آزادى بيان‌تان هم تنها در خدمت ضعيف‌كُشى‌ست؛ نوجوانى بدبخت كه در بدبخت‌ترين محله‌ى ورامين لانه دارد، به دختربچه‌ى بدبخت همسايه بدبختش تجاوز مى‌كند او را مى‌دَرد، يكى نمى‌پرسد چرا، چرا چنين شده! در عوض آزادىِ بيانِ اسلامى پسربچه‌ى پانزده ساله را هفده ساله حتى بيست ساله مى‌خواند تا كه هر چه زودتر قانون مجازات اسلامى مجاز باشد او را اعدام كند. وقتى كه چنين بى‌رحمانه قانون مى‌كُشد، چرا بى‌فرهنگى ياد نگيرد و نكشد!؟ شما آزادىِ بيان نداريد، در عوض تا بخواهيد آزادىِ دروغ داريد! شما بويى از كوچه‌ى فقر، از كوچه‌ى بدبخت نبرده‌ايد وگرنه پانزده ساله را به خانواده‌ى شهيد ربط نمى‌داديد كه محروم را منفور كنيد!
متنفرم وقتى كه فقط پول تصميم مى‌گيرد، متنفرم وقتى كه فقط پولدارها حرف مى‌زنند و پولدارتر مى‌شوند. شما كه برج‌هاتان بر استخوانِ پوكيده‌ى كارگران لُر و خراسان بنا شده، شما كه در هر ويلا، كارگرى خراسانى در حالِ بندگى داريد، شما عبادارها، رباخوارها، رياكارها، تا حالا كجا بوديد كه حالا عليه فرودستى به خونخواهىِ فرودستى درآمده‌ايد!؟ اگر خراسان كشور برادرتان است پس واقعن با خراسانى برادرى كنيد! كاش آن برابرى كه شما از آن دم مى‌زنيد معناى دقيقش نابرابرى نبود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)