۱- ساختار حاکمیت بر مبنای ایدئولوژی بنا نهاده شده و هر تصمیمی را در حوزه‌های مختلف با ملاک ایدئولوژی و بیشتر مواقع سلیقه‌های ایدئولوژیکی ارزیابی می‌کند. این رویه بر مبنای یکی فرض کردن سیاست با حاکمیت بنا نهاده شده است.

۲- از ویژگی‌های بارز نظام توتالیتر، افتصاد کنترلی و دولتی است. در اقتصاد کنترلی، دولت به طورمعمول،‌ دلیل مشکلات و ناهنجاری‌های اقتصادی را برون زا معرفی کرده و آن‏ها را منتسب به خارج و عوامل داخلی وابسته به خارج معرفی می‌کند. این مثال را برای افزایش تورم، خروج سرمایه از کشور،‌ افزایش بیکاری، کاهش قدرت خرید و رفاه جامعه، نوسان در بازار ارز،‌ فروپاشی بازار مالیه کشور و درنهایت نوسانات فراوان اقتصادی صدق می‌کند.

۳- نظام توتالیتر ایران از یک استراتژی مشخص اقتصادی در راهبرد سیاست‌ها بی بهره است و معمولاً در اتخاذ سیاست‌ها از تصمیمات شتابزده و فاقد پشتوانه کارشناسی استفاده می‌کند.

۴-کارآمدی، تخصص محوری و نخبه گرایی ملاک انتخاب افراد و محور امور اجرایی کلیدی نبوده و نحوه عمل، رفتار و گفتار حاکمیت هم نشان می‌دهد که کارگزارانش به دنبال برقراری چنین ملاک‌هایی نیستند و تنها در دنیای خیالی ایدئولوژیکی خود سیر کرده و بنابراین، هر دولت جدیدی هم که روی کار می‌آید، تمامی هزینه‌هایی که طی سال‌های پیشین بر کشور تحمیل می‌شده، با ضریب فزاینده‌ای که اندازه آن به عدد تمام «آزمون و خطاهایی» است که مسؤولین قبلی طی سال‌های متمادی با هزینه‌هایی گزاف بر کشور تحمیل می‌کردند، «یک‏جا» و دوباره، در زمام داری دولت جدید، بر ملّت تحمیل می‌کنند.

۵- در نظام توتالیتر ایران که اصول علم اقتصاد و دیگر شاخه‌های علوم انسانی و اجتماعی را برنمی تابد، بسیاری از افرادی که در مسؤولیت‌های حساس و سرنوشت ساز قرار می‌گیرند، از کمترین تخصص و آشنایی با حوزه کاری خود برخوردار بوده و مجبورند که همه چیز را دوباره از نقطه آغازین شروع کنند.

۶- حاکمیت توتالیتر  دو معضل اساسی و جدی را در مقابل دارد: نخست ناهنجاری‌های ساختاری که حاصل دوره‌های پیشین است. دوم، بی تجربگی نودولتیان و عدم اعلام برنامه‌ای مشخص برای رفع ناهنجاری‌ها که مبتنی بر اصول علمی باشد.

۷- اصول علمی در سیاست‌ها و برنامه‌ها رعایت نمی‌شوند و همه چیز اصطلاحاً «سیاسی» عرضه می‌شوند.

۸- حاکمیت به هیچ عنوان مسؤولیت اعمال خود را نمی‌پذیرد و هیچکس جرأت ندارد رهبر سیاسی کشور را به چالش بکشد.

۹- حاکمیت کمتر از تجربه‌های پیشین درس گرفته و همان اشتباه‌ها را دوباره تکرار می‌کند.

۱۰- توسعه به مفهوم عام دیده نمی‌شود و هم‏زمان، توسعه سیاسی در دو بُعد برون نگر و درون‌نگر را درکنار توسعه اقتصادی و سایر مظاهر توسعه با یک استراتژی مشخص، برنامه ریزی شده و زمان‏بندی شده که از ابعاد علمی نیز برخوردار باشد، به مرحله اجراء درنمی آورند.

۱۱- حاکمیت هیچگاه از تصمیمات و گفتار شتابزده پرهیز نمی‌کند.

۱۲- کارگزاران از سیاست‌های مبتنی بر آزمون و خطا دوری نمی‌جویند.

۱۳- حاکمیت از تجربیات مدیران پیشین در تمامی زمینه‌ها حداکثر استفاده را به عمل نمی‌آورد.

۱۴- از ایجاد تنش و بحران‌‏ در ابعاد داخلی و خارجی پرهیز نمی‌کند.

۱۵- منافع ملّی را بر هرچیز دیگری مقدم نمی‌شمرد؛ منافع ملی همیشه قربانی منافع ایدئولوژیکی و قدرت سیاسی می‌شود.

۱۶- از دین و عقاید و احساسات مردم، ابزاری برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کند.

۱۷- کار مردم را به مردم واگذار نمی‌کند.

۱۸- تجسس و دخالت در احوالات شخصیه و خصوصی مردم حق حاکمیت شمرده می‌شود.

۱۹- رفاه و آسایش مردم را در اولویت سیاست‌های خود قرار نمی‌دهد.

۲۰- اعتماد از دست رفته را هیچگاه درصد برنمی‌آید که دوباره اعاده کند؛ اصلا برایش مهم نیست که مردم به حاکمیت اعتماد دارند یا ندارند؛ مردم را موظف به اعتماد به حاکمیت می‌داند.

۲۱- صداقت و راستگویی به مردم را همیشه و در همه حال، رعایت نمی‌کند.

۲۲- به حقوق مردم احترام نمی‎گذارد.

۲۳- امنیت بنگاه‌ها و اهالی کسب و کار را در بازارهای اقتصادی تضمین نمی‌کند.

۲۴- حاکمیت هیچ گاه تلاش نمی‌کند که دولتی برای قاطبه مردم ایجاد کند؛ یعنی دولتی به واقع مردمی. اصلا شاید اعتقادی هم به دولت مردمی نداشته باشد.

۲۵- نمونه‌ای کامل از مظاهر توسعه نیافتگی را برای کشور به ارمغان می‌آورد.

۲۶- در مقابلِ‌ هرگونه انتقادی، واکنشی سخت از خود نشان می‌دهد.

۲۷- رانت و فساد از ویژگی‌های بارز بوده که در تمامی شریان‌های جامعه رخنه کرده است.

۲۸- تهدید شهروندان و تحدید آزادی‌های اجتماعی رویه‌ای عادی است.

۲۹- سرکوب و تبعیض از رویه‌های جاری و نانبشته است.

۳۰- انحصار از مهم ترین ویژگی نظام توتالیتر ایران است که در حوزه‌های فرهنگی، نظامی، ارتباطات، اقتصادی و…. قابل رؤیت است.

 

(*دکتر علیرضا رحیمی بروجردی استاد اقتصاد بین الملل دانشگاه تهران است)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)