چرا نسرین ستوده ها، وکیل کاربران سانسورزده نمیشوند، و چرا کسی برای ما سانسورزدگان همزمانه از دست ج.ا. و رسانه های هتاک خارجی شعر نمی رساید؟!

من این شرافت و استقلال فکری و آزادگی را دارم که اعدام در شرایط مشکوک را محکوم کنم، و به خانواده و بستگانش تسلیت بگویم، و اقدامات مشکوک یک حکومت استبداد مذهبی را مردود بدانم که دادگاههای فوق العاده ای برگزار میکند که، کمابیش از قبل معلوم هست نتیجه اش چه میشود.

امروزه بجای حکم میگویند بهتر است حبس ابد باشد، اما نگفیتم که اصلا مجازاتی نباشد! در نروژ یک نژادپرست دگرستیز، دهها نفر را میکشد و بعد به او 21 سال زندانی میدهند و او  در یک زندان در حد هتل قرار میدهند! تازه این جنایتکار ابزار پیشمانی هم نمیکند از عملش! این چه جنگلی است که دنیا سکولاردموکراسی بوجود آورده است؟!

امروزه با پیشرفت علم حقوق، اعدام در همه حال محکوم است، چرا که تحقیقات و شواهد تاریخی نشان میدهد که اجرای حکم اعدام- به دلیل اینکه در صورت اشتباه غیر  قابل جبران است- من نوعی با آن مخالف هستم به این قبیل دلایل، و نه اینکه از  اقدامات مجرمانه شخص متهم دفاع کنم و یا بیایم برای یک کسی خودش هم اذعان دارد به برخی جرمها و کاملا یک انسان عادی است چنان شعر بسرایی و او را نماد مظلومیت بگیرم! اینهایی که شعر میسراید و چنین نمک به زخم خانواده قربانیان میپاشند (مقتولان)، خودشان را جای آن چند خانواده  اشخاص مقتول بگذارند، آیا حقیقتا اگر کسی عزیزان شما را به قتل برساند (هر چند ناخواسته و غیر عمد) و بعد عده ای بیاد برای قاتل شعر بسرایند و او را نماد مظلومیت بنامند چه حالی بهتان دست میدهد؟!

فلانی خودش معترف به قتل بوده، و تمام شواهد نشان میدهد عامل قتل بوده- حال غیر عمد و ناخواسته بماند- بالاخره قنل انجام داده است، چند انسان دیگر را کشته است. وسیله نقلیه او  هدایت کرده و او چند نفر را زیر گرفته و به قتل رسانده است. این را که نمیشود کتمان کرد، حالا یک عده کلا خودشان کوری و کری زده اند و اصل داستان قتل را منکر میشوند! این چه وضعی است؟!

طرف با خودرویش زده چند نفر کشته و بعد عده ای میاند منکر قتل میشوند! این چه دنیا جنگلی است؟!

طوری در رسانه های زنجیره مافیایی خودشان، ننه من غریبم راه انداخته اند که انگار جان انسانهای غیرخودی بی ارزش است. شما هم مثل همان حکومت استبداد مذهبی، انسانها را به خودی و غیر خودی تقسیم میکنید!

مگر آن مقتولان انسان نبودند؟!

آن سرباز وظیفه نگون بخت که از روی اجبار به سربازی رفته و به قتل رسیده، آدم نبوده؟!

جان قاتل ارزشش بیشتر آن نفر مقتول هست آیا؟!

چرا این هجمه و قیل و قال رسانه ای راه انداخته اید! خجالت نمیکشید که اصل قضیه را قتل کتمان میکنید! چرا یک قاتل – هرچند غیر عمد – را یک مظلوم التام جلوه میدهید. او و من نوعی که یک برگ خلاف ندارم در این قیبل جرایم، آیا یکی هستیم؟ میلیونها نفر انسان دارند مثل یک شهروند عادی و بهنجار زندگی میکنند، یک بار کسی برای امثالهم شعر نسرود که بهنجار بودیم یک عمر، و قتلی انجام ندادیم ،و چنان ظلمی در حق کسی نکردیم، آیا من نوعی لایق شعر مدیحه نیستم که چنین مسئولانه نقد میکنم و منصف هستم؟! البته اینها از باب قیاس روشنگرانانه است وگرنه من نه میخواهم و نه علاقه دارم کسی مدیحه سرایی برایم بکند. من اینها را میگویم که شاید شرم کنند برخی از اعمالشان!  مرا در سانه های اجنبی فارسی گو سانسور میکنند بخاطر دفاع از کرامت انسانی و شرافت و آزادی بیان!  یکی چرا برای تلاش من نوعی شعر نمیسراید؟! این قریحه شاعری شما فقط برای خودیها گل میکند؟ برای افراد مظلوم دیگر طبع شعرتان گل نمیکند؟!

