اورجینال
آیا معقول است مثلاً درون یک خودروی بنز موتور پراید بگذارید و بعد انتظار داشته باشید عملکردی مثل بنز داشته باشد؟! هرگز هیچ آدم خردمندی چنین انتظاری نخواهد داشت.
پس اگر میگوییم الگوی موفق، بایست چارچوبه و بنیادهای آن سیستم اقتصادی موفق را داشته باشم. اگر کسانی این حقیقت مسلم را پذیرفتن که سیستم “اقتصاد بازار رقباتی آزاد” موفقترین در جهان است، پس باید تمام بنیادها و سازو کارهای سیستمی اش را هم قبول کنند.
بنیاد این سیستم اقتصادی موفق؛ قانون درست (مثلاً پذیرش اصل احترام به مالکیت فردی)، اصلاحپذیری، عدم تصدیگری مستقیم دولت (و دیگر نهادهای حکومتی) در امر فعالیت اقتصادی است، پذیرش اصل رقابتپذیری، عدم انحصار، احترام به حقوق و قانون درست، حل و فصل مشکلات از راه مسالمتآمیز و قانونی، نظارت دائمی اعم نهادهای مسئول و عموم مردم برای پیشگیری از وقوع جرم و فساد مالی (که لازمه اش آزادی بیان و عقیده و انتقادپذیری مسئولان است)،… است.
نمیشود با بدلی و تقلبی کردن بخشهایی از یک سیستم موفق، انتظار داشت مشابه سیستم اصل و اورجینال عملکردی بهببینم.
*****
۲۵ تیر روز بهزیستی و تامین اجتماعی و رابطه اش با توزیع ثروت ملی
رفاه و بهزیستی رفاه یا بهزیستی پانویس ۱، تأمین یک سطح حداقلی از نیکبود (تندریتی)[۱] و حمایت اجتماعی برای همهٔ شهروندان یک کشور است. در بیشتر کشورهای توسعهیافته، علاوه بر سازمانهای خیریه، گروههای اجتماعی غیررسمی، گروههای مذهبی، و سازمانهای دولتی، رفاه عمدتاً توسط دولت تأمین میشود.رفاه ممکن است مستقیماً توسط دولتها یا بنگاههای آنان، توسط سازمانهای خصوصی، یا توسط ترکیبی از آنها تأمین شود. اصطلاح دولت رفاهی[۲] بمنظور توصیف دولتی که در آن اکثر خدمات رفاهی توسط حکومت ارائه میشود استفاده میشود. (ویکی پدیا)
سازمان بهزیستی ایران
پس از بررسی و مطالعات انجام شده زیر نظر دکتر محمدعلی فیاضبخش، سازمان بهزیستی کشور به موجب لایحه قانونی مورخ ۱۳۵۹/۴/۲۴ از ادغام ۱۶ سازمان، نهاد، موسسه و انجمن تشکیل شد تا با اتخاذ تدابیر و ارائه خدمات و حمایتی غیربیمهای با حفظ ارزشها و کرامت والای انسانی و تکیه بر مشارکتهای مردم و همکاری نزدیک سازمانهای ذیربط، در جهت گسترش خدمات توانبخشی، حمایتی، بازپروری و پیشگیری از معلولیتها و آسیبهای اجتماعی و کمک به تأمین حداقل نیازهای اساسی گروههای کم درآمد، اقدام نماید. برنامهریزی و نظارت برآموزش و پرورش کودکان عقب مانده ذهنی ، نابینا و ناشنوا از اهم کارهای مربوطه این سازمان میباشد. در تیرماه سال ۱۳۸۳ بر اساس قانون ساختار وزارت رفاه و تأمین اجتماعی این سازمان از وزارت بهداشت جدا و به وزارت رفاه ملحق شد. (ویکی پدیا)
ثروت ملی ایران، به عموم مردم ملت ایران باید داده شود
http://pakabara.blogfa.com/post/49
*****
فعالیت اقتصادی حقیقی چیست؟
میخواهم بهگویم، مهمتر از تحصیلات و مدرک تحصیلی، مطلع بودن از موضع بحث، مطالعه، اندیشه، و ارائۀ طرح درست، و توضیح قابل درک ایده و پیشنهاد است.
دقت کنید من دارم از ارائۀ ایده و پیشنهاد میگویم. بدیهی است اینها، همانند دیتا/دادۀ خام است، که بایست توسط کارشناسان بررسی و پردازش شده، اگر مقبول بود، وارد فاز طرح اجرایی شود، و توسط مسئولان تصویب و اجرا شود.
