پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، این انتظار که جناح شکست خورده در انتخابات مانند همه موارد گذشته، در صدد مقابله با جریان اصلاحات و اعتدالی بربیاید، وجود داشت. این جریان در مقابله با شکست های سیاسی خود از قتل های زنجیره ای تا حملات کوی دانشگاه و حمله به مطبوعات غیرحکومتی را در پرونده خود دارد.

شیوه ها و ابزار برخورد در نتیجه ی مبارزات طولانی جامعه مدنی و افشاگری های روزافزون آن، طبعاً دیگر نمی توانست با آن ابزار و به آن فضاحت صورت بگیرد و قطعاً باید راه و روش های تازه ای به مقتضای زمان جستجو میشد.

جریان شکست خورده که پایگاه عقیدتی و فکری اش حوزه های علمیه و نهادهای مرتبط با آن است، در دوره مبارزات انتخاباتی از جانب روحانی با اشاره به خشونت های روی داده طی ۳۸ سال گذشته قوه قضائیه را که بازوی اجرایی این نهاد محسوب می شود، از اعتبار انداخته و تولید بغض و کین آشکاری کرده بود.

انتشار بودجه سال ۹۷ که با ذکر همه ردیف های خرد تا کلان منتشر شد، ضربه کاری دیگری بود که به قلب این مجموعه وارد شد. این اولین بار پس از انقلاب بهمن است که ارقام بودجه با ذکر جزئیات منتشر می شود و به روشنی مردم را در جریان حیف و میل های چپاولگرانه از ثروت عمومی قرار می دهد.

این حرکت خشم جریان شکست خورده در انتخابات را که ملجأ و آبشخورش همواره حوزه های مرتبط با مراجع بوده و اینبار مشخصاً با نامزدی از سوی آنها به میدان آمده بود، در حدی برانگیخت که به ممکن ترین و نیز معمول ترین شیوه های اعتراضی در صدد انتقام از دولت روحانی بربیایند.

این واقعیت که در این تظاهرات سامان داده شده، مردمانی با مشکلات واقعی معیشتی و کسانی با نارضایتی های سرکوب شده اجتماعی حضور می یابند، این حقیقت را که سازمانگر این اعتراضات اصولگرایان تند رو هستند تغییر نمی دهد. من ادامه این حرکات را به معنای گسترش اعتراضات و تعمیق شعارها به منظور تعیین تکلیف با نظام، بعید می دانم. زیرا عنصر تعیین کننده در تحولات اجتماعی ایران را طیف های اصلاح طلب طبقه متوسط می دانم که جای خالی شان در این روندها آشکار است. بنابراین باید منتظر پایان یافتن این تظاهرات در زمانی کوتاه و احتمالاً تغییراتی کمی و یا جزئی در بعضی قوانین و برنامه باشیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)