سخنان مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل را نمی‌توان صرفاً یک سخنرانی معمول دیپلماتیک
دانست. این سخنان در شرایطی بیان شد که جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل وارد مرحله‌ای حساس شده و
هم‌زمان، تلاش‌هایی برای باز کردن دوباره مسیر دیپلماسی جریان دارد.
در چنین شرایطی، واژه‌هایی مانند «تروریسم»، «جنگ»، «دفاع» و «مذاکره» تنها مفاهیم حقوقی و
سیاسی نیستند؛ بلکه در متن منازعه‌ای گسترده بر سر قدرت، امنیت و نظم منطقه‌ای و جهانی به کار
می‌روند.
پزشکیان در سخنرانی خود ضمن انتقاد شدید از آمریکا و اسرائیل، تأکید کرد که ایران در برابر فشار و
تهدید تسلیم نخواهد شد، اما در عین حال درِ دیپلماسی را نبست و از آمادگی ایران برای همکاری و
گفت‌وگو با جهان سخن گفت. اشپیگل نیز همین دو وجه سخنان او را برجسته کرده است: از یک سو رد
تسلیم در برابر فشار نظامی و از سوی دیگر تأکید بر دیپلماسی.
این نکته اهمیت دارد؛ زیرا مسئله ایران و آمریکا را نمی‌توان فقط با زبان جنگ و قدرت نظامی توضیح
داد. پرسش اساسی این است که آیا اختلافات موجود سرانجام از طریق جنگ و فشار حل خواهد شد یا از
راه مذاکره، توافق و تعهدات متقابل.

تروریسم و معیار دوگانه در سیاست جهانی

در شرایط کنونی، حتی مفهوم «تروریسم» نیز گاه در گفتمان سیاسی قدرت با تعاریف متفاوت به کار
می‌رود. یک طرف، اقدامات خود یا متحدانش را «دفاع»، «امنیت ملی» یا «مبارزه با تروریسم» می‌نامد
و همان رفتار از سوی طرف مقابل ممکن است «تروریسم» یا «تهدید» تلقی شود.
از این منظر، مسئله مهم‌تر از کاربرد این واژه‌ها، وجود معیارهای واحد و حقوق بین‌الملل برای سنجش
رفتار دولت‌هاست.

۲

استقلال تصمیم‌گیری و حاکمیت ملی

در برابر چنین مناسباتی، استقلال تصمیم‌گیری و حفظ حاکمیت ملی اهمیت اساسی دارد.
ایران باید سیاست خارجی خود را بر پایه حقوق و منافع ملی و حاکمیت کشور تنظیم کند؛ نه وابسته به
شرق باشد و نه وابسته به غرب. هیچ قدرت خارجی نباید اراده خود را بر سرنوشت سیاسی، اقتصادی و
امنیتی ایران تحمیل کند.
این اصل به معنای نفی مذاکره نیست؛ برعکس، مذاکره زمانی معنا پیدا می‌کند که دو طرف با پذیرش
حاکمیت یکدیگر، بر سر حقوق و تعهدات متقابل گفت‌وگو کنند.
حتی اشپیگل نیز بر دوگانه جنگ و دیپلماسی تأکید دارد
گزارش اشپیگل درباره سخنرانی پزشکیان نشان می‌دهد که در کنار ادعاها و اتهامات متقابل، مسئله
دیپلماسی همچنان در مرکز توجه قرار دارد. در همان روز نیز نمایندگان ایران و آمریکا با میانجی‌گری
قطر وارد گفت‌وگو شدند؛ هرچند درباره میزان مستقیم یا غیرمستقیم بودن این تماس‌ها گزارش‌های
متفاوتی منتشر شد. اشپیگل هشدار داده است که این دیدارها را نباید لزوماً نشانه پیشرفت قطعی در مناقشه
دانست.
این واقعیت نشان می‌دهد که حتی در اوج تهدیدهای نظامی، کانال دیپلماسی کاملاً از میان نرفته است.