من در اینجا قصد طرح مبانی اقتصاد و تئوریهای متنوع و نظریات دیگران را ندارم، بلکه میخواهم پیشنهاد و ایدههای خودم را بازگو کنم، صرفاً اشاره به سایر موارد جهت ایجاد تفاهم و درک مطالبم است. در ضمن معتقدم این ایده و پیشنهادهای من، قابلیت اجرایی و مفید بودن در هر کشور و با هر نوع نظام سیاسی و هر نوع ویژگی اجتماعی، عقیدتی و سیستم اقتصادی است، حتی در سیستم غیر از بازار رقابتی آزاد هم قابل اجرا و مفید است!
شاید اینها توضیح واضحات باشد، ولی اندکی یادآوریاش خالی از لطف نمیبینم:
*****
آیا نظر شهروندان معمولی دربارۀ امور کشور مؤثر است؟
پاسخ، بله است. شک نکنید نظر مردم مؤثر است. منتها بایست مردم از یکدیگر حمایت کنند. وقتی کسی پیشنهاد یا ایده یا انتقادی میکند حرف دل مردم است و راه حل برای مشکلات میدهد مردم بایست از او حمایت کنند. یکی از حمایتها همین بازنشر مطالبش است و یا حداقل با رای مثبت دادن. همچنین اگر منتقد و ایدهپردازی مورد هجمه سادیسمیهای اینتنرتی قرار گرفت، مردم از فرد قربانی در برابر سادیسمیهای اینترنتی حمایت کنند، و به مهاجم اعتراض کنند و نه اینکه سکوت کنند!
*****
نگاهی به وضعیت مجردی و متأهلی، از جنبۀ اقتصادی
من در نوشتار قبلی ام، اشاره کردم که اگر وضعیت اقتصادی مهیا باشد و فرد حتی زیر ۱۸ سال آمادگی جسمی و روحی.. نیز داشته باشد با رضایت طرفین، میتواند ازدواج کند، در واقع این اشاره، نبایست موجب سوءتفاهم شود که توجه حمایت از کودکان نشود!، این قیبل موضوعات جزء حقوق شخصی افراد است، منتها بر اساس تجربه، مردم و دولتها با این نتیجه رسیدن افراد زیر ۱۸ نباید ازدواج صورت بگیرد مگر با شرایط خاص، این عدد ۱۸ سالگی قراردادی است، و بر اساس تجربه گفته شده که بهتر است افراد زیر این سن ازدواج نکنند، مگر تحت شرایط خاص، ازدوج زیرا این سن مجاز نمیدانند مگر با مشاوره با متخصص امور روحی و جسمی پزشکی و حکم دادگاه، این قانون خوبی است و انعطاف لازم را هم دارد.
ممکن است فردی مثلاً در ۱۷ سالگی هم به آمادگی ازدواج بهرسد، همچنین فرق است میان نوجوان که به سن بوغ جسمی و جنسی رسیده با کودک نابالغ، اینها مباحث بدهی است، و فقط برای جلوگیری از سوءتفاهم میگویم. پس این قانون خوبی است، هدف حمایت از افراد زیر ۱۸ سال است و نه ممانعت از آزادی و حقوق انسانیشان از جمله حق ازدواج.
اما روی دیگر قضیه، افراد مجردی هستند که به هر دلیل نمیخواهند ازدواج کنند و یا فعلاً قصد ازدواج ندارند، گاه این افراد سنشان به بالای ۴۰ سال میرسد، هیچ دلیل عقلانی-اخلاقی نمیتواند بهانه ای شود برای اهانت، تهمت، تحقیر، محدودیت، تبعیص علیه آنها! همانطور که از حق ازدواج مردم بایست حمایت کرد، نبایست به حقوق انسانی مجردها تعرض کرد. هیچ تفاوتی نمیکند انسان مجرد یا متأهل باشد برای برخوداری از حقوق بشر، احترام به کرامت انسانی،…، و از جمله فعالیت اقتصادی، مثلاً حق خانه داشتن و زندگی مستقل.
منطق و عقل حکم میکند جامعه و دولت در کشورها، اصل را بر این قرار بدهند که شرایط مناسب مهیا شود تا افراد زوتر بلوغ اجتماعی بهرسند و مستقل شوند، این مهمتر است، یعنی رسیدن سریعتر و آسانتر به استقلال اقتصادی و بلوغ اجتماعی، و این خودش موجب میشود افزایش اعتماد به نفس شده و تمایل بیشتر به ازدواج، البته با موفقیت و پایدار.
ازدواجهای از سر ناچاری، نامناسب هستند و پایدار نخواهند بود، ازدواجی که زوجین توان تأمین معاش زندگی خود را ندارند فقط بر مشکلات افزوده میشود.
