من درک روشنی از نحوه‌ی شروع اعتراضات خیابانی مردم در مشهد ندارم. برای درک وضعیت کنونی چندان اهمیتی ندارد که اعتراضات مردمی به‌طرزی خودجوش شروع شده است یا در قالب استفاده‌ی هدف‌مند از جماعت در حکم ابزار فشار یک جناح بر ضد جناحی دیگر. آن‌چه اهمیت دارد نه نقطه‌ی عزیمت بلکه بستر سراسری‌شدن چنین اعتراضاتی است.

به گمان من، بستر انتشار اعتراضات مردمی به‌تمامی آشکار است. اشاره‌ام به وضعیت نامطلوب اصلی‌ترین شاخص‌های اقتصاد کلان در وضعیت کنونی است: تورم، بیکاری، و نابرابری. وضعیت اسف‌بار این شاخص‌ها محصول عملکرد درازمدت نوعی اقتصاد سیاسی ناسالم در ایرانِ چهار دهه‌ی اخیر است. بنابراین ماهیت اعتراضات سراسری مردمی اصولاً نارضایی‌های اقتصادی است. اما آن‌چه بر شعله‌های این اعتراضات به‌قوت می‌دمد نارضایی گسترده از فقدان حداقل‌هایی از حقوق مدنی و سیاسی شهروندی در زندگی روزمره‌ی همه‌ی ایرانیان است. در سه روز گذشته مشاهده شد که جناحین نظام جمهوری اسلامی کوشیدند اعتراضات مردمی را در چارچوب جنگ قدرت خودشان درون طبقه‌ی سیاسی مسلط معنا کنند.

بعید می‌دانم جناحین نظام سیاسی کنونی از این ظرفیت برخوردار باشند که اعتراضات مردمی را به چشم سازوکاری مؤثر برای صیانت جامعه از فروپاشی مملکت ببینند. هیچ‌یک از دو جناح اصلی نظام سیاسی کنونی مطلقاً هیچ‌گونه راه‌حل عملی برای برطرف‌کردن نارضایی‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در چارچوب قواعد اقتصادی و فرهنگی و سیاسیِ کنونی ندارند. به همین دلیل نیز تصور می‌کنم هر دو جناح دیر یا زود به ائتلافی مستحکم در برابر اعتراضات مردمی دست خواهند یازید، آن‌هم در قالب سرکوب شدید اعتراضات. اما این که آیا اعتراضات خیابانی مردم در کوتاه‌مدت ادامه خواهد یافت یا خیر و اگر ادامه یابد به چه شکل و به چه میزان و با چه ترکیبی از مشارکت‌کنندگان و با چه نوع سوگیریِ سیاسی خواهد بود بستگی به عوامل عدیده‌ای دارد که پیش‌بینی برآیند تأثیرگذاری‌شان پیشاپیش چندان امکان‌پذیر نیست. بااین‌حال، به احتمال قوی از این به بعد ما در میان‌مدت به‌دفعات شاهد امواج پرشماری از این نوع اعتراضات مردمی خواهیم بود. آن‌چه اهمیت دارد این است که این اعتراضات در خدمت نوعی گذار دموکراتیک بدون مداخله‌ی نیروهای خارجی قرار بگیرد. حیات و ممات تمدن ما در این خاک یقیناً در گرو چنین گذاری است.         

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)