رسانه‌های عربی و مسئله منطقه

رسانه‌های عربی نیز مسئله را در چارچوبی گسترده‌تر بررسی کرده‌اند. برای کشورهای منطقه، مناقشه
ایران و آمریکا فقط یک اختلاف دوجانبه نیست؛ هرگونه تحول نظامی در خلیج فارس مستقیماً بر امنیت،
انرژی، تجارت و کشتیرانی اثر می‌گذارد.
به همین دلیل، تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین موضوعات مذاکرات تبدیل شده است.
گزارش‌های اخیر رویترز و الجزیره نشان می‌دهد که ایران آمادگی خود را برای بازگشایی هرمز در
صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و رفع محاصره بنادر ایران اعلام کرده است؛ مقام ایرانی مورد استناد
رویترز گفته است این بازگشایی می‌تواند ظرف هفت روز انجام شود.

۳

اشپیگل نیز پیش‌تر گزارش کرده بود که تهران رفع محاصره بنادر، خروج نیروهای آمریکایی، جبران
خسارت‌های جنگی، رفع تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران را در شمار شروط خود
قرار داده است.

مسئله فقط ایران و آمریکا نیست؛ مسئله نظم منطقه‌ای است

تنگه هرمز تنها یک مسیر دریایی نیست؛ یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان است. بنابراین
هرگونه اختلال در آن پیامدهایی فراتر از ایران و آمریکا دارد.
از این رو، مسئله هرمز باید در چارچوب توافقی روشن، متقابل و قابل اجرا حل شود؛ توافقی که هم حقوق
ایران و هم امنیت کشتیرانی و منافع کشورهای منطقه را در نظر بگیرد.
در عین حال، باید توجه داشت که آزادی کشتیرانی و امنیت این آبراه موضوعی بین‌المللی است و هر
توافقی درباره آن نیازمند سازوکارهای روشن و قابل اجرا خواهد بود.

مسئله هسته‌ای نیز باید از میدان جنگ خارج شود

یکی از نکات مهم سخنان پزشکیان، تأکید بر ادامه استفاده صلح‌آمیز ایران از فناوری هسته‌ای بود. او
تصریح کرد که مسئله هسته‌ای ایران در میدان جنگ حل نخواهد شد و راه‌حل را در توافقی دانست که هم
درباره صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای اطمینان ایجاد کند و هم حقوق ایران را به رسمیت بشناسد. اشپیگل
نیز این بخش از سخنان او را برجسته کرده است.
از این منظر، اختلاف هسته‌ای را می‌توان از طریق سازوکارهای نظارتی، فنی و توافقات شفاف
بین‌المللی دنبال کرد، نه از طریق حمله نظامی.

سیاست منطقه‌ای را نمی‌توان فقط با زبان قدرت نظامی پیش برد

تجربه جنگ‌های سال‌های اخیر نشان داده است که قدرت نظامی به‌تنهایی اختلافات سیاسی را حل
نمی‌کند. حتی هنگامی که دو طرف از قدرت نظامی سخن می‌گویند، در نهایت برای پایان جنگ ناچارند
درباره شرایط سیاسی، اقتصادی و امنیتی به گفت‌وگو بنشینند.

۴

امروز نیز هم‌زمان با تهدیدهای نظامی، تماس‌های دیپلماتیک در جریان است. گزارش‌های ۲۲ و ۲۳
سپتامبر از گفت‌وگوهای میان نمایندگان ایران و آمریکا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل خبر داده‌اند.
بنابراین، واقعیت موجود دو وجه دارد: جنگ و دیپلماسی هم‌زمان در جریان‌اند.

