آنچه که پیش ترها به عنوان هشدار تلقی می شد امروز عینیت یافته است. رفته رفته بیش از پیش مشخص می شود که ایران در ورطه انحراف افتاده؛ انحرافی که هر گروه و هر تفکری از زاویه نگاه خود به تفسیرش می پردازد.

آنان که دستی در انقلاب داشتند نسبت به انحراف از آرمان های انقلابی هشدار می دهند و آنانی که دل در گروی آزادی و دموکراسی دارند، غیبت مقتضیات این دو مفهوم را بیش از پیش لمس می کنند. همه اینها تنها یک پرده از انحرافی است که این روزها در ایران قابل مشاهده است، چه آنکه تبعات انحرافی که در سیاست و اقتصاد ایران رخ داده بر فرهنگ ایران نیز سایه افکنده و اهالی این عرصه را در تنگنای یکی دیگر از پرده های انحراف قرار داده است.

زمانی وِلوِله شیرینی در خیابان کریم خان حاکم بود. اغراق نیست که زمانی چراغ انتشاراتی ها و کتابفروشی های این تکه از شهر پر نور و پر شور بود. اگر بنابر قیاس امروز و دیروز باشد، دیروزِ ناخوشِ انتشاراتی ها از امروزشان خوش تر بود. شاید فرهنگ ایران در هیچ مقطع روی خوش ندیده و در دوران جمهوری اسلامی نیز از اساس حال انتشاراتی ها و اهالی مطبوعات خوب نبوده اما در مقایسه با وضع کنونی، همان فضای پیشین نیز آرزوی مدیران انتشاراتی ها و مطبوعات، شاغلان در این حوزه و مصرف کنندگان تولیدات آنهاست.

اکنون کتابفروشی پر رونقی را نمی توان به آسانی یافت اگر رونقی هم باشد تنها منحصر به کتابفروشی های خیابان انقلاب می شود. خیابانی که بیشتر از هر چیز به عرضه کتاب های درسی دانش آموزان و دانشجویان اختصاص دارد و دلیل رونق نسبی اش نیز همین است. با این اوصاف اما شرایط پیش آمده در چند هفته اخیر، گریبانگیر  خیابان انقلاب نیز شده تا حجم تماس های دانشجویان جدید با دانشجویان قدیم برای به امانت گرفتن کتاب های درسی شان افزوده شود.

به همین صورت اگر در تحریریه های روزنامه ها شور و وشوقی برای تولید فرهنگی روزانه برپا بود اکنون نگرانی از تعطیلی و عدم دریافت حقوق بر کار مطبوعات اثر تخریبی گذاشته است.

خیلی از مدیران رسانه ای ترجیح می دهند، رسانه ای مجازی برپا کنند تا آنکه پای اوضاع مالی شان در رسانه های مکتوب لنگ بزند. دیگر کمتر روزنامه ای است که پشتِ قرصی داشته باشد، حتی برخی روزنامه هایی که تاکنون حرکت باثباتی داشتند، در تامین هزینه ها درمانده اند.

قیمت کاغذ در بازار سرسام آور شده و اگر هم پول خرید کاغذ هم در کیسه روزنامه باشد ممکن است جنس کاغذ مورد نظر یافت نشود و مسئولان روزنامه به ناچار تن به کیفیت پایین تر کاغذ، برای چاپ بدهند.

آرزوها و امیدهای نیم بند

نوسانات نرخ ارز و سوق دادن کشور به ورطه تحریم های اقتصادی به دنبال اتخاذ سیاست های نادرست، سیلی محکم نظام بر صورت روزنامه نگاران و فعالان حوزه نشر بود. اکنون بیش از همیشه نشانه های زمین گیر شدن روزنامه ها، انتشاراتی ها و کتابفروشی ها به چشم می آید. قبل ترها در نیمه دوم دهه هفتاد، همانگونه که بهار مطبوعات بود، گشایشی در حوزه نشر کتاب نیز پدید آمد به گونه ای که فعالان این حوزه را اندکی به آینده این صنعت پر فراز و نشیب امیدوار کرد.