در سایتهای فریبکار و به ابتذال شکیده شده و ضد آزادی بیانتان، به نوامیس کاربران بی حرمتی میشود، و فرد هتاک پست مجدد میگذارد و با تکرار اهانتها و تهمتهایش، بیشرمانه پافشاری میکند، بعد دهها نفر بدان رای مثبت میدهند! بعد  میگویند این یعنی دموکراسی و آزادی بیان! تفو بر این دموکراسی و آزادی بیان کذایی شما. تفو بر این سکولاردموکراسی ضدانسانی که شما  دارید، که رذائل اخلاقی به رای گذاشته،  از آن دفاع میکنند! این  دموکراسی شما به درد لای جرز دیوار هم نمیخورد. این  دموکراسی شما عین ضد انسانیت است. رای  گیری که موجب حذف نظر مخالف شود، و در مقابل افراد هتاک و تهمت زن مصونیت یابند عین بیعدالتی و ضد انسانیت است!

در رسانه های اجنبی فارسی گو، برای انتقاد از جنایت جنگی، رژیم  جنایتکار آمریکا، سانسور میشود! خودشان در سایتها و رسانه ها و کتابها و اسنادشان معترف به جنایت جنگی هستند حتی براسا همان موازین اعلام شده و امضاء شده توسط خودشان، بعد یکی بیاد بگوید ای جنایتکارن،  سانسورش میکنند و حذف!

یکی بیاد این جنایت رسانه ای را محکوم کند!  یکی بیاد بگوید به چه حقی یک منتقد را تهدید به  سانسور و حذف میکنند؟!

میگویند: قوانین و آیین نامه مان این را میگوید! عجب! خب آن حکومت استبداد مذهبی- چه چنین اعدام میکند- هم همین استدلال شما را میکند! آن مستبدان مذهبی میگویند: قانون ما این را میگوید که فلانی را اعدام کنیم! خب قانونتان اشتباه و ناعادلانه است، قانون (و آیین نامه) ناعادلانه تان را حذف  کنید و نه من نوعی منتقد را! قانون شما  ایراد دارد و ضد انسانی است، و نه نقد و حقیقت گویی من نوعی.

من میگویم کسی حق ندارد بخاطر یک نظر مخالف، در ملاء عام به نوامیس مردم فحاشی کند و فحش جنسیتی بدهد. من به هیمن صراحت و صداقت و به همین بدیهی میگویم در دعوای لفظی یا تندی بحث میان دو نفر، چرا شخص ثالث بیگناه چرا باید متهم شود و بدان اهانت شود؟! بعد میایند میگویند دو روز او را محروم کردند! به به! چه عدالتی؟! آیا حقیقتا در دنیای واقعی؛ ما کسی به نوامیس و خواهر و مادرتان فحش بدهد- در ملاء عام- به همان دو روز محدودیت از حضور اکتفا میکنید؟! آیا واقعا و حقیقتا پیش وجدان عمومی، دو روز محرومیت، مجازات عادلانه برای یک هتاک به نوامیس مردم است؟!

شرم و حیا هم خوب چیزی است.

هیچ انسانی نمیتواند در مقام شبه خدایی قرار دهد خودش را و مصون از اشتباه بداند خودش را. در برخی ماجراهای قتل، اساسا چنان مسائل مشکوک و مبهم است امکان قضاوت درست را میگرد. بدیهی است که خانواده مقتولان داغدار هستند و بسیاری از آنها از شدت خشم و ناراحتی خواهان انتقام و مقابله به مثل هستند. اما هر کسی فقط  برای چند لحظه خودش را جای متهم و در معرض اعدام قرار دهد، متوجه خطر میشود که چه بسا بیگناه مجازات شود و یا حکم متناسب با عملش نباشد. حال یک حکومت با کارنامه ننگینی از جنایت و ترور و فساد؛ که خودش نیز معترف است که تحت نفوذ عوامل بیگانه است و نفوذی دارد، از کجا معلوم کل داستان صحنه سازی نبوده و پاپوش برای فرد متهم نبوده باشد؟! از کجا معلوم همان نفوذیها دارند صحنه سازی میکنند و کشور به آشوب و شورش نکشانند؟ از کجا معلوم این سیاستهایی که به اسم منافع ملی میگویید، توسط  همان نفوذیها طراحی نشده  برای نابودی کشور؟ وقتی می بینیم در عمل این سیاستها کشور را به نیستی و  فروپاشی میکشاند، و مردم  را به ورطه شورش ناشی از وضعیت انتخاب میان مرگ و زندگی قرار میدهد؟!