پرسش اصلی: چه کسی درباره آینده منطقه تصمیم می‌گیرد؟
پرسش اساسی این است که آیا کشورهای منطقه باید خود درباره امنیت و آینده منطقه تصمیم بگیرند، یا
اینکه قدرت‌های خارجی همچنان نقش تعیین‌کننده داشته باشند؟
از نگاه من، حاکمیت ملی به این معناست که هیچ قدرت خارجی نباید سرنوشت سیاسی، اقتصادی و امنیتی
یک کشور را به جای مردم و نهادهای آن کشور تعیین کند.
این اصل البته به معنای قطع رابطه یا نفی مذاکره با جهان نیست؛ بلکه برعکس، مذاکره زمانی پایدار
خواهد بود که بر احترام متقابل به حاکمیت کشورها استوار باشد.
اگر مذاکره‌ای صورت گیرد، خواسته‌های ایران باید روشن باشد
از نظر من، مذاکره میان ایران و آمریکا می‌تواند راهی برای پایان جنگ و کاهش تنش باشد؛ اما مذاکره
باید بر پایه حقوق و تعهدات متقابل انجام شود، نه فشار و تحمیل یک‌جانبه.

خواسته‌های اساسی ایران در صورت مذاکره

اگر قرار است مذاکره‌ای صورت گیرد، خواسته‌های اساسی ایران باید روشن و به ترتیب زیر مورد توجه
قرار گیرد:
۱. پرداخت خسارت‌های ناشی از جنگ
نخست، مسئله خسارت‌های انسانی، اقتصادی و زیرساختی ناشی از جنگ باید در مذاکرات مورد توجه
قرار گیرد.
اگر جنگ و حملات نظامی خسارت‌هایی به ایران وارد کرده است، مسئله جبران این خسارت‌ها
نمی‌تواند از دستور کار توافق صلح حذف شود.
این موضوع در گزارش‌های مربوط به شروط ایران برای بازگشایی تنگه هرمز نیز مطرح شده است.

۵
۲. لغو تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های ایران
دوم، لغو تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران است.
نمی‌توان از صلح و مذاکره سخن گفت و هم‌زمان فشار اقتصادی را به‌عنوان ابزار دائمی چانه‌زنی حفظ
کرد.
رفع تحریم‌ها باید بخشی روشن، مرحله‌بندی‌شده و قابل اجرا در هر توافق باشد.

۳. توقف حملات نظامی و تضمین عدم تکرار آن
سوم، توقف حملات نظامی و ایجاد سازوکاری معتبر برای جلوگیری از تکرار آن است.
مذاکره در شرایطی که تهدید نظامی همچنان ادامه دارد، نمی‌تواند به‌سادگی مبنای یک توافق پایدار قرار
گیرد. بنابراین، باید توقف حملات و سازوکار تضمین اجرای آن به‌طور روشن مشخص شود.

۴. خروج پایگاه‌های نظامی و شبکه‌های جاسوسی از پیرامون ایران
آمریکا و بریتانیا باید بی‌درنگ پایگاه‌های نظامی و شبکه‌های جاسوسی خود را از مرزها و پیرامون
ایران جمع کنند و بیرون ببرند. اسرائیل نیز باید پایگاه‌های نظامی و مراکز جاسوسی خود را در جمهوری
آذربایجان برچیند و از استقرار نیرو و فعالیت‌های نظامی و اطلاعاتی علیه ایران دست بردارد. امنیت
ایران نباید گروگان حضور نظامی و جاسوسی قدرت‌های خارجی در همسایگی آن باشد.

۵. تعیین تکلیف تنگه هرمز
پنجم، مسئله تنگه هرمز است.
هرمز مسئله‌ای صرفاً نظامی نیست؛ موضوعی منطقه‌ای و بین‌المللی است که با امنیت انرژی و آزادی
کشتیرانی ارتباط مستقیم دارد.
با این حال، امنیت و مدیریت تنگه هرمز نباید به قدرت‌های خارجی، چه آمریکا و چه کشورهای شرق و
غرب، واگذار شود و آنان نباید در تعیین ترتیبات امنیتی این آبراه نقش مداخله‌گرانه داشته باشند. امنیت
خلیج فارس و تنگه هرمز باید در درجه نخست با محوریت ایران و کشورهای منطقه و بر پایه مسئولیت
مستقیم آنان تأمین شود؛ در این چارچوب، ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، ظرفیت‌ها و نقش تاریخی
خود باید نقش اول را داشته باشد، عمان نقش دوم را ایفا کند و کشورهای ساحلی خلیج فارس نیز در جایگاه
بعدی، در سازوکاری منطقه‌ای و مبتنی بر گفت‌وگو و همکاری مشارکت داشته باشند.

