در این جنگلی توحشی، که نامش گذاردند تمدن جهانی، انسانهایی چه بسا ساده دل و عادی، فریب سیاسی کارها میخورند و در همایشهای سیاسی شرکت میکنند. صحنه گردانهای دژخیم، مردم را به بازی میگرند.

حکومتی چنان دایره فعالیت و زندگی انسانی تنگ میگیرد که برخی از مردم عادی فریب خصم دولت میخورد و به خیابان میاید و خصم از فرصت پیش آمده به نفع خود بهره برداری میکند. باطلهای جنایتکار بازیگردان صحنه مضحکه ادعای حمایت از عدالت و حقوق بشر میشوند!

این وسط انسان عادی ساده دل، خسته، تنها، افسرده، بیمار و رنجور به سیم آخر میزند و نیمه جان خویش را به فنا میفرستد.

اما آن جنایتکاران باطل شرور نشسته اند و به برآورد امتیازهای بازی کثیفشان میپردازند. آن دژخیمان سرمایه سالاری، آن خوناشامان اقتصاد استثماری و  تاجران اسلحه و مرگ، آن قاتلان کشتار جمعی، آن فروشندگان سلاحهای شیمیایی، آن بیشرمهای پرمدعا،… آنها نشسته اند و نابودی کرامت انسانی مشاهده میکنند، و به رنجهای بشریت میخندند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)