حقیقتی که نمی‌گن: چرا این حکومت سقوط نمی‌کنه؟

پ.ن: انتخاب این ویدئو انتخابی از میان انبوه مطالب مشابه است، نگارنده هیچ نسبتی با گوینده ویدئو ندارد، صرفا نزدیک به بیان روایت از حقایق و وقایع است (نه روایت سازی)، آنچه اکنون در سه سیاست اعلامی آمریکا میگوید از نحوه برخورد (توافق، فروپاشی اقتصادی، نابودی ایران /دیگری گفتگوی دیگر مقام آمریکایی که ایران باید میان کشور بودن یا انقلابی بودن یکی انتخاا کند).

برخلاف تحریفی-شاید از روی خیر باشد- سخنان مقامات آمریکا از کلمه ایران، به “جمهوری اسلامی” تغییر میدهند، حتا در ترجمه هایی که مردمان عادی در هر جای دنیا هستیم، واژگان انگلیسی مقامات آمریکایی میشنویم، صراختا نام ایران بکار میبرند و نه حتا حکومت اسلامی شیعی با نام رسمی “جمهوری اسلامی”، تهید به نابود کردن ایران یا فلت استیت، معنی فلت استیت یعنی نابودی حاکمیت کشور ایران است، فارغ از اینکه در آن چه نوع حکومتی باشد، با درجاتی، از کاملا ویرانه کردن قابلیت زیست کتدمانه اکثریت مردمانش!

مرتبا از خود دولتیها و الیت و کارشناسان آمریکایی و میهمانهای فارسی گو، هر جا به توجه زمان و مکان، گریزی به سرکوب و نقض حقوق بشر میگویند، اما در رسانه های وابسته دولت آمریکا یا بودجه ملی آمریکا تامین میشوند، اما باز به فراخور باز زمان و مکان، فلان نکته برجسته میکنند، این حقیقت که در سال ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ کرسی نمایندگی کشور ایران دادند به حکومت اسلامی شیعی حاکم، مردمان ایران و جهان در عمل انجام شده سرنگونی حکومت پهلوی و جایگزیین حکومت اسلامی شیعی قرار دادند، انبوه مطالب که به نظر بسیاری اش مستند است و تحلیلها بر اساس مستندات افشا شده طی این چند دهه، نقش دولتهای غربی و حتا بلوک شرقی (غیر مستقیم توسط عناصر متمایل به شوروی و یا منتسب به دست پخت کا.گ.ب و…)، اینکه چرا در آن دوره خاص اواخر دهه ۱۹۷۰ این اجساس به شدت نزدیک به حقیقت است که شوروی نیز مایل بود حکومت اقتدارگرای شاه دوم پهلوی سرنگون شود و بجایش در حکومت ائتلافی از روشنفکران چپگرا و لیبرال اسلامگرا با ملایان بر سر کرا بیادی، میتواند این باشد، در حین تغییر حکومت و سست شدن اقتدار حاکمیت مرکزی، شوروی باز بتواند قضیاای ماند اشغال ایران در جنگ دوم جهانی، فرصتی پیدا کند برای نفوذ و حتا در دست گیری عناصر خودش.

اما به طرز با سرعت بالایی، حکومت اسلامی شیعی، طی چند سال اول و بویژه جنگ بین ایران و رزیم بعثی عراق (با عتارفات و افشاگری خود حکومتگران اسلامی شیعی) همان جنگ با تحریک حکومت اسلامی شیعی بود، پس از افشاگری صادق زیباکلام سالها پیش در یک مصاحبه رادویی از رادیوی حکومت گفت تا انجا که اخیرا به قدری حمزه صفوی- شاید هم ناخواسته- افشاگری کرد دوس ال اول جنگ از نظر حقوقی میتوانست جکومت ادعای خسارت و غرامت از عراق کند و اما با تدوام جنگ در ۶ سال بعد، عملا ادعای گرفتن غرامت، به زیان حکومت و ایران تمام میشد (تا انیجا دست کم به این افشاگری ها معلوم شده، دلیل عدم ادعای غرامت گیری، از سوی حکومت، مساله حقوقی بوده از نحوه شروع جنگ و ادامه، خودش دلیلی دیگر بر نارکرامدی و حکمرانی ایدئولوژی اسلامی و شیعی).

باز پرسش بزرگتر همین است، چرا دخالت ابرقدرت آمریکا و متحدانش، اینگونه است، که با وجودی به نظر میرسد در اکثریت ایرانیان، مخالفت با ادامه حکومت جدی است- علی رغم تنوع عقاید- باز دولت آمریکا کاری که با عراق دوران بعث مثلا انجام داد، با یان حکومت نمیکند و کار تمام نمیکند، با این همه دشمنی و خسارتها جانی و مالی به حاکمیت کشور امریکا و متحدانش زده است.

