اعتراضات معیشتی و اقتصدی در زنجان

طی چند روز کذشته مردم شهرهای مختلف از شهرهای کوچک تا بزرگ به خیابان ها آمده اند و فریادها و شعارهای مختلفی سر می دهند، که از طرف مخالفان روحانی ناشی از بی کفایتی دولت دانسته شده و از سوی طرفداران دولت ناشی از انباشت مشکلات پیشین است.
خاتمی عبور از روحانی را توطئه جناح مخالف دانسته و در نهایت تحلیلگران پرآوازه همچون تقی رحمانی و علی رضا نامور حقیقی این اعتراضات را حرکتی بی ریشه و بی هویت و فاقد خواست مشترک و مشخص و فاقد رهبری و درنهایت توده ای بی شکل یا به زبان کلاسیک هیولی می دانند که صورتی ندارد و محتوایی نیز ندارد و گویی نمی تواند داشته باشد.
ولی اگر به دقت بنگریم و شعارها را از روز نخست پی بگیریم خواهیم دید، لحظه به لحظه فهمیدنی تر می شود و آنچنان هم بی هویت نیست. ابتدا تظاهر کنندگان خاندان پهلوی را درود می فرستند به این مضمون که دوران ایشان ارزانی بود، شعارهای علیه دولت را بعد از چند ساعت متوجه کل نظام می کنند چون دردشان تقلیل داده شده به یک دوره کوتاه و خاص و نه انگار که این زخم ناشی از سال هاست و همه ی ساختار در آن دخیل اند و پیوند زده شده اند از سوی رسانه های دولت به صحبت های اخیر احمدی نژاد.
صریح تر از همه که جمع همه ی شعارها بود؛ شعار دانشجویان دانشگاه تهران مقابل سر در ورودی بود که این دعوای اصلاح طلب و اصول گرا و یا حزب اللهی نیست( اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا) و فرصت های نیروهای داخل نظام را تمام شده می دانند.
خواهان عبور بی چون و چرا از رژیم هستند. ولی با تمام این ها هنوز خواستشان بهبود معیشت است. یعنی اقتصاد برای همه. اما این را در قالب و فرم برای آلترناتیو بیان نکرده اند. حداکثر درستی تحلیلگران هم همین نکته است؛ که رهبری ندارد.
تظاهر کنندگان صراحتا اعلام کرده اند خواهان همکاری با ساختار کنونی نیستند، اما برای تداوم این حرکت نیاز به فرم و برنامه و آلترناتیو و رهبری مشخص دارند.

از سوی دیگر مبارزات صنفی و سندیکایی از جانب عموم مردم جز از جانب ذی نفعان و فعالان سندیکایی در چند سال اخیر حمایت نشده و چشم اندازی برای پیوند تظاهرکنندگان و فعالان سندیکایی به روشنی به چشم نمی خورد، از آن رو که آگاهی ای درمیان تظاهر کنندگان به چشم نمی خورد.
جنبش کارگری و مسئولیت رهبری اعتراضات
در این صورت تداوم این وضعیت یا سرکوب است یا شورش گسترده و “هیولی” “توده ی بی شکل” بدل به هیولایی می شود. بنظر تنها راه برای موفقیت حرکت به سوی فرم پذیری یک جنبش سندیکایی همچنین ترجمان شعارهای خیابانی به خواسته های مشخص صنفی و سندیکایی و رهبری توسط فعالان شناخته شده ی سندیکایی است. حتی اگر وضعیت کنونی به هیچ نتیجه ی مشخصی نیانجامد، گویای شرایط جدید و تولدی است که مدتها به تعویق افتاده و در هر صورت تولدش را باید به فال نیک گرفت که نشان دهنده ی رشد آگاهی جمعی است و رخوت پس از 88 را معنادار می کند. موسوی از منتظری کسب تکلیف کرد، ولی به تکلیف اش عمل نکرد، اما قصه همچنان باقی است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)