در مطلبی تحت عنوان تاوان اشتباه منتقد، متذکر شده امثالهم اگر پیشنهادی می دهیم، از نوع انتقادی و پیشنهادی است، حداکثر تاوان اشتباه منتقد در نقدهایش از جمله پیشنهاد ارائه راه حل، انتقاد از او است، اینکه منتقدی اشتباهش به پذیرد و پوزش بخواهد نشانه شجاعت و فضیلت او است و اما تاوان او بیشتر از همان نقد متقابل و اثبات کردن اشتباه بودن نظرش نیست، اینکه مجریان نتایج عمل کردن به پیشنهادهای متنقد به گردن او به اندازند و گاه مجازات های سنگین مانند محرومیت از حقوق بدیهی بشری و زندان و صدمه جان و جسم و مال و حیثیتش کنند مجاز و قابل قبول نیست، اگر چنین باشد که دیگر همان دیکتاتوری و سرکوب آزادی بیان و اندیشه می باشد، این پیشنهاد راه حل ها توسط مجریان بارها سنجیده و نقد باید بشوند و اگر مجری انجام داد به عواقب پیروزی یا شکست متوجه مجریان است. اگر تاوان اشتباه منتقد بیشتر نقد متقابل و اثبات اشتباهات انتقادی اش باشد، خیلی زود امکان نقد و ارائه پیشنهاد راه حل در جوامع و کشورهای جهان از میان می رود یا به شدت محدود و ناکافی می شود و امکان اصلاح و تغییر به سمت تعالی و پیشرفت مادی و معنوی محدود و شاید ناکافی می شود برای نجات از مسائل.

همیشه و از جمله نگارنده، هم اکنون هم اعلام می کنم، مسئولیت اجرا و عواقب پیشنهادها به عهده مجریان است و این باید و نبایدهای انتقادی جنبه پیشنهادی دارد.

– نکات: از روش های مختلف انتقادی، روش ارائه مستقیم است، یعنی منتقد بدون اینکه گرایشسهای سیاسی و… اعلام کند به حاکمان یا ضد حاکمان پیشنهادهای راه حل از نجات مسائل ارائه می دهد، مشکلی اینجا پیش می آید این است که طرف مقابل  منتقد را به طرف درای از دشمن که پنداشته متهم می کند، برخی منتقدان شروع به نوعی بی طرفی می کنند، اینجا باز طرفین او را به وسط بازی متهم می کنند و اگر ابراز گرایش هایش کند متهم به جانب داری محرز از یکی طرقین می شود و اگر به نوعی گرایش مستقل از همه طرفین کند متهم به تک روی و دیکتاتوری شده و همه طرفین دشمن او می شوند، این وسط گویا تنها چیزی اهمیت ندارد پیشنهاد راه حل ارائه شده است!، در میان بسیاری طرفین مسئله، به روش وارون کُنشی روی می آورند، یعنی عملا و به صورت تبلیغاتی و پروگاندایی و جنگ روانی و عملیات وانمود می کنند وارنه پیشنهاد راه حل ارائه شده می خواهند عمل کنند، اینجا می تواند بدینی یا عدم اعتماد باشدف انها بجای رجوع به عقل و منطق، صرفا ظاهر قضیه منتقد می بینند، اگر منتقدی در ظاهر مخالف آنها باشد کفایت می کند بای اینکه بگویند او دارد با ارائه راه حل، ما را فریب داده و به سمت شکست و نابودی راهنمایی می کند، یعنی اگر منتقد با دلیل و مستند بگوید فلانی این راهی می روی مستقیم به بیارهه و افتادن در چاه نابودی است، باز برعکس عمل می کند.

نکته عجیب و جالب اینکه، چون منتقد به دنبال حق و حقیقت بوده بعضا درست به هدف رسیده و ارائه پیشنهاد از روی این بوده، وقتی طرف برعکسس عمل می کند، دچار نتایج بدی می شود. بارها این موارد مشاهده شده است و گاه اارئه پیشنهاد چنان بر حق و یا نزدیک به حقیقت بوده که حتی عدم واکنش و عدم توجه عملی به پیشنهاد راه حل، منجر به عواقب برایش شده است، چرا در صورتی او عمل نکند، طرف مقابلش از پیشنهاد استفاده می کند.. اینجا منتقد به کارش عمل کرده

  • نکته مهم تر روش های انتقادی، لحن است، حتی منتقدهایی با لحن به ظاهر لطیف هم انتقاد کنند باز ذات انتقاد تند است، معمولا مردم از اینکه نقد شوند بدان ها بگویند کارشان اشتباه است ناراحت می شوند، شاید در اکثر مواقع در اولین مواجهه احسا کنند فلانی دشمنی دارد با آنها می کند و قصدش نابودی او است، بویژه اگر مثلا طرف بگوید اعتقاد و ایدئلوژی سیاسی او را قبول ندارد، هر چه منتقد تلاش کند تا او  را متقاعد کند خیر و صلاح او را می خواهد و بجای ان چیزی بدی که دنبالش است چیر بهتری پیشنهاد می کند، رد می کند و اقدام به تقابل در برابر منتقد می کند.

وارونه کُنشی از یانکی وحشی تا پان اسلامیست متجاهل، اشکوری درست گفت اما دیر، خمینی واروه فهمید… امریکا اشتباه مکرر جنایت علیه اکثریت ایران که عاشق دمکراسی اند…! از جنگ اباطیل تا صلح حقیان

 

گلچین های ابرمنتقد، پادشاه لُخت ایرانشهر ویران شده تا پادشاه بِخردپوش عربستان آباد شده…

آنگاه که شاه لُخت- خَرامیده- ولی ناآگاه بر راه نابودی میرود، بهترین دوستانش، داناترین دشمانش هستند!

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)