالی کومنیزم یک چیز دیگر است که ظاهرا از دنیای سوسیالیزم خلق شده یا مدعی اند خلق شده، اما کمونیزم بنیادش از یک سری عقاید دگکتر فردگرایی مطلقگرا است، که سرمایه مشتمل بر تمام هر چیزی بتوان ارزشمند و قیمت گذاشت متعلق به حاکمان میدانست، در دروان مردنیته و عصر رنسانس و تجدد و نظریات آدام اسمیتی، الیگارشی فوق افراطی فردگرایی، دنبال یک ایدئولوژی بجای آن نوع ادیانی میگشت که خاکمان خدای زمین و مالیک میدانست، پس به ظاهر برعکس شد، الهیاتی که حاکمان مالک جهان یعنی کشورهای تحت حکومتیان میدانست به الحادگرایی گراید و کمونیزم و اشتراک مالکیت بر کشورها تحت حکومت الیگارشی مرکز، در واقع تعریف جدید همان سلطانیسم نستی قبل از کاپیتالیسم آدام اسمیتی بود!
حالا شاید درک بهتری کنیم چرا اسلامگرایی به سبک حکومت بر ایران کمونیزم اهیاتی می گویند؟، در این سیستم دست حکومت بازتر بود و نوعی بازکشت به همان مالیک حاکمان بر تمامیت دارایی و ثروت مشاع کشورها بود. این بار با مشروعیت الهیاتیی و به مرتب هولناکتر و خشن تر و بی حد تر و حریصتر!، اینجا جریانهای عدالت خواهانه مالی و اقتصادی که در واقع نوعی تلطیف و انسانی تر کذدن کاپیتالیسم بود مانند سرمیاه داری همگانی توزیع سهام مالیک ثورتهای مشاع زیرزمین مانند نفت و گاز و معادن و غیره که متعلق به همه اتباع کشور است، با مخالفت همزمان کمونیستها و کاپیتالیستهایی قرار گرفت که مالیکت فردی و خصوصی شان نامحدود میدانند وی مخواهند از راههای محتلف و رشوه و لابی با حکومتیها مالیکت بر منابع تولید ثروتت طبیعی که ملک مشاع ملت.مردمان تبع کشورها است!
اینجا این طیق کاپیتالیستها با کمونیستها در وجه الیگارشی و فاسد بودن و حریص و خسیس بودن مطلق گر تشابه زیادی دارند، بی رحمی هجیبی دارند سیرمانی نشدنی در کسب ثروت، نوعی آزمندی تمام نشدنی، هیچ رحمت و مروتی و حدی هم ئر تصاخب ثروت برای خودشان نمی بینند و برایشان مهم نیست اکثریت گاه تا ۹۰% جامعه تبع یک شور در فقر و محروم از برآوردن حداقلهای رفاهی! مروح از اینکه در سن جوانی به خانه مناسب و میزان مناسب زمان کار و استراحت و نعطیلی و تفریحات و لذت بردن عمر کوتاه زندگی! و این وضعیت نامناسب در کشورهای تحت حکومت های کمونزیم اسلامی شدیتر است مانند رژیم فعلی ایران. عامدا چند دهه در فقیر کردناکثریت مردم، حتا با سوءاستفاده پول اعتباری و چاپ بی رویه و بدون نیاز و عمدا بودجه تراشی و حتا با بحران سازی و جنگ طلبی… نهایت خلق باندهای مافیایی و ساختار مافیایی تا اکثریت مردم در فقر بیشتری به سر ببرند! حتا آنهایی از راه ارث شانسی مقداری ثروت از نسلها جمع شده و به آنها رسیده، با دسایس مختلف آن ثروت از چنگ عامه ذی حق در می آورند! در اینجا برای جمع کردن هوادار و حامی این سیستم اقدام به توزیع ناعدالانه و نابرابر حقوق بدیهی بشری و تبدیل به رانت و در نهایت فساد و دزدسالاری میکنند، چون از حربه توجیهات شرعی دینی و مذهبی سوءاستفاده میکنند، میزان انحطاطها افزایش داده و موجب تباهی و انحطاط اجتماعی و اخلاقی و عواطف انسانی حتا میان اعضای دوستان و خانواده ها می شوند و این وضع بهنجار بحرانی انواع انحطاطها فروپاشی های چند جانبه و انواع شبه بیماریهای چند شخصیتی و ریاکاری و اختلاف عقاید و عدم رودارای در تحمل سبک زندگی همدیگر و عدم همزیستی مشاهده می شود!
این گونه است، که با وجود سرکوبها بخش بزرگ یا اکثریت جامعه (هر چند در ظاهر ساکتند از ترس) از تغییر رژیم حمایت میکنند، حتا با قیمت دخالت خارجی ها!
حمایت حکومت سکولار دمکراسی حامی عدالت اقتصادی و فقرزدایی باشد، خواسته آنان شده بعنوان یک خواسته بر حق سیاسی و حقوق بشری.
پس اگر گذار از یان حکومت سالامی فعلی، هر چقدر ادعای دمکراسی سوکاریته داشته باشد حکئمت جایگزین، اگر هیچ برنامه فوری برای عدالت مالی و فقرزدایی و یا بیمه جاماندگان میانسال و سالمند نداشته باشد که طبیعتا رایگان وفوری باشد از محل ثروتهای از خوش بختی طبیعی، وجود دارد و بنابر حق مشاع بودن، باید برابر یمان همه تقسیم شود وبا توجه میزان بالای ارزش این ذخایرف این خوش بختی است عدالت و جبران خسارت دهه ها بی عدالتی به نحوی انجام شود.
بدیهی است نگارنده ممکن است اشتباه در برداشتها و نقد و تحلیل ها داشته باشد.

روشهای ارزان و سریع نانو ذراتی گویچه و پیازی ساخت بمب اتم و بدون غنی سازی بمب پلوتونیمی!، فوق مهم! بر …
روشهای ارزان و سریع نانو ذراتی گویچه و پیازی ساخت بمب اتم و بدون غنی سازی بمب پلوتونیمی!، فوق مهم! برخی از انبوه دلایل!، چرا بدتر از نازیسم این رژیم حاکم بر ایران و مشابهش […]

جمهوری اسلامی و پارادوکس خروج از وضعیت نه جنگ و نه صلح، حمید آقایی
سخنان اخیر مجتبی خامنهای در دیدار پنجم آبان ۱۴۰۵ با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، که در آن بر ضرورت پایان دادن به وضعیت «نه جنگ و نه صلح» تأکید کرده است، در […]

پشت صحنه اعتراضات فرانسه چیست؟
پروفسور مهرداد وهابی استاد اقتصاد دانشگاه سوربن شمالی در پاریس، پایتخت فرانسه است. در این برنامه از او میپرسیم ریشهی اعتراضات فرانسه کجاست؟ آیا آنچنان که گروهی ادعا میکنند، «مهاجران و مسلمانان فرانسه را به این روز انداختهاند»؟



















هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.