امثالهم، میگوییم، باید  مجازات متناسب جرم باشد، مجازات باید ضمن اجرای عدالت، قابلیت بازدارنگی داشته باشد. عده ای تجمع میکنند و ظواهر قضیه طوری است دست به خشونت میزنند و در آن ماجرا تعدادی به قتل میرسند. چنین اتفاقی بایست کاملا در دادگاه علنی باشد و زیر نظر  ناظران بیطرف و در محضر افکار عمومی. چون قضیه سیاسی-امنیتی شده است و حکومت در معرض اتهام است.

این نکاتی گفتم بدیهی است. منتهی در همین قضیه می بینیم که کسانی که  بدیهی ترین اصول انسانی-اخلاقی را رعایت نمیکنند و در رسانه هایان به من نوعی که تنها رسانه ام کامنت و همین تریبون ها است را سانسور میکنند، به بهانه واهی! چرا؟ چون گفته ام  رژیم امریکا در قضیه جنگهایش مکرر مرتکب جنایت جنگی علیه بشریت شده است! چرا که گفتم امریکایی ها در قضیه بمباران هیروشیما و ناکازاکی مرتکب بزرگترین جنایت تاریخ شده اند. گفتم کسی که عمل ضد انسانی مرتکب شود و عذرخواهی نمیکند، معنی اش این است که، باز هم میخواهد و یا مایل است در صورتی که لازم به بیند تکرار کند جنایتش را! دولتمردان و حاکمان وقت امریکایی تاکنون، طی 70 سال از ماجرای جنایتشان در بمباران اتمی ژاپپنهای بیگناه و بیدفاع و غیر نظامی، همچنان حاضر نیستند عذرخواهی کنند و حاضر نیستند اعلام کنند به مردم بیدفاع غیرنظامی حمله نخواهند کرد و این جنایات دوباره مرتکب نمیشوند!  هیچ قدرت در جهان هم جلوی زورگرویی و ظلم امریکایی ها را گویا نمیخواهد به ایستد!

من میگویم امثال آن دسته امریکایی های جنایتکار و حامیانش، شایستگی اظهار نظر  درباره اعدام یک شهروند کشور دیگر نیستند.  رژیم امریکا جنایتکار که در کارنامه ننگنش، قنل عام های عظیمی  دارد و بزرگترین زرادخانه سلاحهای کشتار جمعی (قتل عامی!)، شایسته اظهار نظر درباره حقوق بشر نیست. اول خودش دست از جنایت و نقض حقوق بشر بردارد و بعد بیاد ادعا حمایت از حقوق بشر کند. اول آن رئیس جمهورش را – که خود شهروندان امریکایی او را فردی هتاک و دروغگو اعلام میکنند- از کار برکنار کند و یک آدم حسابی بجایش بگمارند و بعد بیاد سخن قانون انسایت و حقوق بشر بزنند.

اما اخیرا برای متهم که به شکل غیر  قابل انکاری -خواسته یا ناخواسته- مرتکب قتل چند شده است، رسانه های اجنبی فارسی زبان، وامصیبا سر داده اند. سمپاتها و حامیان گروه اقلیت مذهبی، برای عزیز از دست رفته شان اشعار میسریاند و اعلام مظلومیت میکنند!

اما در همین چند روز، رسانه های پرمدعا فارسی گو خارجی، انبوهی دروغ و تهمت منتشر کردند بدون ارائه هیچ مدرکی. به نوامیس مردم اهانت شد و با وقاحت از آن دفاع کردند و حتی حاضر نشدند عذرخواهی کنند! وقتی اعتراض میکنی بهشان که چرا به  کرامت انسانی اشخاص -اعم حقیقی یا مجازی- اهانت شدید میکنید، سانسور میکنند!

نسرین ستوده ها که ادای وکیل الضعفا را درمیاورند چرا یک بار جنایات و  مظالم غربیها را محکوم نمیکنند؟ این وکیل الضعفا خودخوانده چرا یکبار به رسانه های سانسورچی اجنبی به زبان ما فارسی زبانها هجمه میکنند و مردم فارسی زبان را اذیت میکنند و  بدترین و زشتترین اتهامها را میزنند یعنی عدم بلد بودن زبان مادری مان، اعتراضی نمیکند؟! چرا یک رسانه اجنبی- باهمکاری مشتی مشکوک فارسی گو- به کاربر ناشناس اتهام میزنند بودن انکه بداند کیست و درچه وضعتی نابسانی است؟! چرا یک جایی که اسمش تریبون آزاد گذاشته اند و ادعای حمایت آزادی بیان دارند، به بهانه نگارش و سبک شخصی نوشته یک فرد، مطالبش را سانسور میکنند و اکانتش را محدود؟! نسرین ستوده خودخوانده وکیل الضعفا، کجایی؟

بنگرید به مطالب زیر

آیا آزادی بیان مجوز لازم دارد؟

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/montaghed

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)