گفتنی است، سیر تحول و تغییر نگرش اکثریت مردم ایران طی سالهای اخیر به سرعت تغیر کردهف از بحران کرونا و لاپوشانی ابتدایی در اعلام همه گیری و منبعش که از قم و بنا نقلی مسافران از چین آمده به قم، شروع شد، یک تا سه ماه نوعی لاپوشانی بود، این خودش موجب سرعت همه گیری شد، بعد فروکش کرونا، قضیه پروزه مانند مبارزه با نمادهای حکومت و بویژه نماد حجاب، منجر به خیزش ۱۴۰۱ شد، اما باز سرکوب، اینجا سیر تحول نگاه مردم، که از همان دوم خرداد، تغییر حکومت بود با رای سلبی، تا ۱۴۰۱ برخلاف ادعاهای برخی مخالفان و حکومتیها، انگیزه اقتصادی و فقر، در محله بعدی بوده، چرا دیگر بر همگان معلوم شده، این فقر نیز نتیجه نوع حکومت و عامدا و سیستماتیک بودن فساد دزدسالاری است. برای همین کلا مخالفت مردم عادی تا بسیاری نخبگان، با قضیه تحریمهای منجر به قحطی و عدم توجه باز بودن رسمی و علنی و امکاناتی و تسهیلاتی تبادلات کالاهای بشردوستانه این حربه ضد بشری عملا از سوی بخشی از حکومت و خارجی ها دنبال میشده و میشود که هر یک به نیت به نفع خود، روی سرکوب مردم و انفعال با فقر و قحطی و یدگری روی قیام گرسنگان حساب باز کند، در حالی مخالفت از همان دوران ۱۳۷۶ که هنور حبران هسته ای و موشکی آشکار نشده بود، به شدت بوده، نیازی به یان چاشنی ضد بشری هرگز نیاز نبوده، جامعه در دهه ۱۳۷۰ هم دچار فقر و روند انحطاط های همه جانبه بوده تا کنون، این سرعت بخشیدن به فروپاشی اقتصادی که عملا اکثریت مردم که اغلبشان فرودست هستند و در پایین شهرها (پدیده عمدی ایجاد طبقاتی بالاشهری و پایین شهری بخشی سیاست غارتگری حکومتیها و الگارشی وابسته بوده با همکاری شهرداریها حکومتی)، به طرز عجیبی همراستایی مخالفان دولتهای خارجی و حکومتی در فقیرزایی و افزایش شکاف طبقاتی بوده است!

اینکه بهانه به دلیل عدم اپوزیسیون آلترناتیو (شواهدی است علاوه کار حکومت، در خود کشورهای خارجی نیز سیاست و یا روشها به همین سمت بوده، که اختلاف بالا و تفرقه زیاد، برخلاف قضیه ۱۳۵۷ دیگر یک اپوزیسیون حتا ائتلافی برای آلترناتیو نباشد که حول دمکراسی سکولار و حقوقب شری و عدالت توزعی، چرا منافع دولتهای خارجی این نبوده در ایران همزیستی و حکومت دمکراسی سکولار و حقوق بشری و عدالت توزیعی، این یک تحییل جدی است که دولتهای همسایه تا دوردست تر، منافشان همواره ایران ضعیف بوده و است متاسفانه).

این دولتهای غربی شرقی رقابتشان بر سر کنترل ایران و حکومت دست نشانده است، مهم نیست دیکتاتوری سالامی شیعه گرا باشد و دیکتاتوری شبه سکولار.

این روایت بر اساس تجربیات واقعی است، این ویدئو بخشی از حقایق و وقایع میگوید بار یشه یابی تاریخی. اینکه چرا ایران در این فلاکت گرفتار شده، حتا امثال براقدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای در آستانه سرنگونی حکومت اسلامی شیعی فعلی که دیگر تبدیل به اقلیت فاسد و دزدسالار شده، باز کار تمام نمیکنند و زمان بی تاریخ و گروگیری سرنوشت!، با توجه ناتوانی مردم داخل در باربر ماشین سرکوب، هی سخنان کلیشه ای که سرنوشت کشور ایران و مردم ایران تعیین میکنند! مردمی که بارها سرکوب شده اند و آنهایی توان و جرئت امدن به خیابانها داشتند، در اصل نماینده اکثریتی بودن به اندازه آنها توان امدن نداشتند. اما با سکوت و انواع واکنشها، موفاق آنهایی در خیابان آمده بودند، برخلاف مدعیان پادشاهی خواهی، جهت دهی شعار به نفع پادشاهی و پهلوی، بیشتر جنبه ترکیبی از سلبی و ایجابی بوده، هدف گذار سریعتر و کم هزینه تر، هدف نهایی استقرار دولت انتقالی و رفراندم شکل حکومت دمکراسی سکولار و حقوق بشری (پیشنهاد ست کم دو قانون اساسی با شکل پادشاهی نمادین و جمهوری با محتوای مشابه دمکراسی سکولار مبتنی بر حقوق بشر و عدالت توزیعی یکی از آنها است)، حالا برخی عدالت توزیعی نیز تضمین این گذار و استقرار دمکراسی سکولار دانسته و جبران خسارات نسلهای سوخته و تضمین آینده عدم تکرار این تراژدیهای دزدسالاری و تحریم قحطی ساختگی و البته همزیستی در داخل و با خارج با همسایگان و منطقه ای و جهانی و ماندگاری کشور ایران.

قضیه هایی مانند عفو عمومی برای کسانی از این حکومت کمک کنند در گذار، نیز است و مخالفتهایی در اندازه و شکل و حدود عفو عمومی، قطعا هر چقدر از درون حکومت میزان همکاری بیشتر شود، دامنه عفو عمومی بیشتر خواهد بود.

مساله بسیار مهم، زمان است، زمانی در تنگنایی شدید است.

به تسلیم کشاندن اکثریت مردمان عادی به زنده مانی و مرگ خاموش یا تسلیم رژیم؟!

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)