پس در اموری چون دادن مجوز فعالیت اقتصادی، وام، اجاره یا خرید خانه، وضعیت متأهل یا مجرد بودن فرد ملاک و شرط نباید باشد. این نوع شروط تبعیضآمیز جز افزودن بر مشکلات، حاصلی ندارد، تاکنون هم در هیچ جا این گونه تبعیضات نتیجه بخش نبوده است.
اساساً تا حق موجودیت فردی را به رسمیت نشناسیم، نمیتوانیم از او توقع قبول مسئولیت کنیم! وقتی حقوق بشری در مورد فرد مجرد را نخواهیم به او بدهیم، چهگونه توقع بایست داشته باشیم وی احساس مسئولیت کند، و مثلاً حقوق بشری متأهلان را رعایت کند؟!
پ.ن:
ضمن تأکید دوباره بر بودن قوانین حمایتی برای افراد زیر ۱۸ بهویژه کودکان نابلغ از جمله مطلقا نباید اجازه ازدواج داد و کار، این کودکان فقط باید دوره معمول کودکی خود بگذارنند و باری و سرگرمی و البته در کنار آموزش و تربیت درست، این حقیقت بگویم که بین نوجوان و کودک تفاوتهای محسوسی است.
کودک از نظر من و شاید بسیار دیگر، فردی بانالغ از لحاظ جنسی است که علاوه بر عدم تکامل نیوری جسمانی، از نظر روحی به شدت آسیبپذیر است، دهن او ، دارای درک عینی است و نه چندان درگ ذهنی؛ یعنی هر آنچه ممکن است به بیند، آن را عین واقعیت به بیند، برای همین دلیل دین برخی فیلمهای معمولی اکشن که حاوی صحنه خشونت بار است، برای افراد زیر ۱۳ سال ممنوع است، چرا که ممکن است آنها تصور کنند این اعمال میتواند در دنیای واقعی انجام دهند!، بارها نیز گزارشهایی از این مشکل درک ذهنی کودکان است. ولی داستان نوجوانوانها فرق میکند، شاید اغلب نوجوانها به درجاتی همان ضعفهای کودکان دارند و حتی برخی با بعد ۱۸ سالگی یتا پیاین عمر کودک باقی میمانند! ولی در برخی نوجوانهای زیر ۱۸ سال رشد جسمی و جنسی کامل میشود، گاه نوجوانهای هیکلمندی هستند (به ویژه آنهایی خانودگی استعداد ژنیتکی دارند و از تغذیه خوبی برخودار هستند گاه جثۀ … پیدا میکنند قبل از ۱۸ سالگی!، و متأسفانه دست به قلدری و خشونت و حتی جنایت میزنند! اینها عمدتا ناشی از عدم تربیت درست و کنترل سرپرست این نوجوانان است) میتوانند با دست خالی به راحتی یک انسان بزرگسال از پای در به آورند!، بسیاری از اینها روی ورزش بهویژه انواع رزمی میآورند، بسیارای ازمتأسفانه دست به خشونت یا سادیسم میزنند که میتواند دلیل اصلی عدم تربیت درست یا محیط مناسب باشد، در جنگهای داخلی متأسفانه از آنها سوءاستفاده میشود و به اصطلاح سرباز وجوان (و برخی به اصطلاح کودک سرباز!، در حال کودک سرباز در صورتی است که واقعا کودک نابالغ جنسی و جسمی باشد و نه نوجوان) بهکار میبرند. چون شخصاً و بسیاری دیگر اطلاعات موثقی از خشونت و قتل توسط این توجوانها داریم!، اصلاً نمیشود نوجوان مشابه کودک فرض کرد، مشحصترین چیزی که نوجوانها را از بزرگسالان جدا میکند عدم بلوغ اجتماعیشان است، و به همین دلیل اینکه کمتر حاضر به مسئولیتپذیری هستند و گاه سرکش هستند. خودم این دوران تجربه کرده ام و تقریباً همۀ افراد بزرگسال این دوره بیشتر دوره کودکی به خاطر میآورند. اما برای اینکه اکثریت نوجوانها به واسطۀ عدم بلوغ اجتماعی، آسیبپذیر هستند (و البته گاه آسیب رسانی بالایی هم میتوانند داشته باشند) چون همان طور اشاره کردم بسیاری از آنها از توانایی مشابه بزرگسالان برخورداند!، در اغلب کشورها آنها مشابه کودکان زیر چتر حمایتی ویژه قرار میدهند.
پ.ن ۲:
اگر نوشتار “رفرم سیستم آموزشی، از پیش نیازهای رفع مشکلات اقتصادی است” مطالعه کرده باشید،
ادامه
*****
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.