۶

ایران اعلام کرده است که در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و رفع محاصره بنادر، آمادگی بازگشایی
هرمز را دارد.
از نظر من، این مسئله باید در چارچوب توافقی روشن و متقابل میان کشورهای منطقه حل شود؛ توافقی که
ضمن حفظ حقوق ایران، امنیت کشتیرانی و منافع کشورهای ساحلی خلیج فارس را تأمین کند و هرگونه
دخالت و حضور تعیین‌کننده قدرت‌های خارجی را کنار بگذارد.

۶. احترام به حاکمیت ملی ایران و پایان دخالت در امور داخلی
ششم ، احترام به حاکمیت ملی ایران و پایان دخالت در امور داخلی کشور است.
هیچ توافق پایداری بدون پذیرش اصل حاکمیت ملی قابل تصور نیست. مذاکره نباید به وسیله‌ای برای
تحمیل ساختار سیاسی یا تصمیم‌های داخلی از خارج تبدیل شود.

۷. تضمین اجرای توافق و تعهدات متقابل
هفتم ، هر توافقی باید ضمانت اجرایی روشن داشته باشد.
تجربه توافق‌های گذشته نشان داده است که امضای یک متن به‌تنهایی کافی نیست. اگر توافقی میان تهران
و واشنگتن شکل گیرد، باید سازوکاری برای اجرای تعهدات دو طرف و رسیدگی به نقض احتمالی توافق
وجود داشته باشد.

۸. پذیرش حق ایران برای استفاده صلح‌آمیز از فناوری هسته‌ای
هشتم ، حق ایران برای استفاده صلح‌آمیز از فناوری هسته‌ای، در چارچوب تعهدات و نظارت‌های
بین‌المللی است.
این مسئله می‌تواند از طریق سازوکارهای نظارتی و توافقات فنی شفاف حل‌وفصل شود؛ به‌گونه‌ای که
هم نگرانی‌های مربوط به اشاعه هسته‌ای مورد توجه قرار گیرد و هم حق استفاده صلح‌آمیز ایران نفی
نشود.
پزشکیان نیز در سخنان خود بر همین دو نکته تأکید کرد: ایران مدعی دستیابی به سلاح هسته‌ای نیست و
مسئله هسته‌ای باید از طریق توافق حل شود، نه میدان جنگ.

سخن آخر

۷

مذاکره، اگر قرار است انجام شود، باید بر پایه برابری حقوقی، حاکمیت ملی، حقوق متقابل و تعهدات قابل
اجرا باشد.
ایران با ورود به مذاکره نباید از حقوق خود صرف‌نظر کند؛ معتقدم سیاست خارجی ایران باید زبان و
منطق خاص خود را داشته باشد؛ زبانی که بر استقلال تصمیم‌گیری، حفظ حاکمیت ملی و دفاع از حقوق
مردم ایران استوار باشد.
از سوی دیگر، صلح پایدار تنها با توقف موقت جنگ حاصل نمی‌شود. باید درباره خسارت‌ها، تحریم‌ها،
حملات نظامی، تنگه هرمز، حاکمیت ملی، ضمانت اجرای توافق و مسئله هسته‌ای راه‌حل‌های روشن و
قابل اجرا پیدا شود.
در نهایت، هزینه جنگ را پیش از همه مردم ایران و مردم منطقه می‌پردازند. راه خروج از این چرخه،
اگر قرار است به صلحی پایدار برسد، نه از مسیر تهدید و تحقیر، بلکه از مسیر توافق روشن، تعهد متقابل،
احترام به حاکمیت ملی، اجرای واقعی تعهدات و دریافت تضمین از کشورهای دارای نفوذ جهانی
می‌گذرد.
و از همین‌جاست که دیپلماسی می‌تواند از یک تاکتیک موقت به راهی برای پایان دادن به جنگ تبدیل
شود.

 

۲ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)