در این چند روزه ای که از شروع این تظاهرات می گذرد، شاهد تلاش هایی هستیم که می خواهد ثابت کند سر این اعتراضات به جناح اصولگرای حکومت وصل است. این تلاش ها از سوی اصلاح طلبان و حتی – متاسفانه – با شدت بیشتری از سوی هواداران آن ها در خارج از کشور صورت می گیرد. آن ها به اشکال مختلف و گاه حتی به صراحت در حال پراکندن بی اعتمادی و ترس و گاه نفرت نسبت به اعتراضات مردم هستند. آن ها از دامن زدن به خبرهایی مثل احضار «علم الهدی» به شورای عالی امنیت ملی می خواهند چه چیزی را ثابت کنند؟ این که مردم گرسنه نیستند؟ از فقر و تنگدستی به تنگ نیامده اند؟ باید منتظر اقدامات روحانی بمانند و او را تا سال 1400 حمایت کنند؟ این وضعیت غیرانسانی را «تکرار» و «تکرار» کنند؟

اگر هم این جا و آن جا اصولگرایان در خیال خود خواسته اند فشاری به دولت روحانی بیاورند، اما همان طور که شاهد بوده ایم اعتراضات مردمی به سرعت متوجه ی کل حکومت و راس آن شده است. ریشه های این نارضایتی ها در وضعیت فاجعه بار اقتصادی کشور، فقر و گرانی و استبداد است. همان وضعیتی که طبقه ی کارگر ایران را چند سال است به مبارزات هر چند پراکنده اما پیگیر واداشته است. کارگران و معلمان و پرستاران و بازنشستگان سال هاست دارند در همین جهت مبارزه می کنند. امروز این مبارزه به خیابان ها آمده است. یک باره هم شکل نگرفته است. مگر نمی توان کمپین «پشیمانم» را یکی از مقدمات آن دانست؟

اعتراضات اخیر در طرح خواسته های خود با جنبش سبز متفاوت است. برای اولین بار ما شاهد اعتراضاتی هستیم که مذهب، شعارهای مذهبی، اله اکبر، یا حسین و… در آن حضور ندارد و خواست های مستقیم توده های فرو دست جامعه را منعکس می کند. از نظر طبقاتی نیز نیروی این اعتراضات از اقشار متوسط جامعه به سوی اقشار و طبقات فرودست و زحمتکش تغییر کرده است. فیلم ها و عکس های این تظاهرات را اگر نگاه کنیم این تفاوت ها در ترکیب اجتماعی و طبقاتی معترضین چشمگیر است.

بسیاری از نبود رهبری در این جنبش ابراز نگرانی می کنند. جدا از آن عده که این کمبود را می خواهند برای نفی این جنبش به کار بگیرند – فراموش نکنیم این ها کسانی هستند که در این مدت با هر روشی برای شکل گیری یک آلترناتیو وضعیت موجود مبارزه کرده اند- این جنبش اما مطابق همه ی جنبش هایی که ما در سال های اخیر در دیگر نقاط دنیا شاهد آن بوده ایم پیش می رود. یعنی متکی به سازماندهی حداقل شبکه ای است که از طریق اینترنت صورت می گیرد و اگر ادامه یابد قطعا به مراحل بهتری از سازماندهی می رسد.

این جنبش از همان گام نخست خود ضعف بزرگ جنبش سبز، یعنی بی توجهی به خواست های عدالت طلبانه را جبران کرده است. جنبشی که با خواست های عدالت طلبانه پدید آید بدون تردید خواست های سیاسی و دموکراتیک را هم به میان خواهد کشید، کما این که تا به حال هم کشیده است.

نیروهای چپ و دموکرات نباید در حمایت از این مبارزات تردیدی به خود راه بدهند. آن ها باید به جای آن که ذره بین به دست بگیرند و دنبال این یا نقطه ی ضعف و یا شعار اشتباه بگردند، با این اعتراضات همراه شوند. اجازه ندهند کسانی به میدان بیایند و سعی کنند قبای اصلاح طلبی بر تن این اعتراضات بکنند، داستان «اجرای بی تنازل قانون اساسی» و غیره را به میان بکشند. و یا آن را به انحراف های دیگری از جمله رویای بازگشت سلطنت و یا نوع دیگری از حکومت اسلامی بکشانند. آن راه ها امتحان شده و شکست خورده است.

اگر هم نگرانی ها در باره ی سوریه ای شدن ایران بی جا نباشد، تنها از طریق شرکت فعالانه نیروهای چپ و دموکرات در این اعتراضات و بردن شعارها و مطالبات دموکراتیک و عدالت جویانه در آن می توان با چنین خطراتی مبارزه کرد. تاکید حداکثری بر جنبه های مسالمت آمیز مبارزه از این جمله است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)