واژگونی نقشه بازار فرش اصفهان؛ از نماد اصالت تا معامله فرش‌های زیر پا برای تأمین معاش

بازار فرش اصفهان با سراها، تیمچه‌ها و راسته‌های کهن خود که قرن‌ها نماد هنر، ثروت و رونق اقتصادی بود ، این روزها دورانی کم‌سابقه از رکود و دگرگونی هویتی را سپری می‌کند. راسته‌هایی که در گذشته میزبان تاجران بزرگ، گردشگران خارجی و خانواده‌هایی بود که با انگیزه خرید جهیزیه یا نو کردن خانه به تماشای قالی‌های دستباف می‌آمدند، اکنون با فضایی متفاوت روبه‌رو شده‌اند؛ فضایی که تغییر مسیر معاملات و رفتار مراجعه‌کنندگان را بازتاب می‌دهد.

یکی از کسبه باسابقه بازار فرش اصفهان در بیان تجربه این روزهای خود می‌گوید: «بیش از ۳۰ سال است در این بازار کار می‌کنم. در این سال‌ها با هر قشری سر و کار داشته‌ام؛ از خانواده‌های کم‌درآمد تا ثروتمندان. اما چنین وضعیتی را کمتر دیده‌ام.»

او با مرور سال‌های گذشته تأکید می‌کند که روزگاری مردم برای جهیزیه، نو کردن خانه یا خرید فرش جدید به بازار مراجعه می‌کردند، اما امروز ماجرا کاملاً برعکس شده است.

وی اضافه می‌کند:«الان خیلی از مراجعه‌کنندگان برای خرید نمی‌آیند؛ می‌آیند فرش کف خانه‌شان را بفروشند. تقریباً هر روز کسی وارد مغازه می‌شود و می‌گوید قسط دارم، اجاره دارم، خرج زندگی دارم، این فرش را از من بخرید چون به پولش احتیاج دارم.»

 

فرش‌های کهنه بر دوش مردم برای فروش در بازار فرش اصفهان

این روایت ملموس، به پدیده‌ای گسترده‌تر در بازار اشاره دارد؛ جایی که رکود به حدی عمیق شده که بسیاری از مغازه‌ها عملاً به جای عرضه و فروش فرش‌های نو، به خریدار فرش‌های دست‌دوم مردم تبدیل شده‌اند. خیابان‌ها و دالان‌های بازار که زمانی پر از مشتری و رفت‌وآمد بود، حالا ساعت‌ها در سکوت و خلوتی سپری می‌شود. افراد بسیاری دیگر به دنبال طرح، نقشه یا کیفیت بافت نیستند، بلکه فرش لوله‌شده خانه را بر دوش کشیده و به امید نقد کردن فوری آن وارد مغازه‌ها می‌شوند. خانواده‌ها برای تأمین هزینه‌های روزمره و ابتدایی، فرش داخل خانه را می‌فروشند؛ اتفاقی که بیانگر آن است که وقتی فرش زیر پای مردم راهی بازار می‌شود، حکایت از نداری و فقر مفرط دارد.

بررسی داده‌ها و گزارش‌های منتشره در رسانه‌ها و پایگاه‌های اقتصادی، مؤید عمق این تحولات در بدنه صنف فرش است. بر اساس این آمارها، رکود حاکم بر بازار فرش دستباف به بالای ۸۰ درصد رسیده و بخش عمده‌ای از کارگاه‌های تولیدی و بافندگان با افت شدید سفارش و فعالیت روبه‌رو هستند. همزمان، کاهش محسوس سهم صادرات فرش ایران در بازارهای جهانی در سال‌های گذشته و نبود تقاضای پایدار خارجی، بار رکود را به شکل مضاعف به بازار داخلی تحمیل کرده است.

از سوی دیگر، گزارش‌های میدانی نشان می‌دهند افزایش هزینه‌های تولید و گرانی مداوم مواد اولیه، همگام با افت قدرت خرید طبقات میانی و فرودست، فرش دستباف را از سبد خرید خانواده‌ها حذف کرده و متقابلاً جریان فروش دارایی‌های کارکرده را سرعت بخشیده است.

 

از ضرب‌المثل تا واقعیت تلخ فروش فرش زیر پا!

از جنبه اقتصادی و اجتماعی، فرش در زیست تاریخی خانواده‌های ایرانی همواره نقشی فراتر از یک وسیله کاربردی داشته است؛ فرش آخرین سپر مالی و دارایی پس‌انداز خانوار به شمار می‌رفت. با این حال، تبدیل این دارایی پایدار خانگی به نقدینگی کوتاه‌مدت برای پرداخت اجاره‌بهای معوقه، اقساط سررسیدشده بانکی یا درمان، نشان‌دهنده تحلیل رفتن سایر منابع مالی و پس‌اندازهای در دسترس خانوارهاست. زمانی که فرد ناچار می‌شود کفپوش اساسی سکونتگاه خود را واگذار کند، عملاً آخرین حلقه از دارایی‌های غیرمنقول و منقول خود را وارد بازار مصرفی کرده است.

در بعد صنفی نیز حجره‌داران بازار فرش اصفهان با چالش‌های ساختاری مواجه شده‌اند. مغازه‌دارانی که خود با هزینه‌های جاری سنگین، مالیات و کاهش چشمگیر نقدینگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، ظرفیت نامحدودی برای خرید همه این فرش‌های دست‌دوم ندارند. این وضعیت موجب شده تا در برخی موارد، فرش‌های پاخورده با ارقامی بسیار نازل‌تر از ارزش واقعی خریداری شوند؛ مبادلاتی که در آن‌ها فروشنده از سر ضرورت مالی و خریدار از سر محدودیت نقدینگی، بر سر کمترین قیمت ممکن به معامله تن می‌دهند. در چنین شرایطی، سراهای تاریخی بازار فرش اصفهان به جای نمایش شکوه دستبافته‌های نوظهور، به صحنه عرضه ناگزیر دارایی‌های مستعمل خانه‌ها و بازتاب ابعاد گسترده فشارهای معیشتی در زندگی روزمره بدل شده‌اند.

زمانی به عنوان ضرب‌المثل گفته می‌شد «فلانی می‌خواهد فرش زیر پایش را بفروشد» و حال این ضرب‌المثل تبدیل به واقعیت تلخ مردم ایران تبدیل شده است که از روی مجبوری، عرشی بر بالای سرشان دارند اما نه فرشی زیر پایشان.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)