اما دیری نپایید که بهار کوشندگان در عرصه تولیدات فرهنگی به خزانی بدل شد که در پی آن نه تنها بسیاری از کتاب های تازه، مجوز نگرفتند بلکه مجوز برخی از آثاری که در سال های گذشته چندین بار تجدید چاپ شده بودند نیز لغو شد. این بخش از تنگنای ایجاد شده برای انتشاراتی ها رنگ و بوی سیاسی تا  تعطیلی  انتشاراتی ها پیش رفت.

در حال حاضر و به رغم فشارهای سیاسی، محدودیت های اقتصادی نیز ارمغان مدیریت سیاسی چند سال اخیر کشور برای روزنامه داران و انتشاراتی ها شده است که می تواند آینده ای تاریک و منتهی به توقف خودخواسته فعالیت هایشان را رقم بزند.

آنچه که موجب بروز مصائب اخیر برای فعالان عرصه تولیدات فرهنگی شده را می توان در همان انحراف پیش گفته جستجو کرد. در حال حاضر که سیاست در ایران آشفته است و اقتصاد تحت تاثیر ناتوانی مدیران و تحریم های جهانی قالب تهی کرده است، «انحرافِ منابع» در جامعه ایران در حال شکل گیری و تقویت است. حکومت به دنبال شرایط ناگواری که در عرصه بین المللی برای خود دست و پا کرده، منابع کشور را به افزایش توان امنیتی و نظامی سوق داده و حوزه فرهنگ را به جز در عرصه «جنگ نرم» با مخالفان، رها کرده است.

در پی این انحرافِ منابع اقتصادی کشور، مردم نیز اولویت اجباری شان تامین امنیت زندگی برای خانواده شان شده است. بی تردید ارزش  چند کیلو گوشت و مرغ در خانه بیش از کتاب و روزنامه روی میز مطالعه شده است. این وضعیت نتیجه طبیعی، گرانی کتاب ها و تهی شدن مطبوعات از محتوای مورد اقبال افکار عمومی است.

در چنین شرایطی همین حرکت کج دار و مریز انتشاراتی ها و مدیران روزنامه ها نیز در آستانه توقفی ناگزیر قرار دارد.

اکنون نابسامانی تامین کاغذ برای رسانه های مکتوب کشور، کار را به وضعیت غیر قابل کتمانی رسیده تا جایی که خبرگزاری حکومتی فارس نیز در گزارشی از احتمال تعطیلی بسیاری از روزنامه ها در صورت تداوم گرانی کاغذ و تاثیر نرخ دلار بر این حوزه خبر داد. این خبرگزاری به نقل از یکی از متصدیان کیوسک های مطبوعاتی نوشت: «مدتی است که فروش روزنامه‌هایی که برایمان می‌آید کاهش پیدا کرده است. روزانه ۱۰۰ عنوان روزنامه که در مجموع بیش از ۵۰۰ عدد می‌شود برای فروش می‌آورم اما از این مجموع تنها ۵۰ نسخه روزنامه به فروش می‌رسد و مابقی آن برگشت می‌خورد.» فردی که در گزارش فارس به اظهارات وی اشاره شده، فروش سیگار و تنقلات را تنها امید خود برای امرار معاش و باز نگه داشتن کیوسک خود عنوان کرده است. در این حال و در وضعیتی که دغدغه طبیعی مردم تامین امنیت غذایی و درآمد برای تداوم زندگی شده و حکومت نیز در پی تامین امنیت خود است، کتاب و روزنامه در جرگه قربانیان قرار گرفته اند.

حال آنکه باز هم اهالی مطبوعات و ساکنان انتشاراتی های خیابان کریم خان و انقلاب سعی می کنند اندکی امید را به منظور ادامه فعالیت حفظ کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)