1- در فرهنگ و هنر و ورزش:
در ورزشگاه آزادی و در تهران پایتخت؛ نوازندگی زنان در ارکستر سمفونیک ملی سبب لغو اجرای برنامه شده و این اولین بار است بعد از سال 76 که برنامه های موسیقی فاخر، علاوه بر ممنوعیت اجرا در همۀ استان ها و شهرستان ها به تهران هم کشیده شده و دولت حسن روحانی مثل همیشه منفعل و تماشاگر ناظر کشتن منابع و برنامه های شادی زا و مدرن بوده است با دریغ حتی از یک ابراز تأسف و مخالفت زبانی.

2- در سیاست داخلی:
بعد از زدن موسوی لاری در ورامین این بار آذر منصوری را در یاسوج زده اند و واکنش دولت روحانی چس ناله های همیشگی بوده که ما به گروه های خودسر اجازۀ ترکتازی نمی دهیم. و معلوم نیست که اگر اجازه می دادند قرار بود چه اتفاقی بیفتد غیر از خفه کردن همۀ سوسوهای صدای عقلانیت حداقلی در جامعه که اتفاق افتاده و کماکان ادامه دارد و رو بوخامت حداکثری است.

3- در آزادی های اجتماعی:
احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در مقام رییس امر بمعروف و نهی از منکر و در اولین جلسۀ شروع به اجرای قانون کذایی گفته است:
آقای زرگر لایحه‌ امر به معروف را تهیه کردند و به آقای احمدی‌نژاد دادند و ایشان همانطور آن را کنار گذاشتند و هر چه پیگیری می‌کردند توجهی نشد و همان گونه ماند. به این ترتیب قانونی شدن امر به معروف و نهی از منکر بر زمین گذاشته شد و کسی به آن توجه نکرد. اما بالاخره در این دولت این طرح به صورت لایحه تقدیم مجلس شد و جنبه قانونی پیدا کرد؛ در عین حال مخالفت‌هایی با آن صورت گرفت و آقای روحانی نامه‌ای به رهبری نوشتند که این لایحه مشکلاتی دارد و انتظار داشتند که آقا جلوی آن را بگیرد. اما در ‌‌نهایت موضوع به هیات حل اختلاف سپرده شد و دوستان مخصوصا آیت‌الله شاهرودی، بسیار بر روی این طرح کار کردند تا اینکه امروز اولین جلسه ستاد ستاد امربه معروف و نهی از منکر به صورت رسمی تشکیل شد که البته همه اعضا در آن حضور ندارند.
این یعنی کاری (دادن لایحه برای محدودیت های سازمان مند و بیشتر آزادی های جوانان و زنان) را که دولت احمدی نژاد هم زیر بارش نرفته و تحویل نگرفته؛ دولت روحانی لایحه کرده و داده بمجلس. و تازه بعد از قانون شدن لایحۀ تقدیمی اش از سوی مجلس؛ “نوشدارو بعد از مرگ سهراب” وار پناه برده به آمر و رأس تندروی و تحجر (خامنه ای) که این قانون ال است و بل است و بگو تخفیف بدهند. خب نتیجه معلوم است وقتی گربه را مأمور حفاظت از جان موش ها بکنی! و سیدعلی هم – برای خالی نبودن عریضه – دستور داده به هیئت حل اختلاف و محمود شاهرودی برای رسیدگی. و حالا جنتی می گوید آسید محمود نجفی عراقی نیز لایحه را خیلی هم مفید تشخیص داده و ابلاغ کرده برای اجرا. و جنتی شکر آین نعمت را بجا آورده در این جلسه و عنقریب است که گروهی دیگر و افزون تر از اراذل و اوباش همیشگی پلیس و بسیج را دست بیقه کنند با زنان و دختران و فرزندان ما.

4- در سیاست خارجی:
بعد از اینکه پوتین روحانی را دور زد در رفتن بسوی خامنه ای تا به او آدرس بدهد که لولهنگ اعتدالش آبی برنمی دارد و او خودش را به کُر خامنه ای وصل می داند و می خواهد؛ خامنه ای هم فعالتر شده و وزیر خارجۀ مخصوصش (علی اکبر ولایتی) را فرستاده به دمشق تا به اسد بگوید که خامنه ای کماکان به کشتن فرزندان ایران در حلب و درعا متعهد است و باکت نباشد که ظریف در وین چه گفته یا روحانی در حمایت قاطع از تو تذبذب نشان داده. استوار و پرامید باش بر هزینه های یکطرفۀ جانی و مالی ایرانیان برای ماندنت در قدرت آیندۀ سوریه. و اگر دلت رحم آمد لطف کن و خامنه ای را هم داخل بازی نگه دار و همۀ دست آوردهای رفاقت پرهزینه و طولانی مان را به روسیه و پوتین هبه نکن یکجا. و بدیهی است که بشار اسد فقط از جهت ادب بی اثر تعارف ولایتی را جدی گرفته؛ زیرا او مدت هاست که همۀ تخم مرغ هایش را منتقل کرده به داخل پوتین روسی. که هم پرقدرت و صاحب شوکت و منزلت جهانی است و هم دشمنان قسم خورده ای ندارد مثل خامنه ای. چه در غرب و اسراییل باشد و چه در شرق و عربستان. ترکیه هم غلط زیادی کرده در افتادن با خرس باهوش روسی. و حالا از روسیه رانده و از ناتو مانده نمی داند چه خاکی بسرش بکند جناب اردوغان پاشا. و البته هنوز یک عدد رییس جمهور روحانی گم شده تا اینجا.

5- و حیف از من دلقک که فکر کردم اگر مردم روحانی را انتخاب کردند بجای قالیباف و در 99 درصد موارد ضرر کردند و اشتباه کردند با تأکید بر”اگر قرار بر تحمل خامنه ای در رأس حکومت بود”؛ حداقل در یک مورد روحانی مقدم است بر قالیباف و برتری خواهد داشت بر او. وآن هم دست بازتر و پرزورترش خواهد بود در حوزۀ اجتماعی و حمایت از حداقل آزادی های مدرن مورد خواست طبقۀ متوسط. البته که من اشتباه نکرده بودم در این گمانه، بلکه این حسن روحانی بود و است که صد درصد توزرد از آب در آمده تا اینجا. منظورم هم آن 99 درصدی است که مطمئن بودم بگرد سردار هم نمی رسد در کارآمدی و هم این یک درصد باقی مانده که امید داشتم بدلیل رأی گرفتن سیاسی از اردوگاه جوانان اصلاح طلب یک جربزه ای از خودش بروز خواهد داد در مقایسه با قالیبافی که چون منتسب اسمی به اردوگاه تحجر است دستش باز نخواهد بود برای هر دقیقه یک کتاب و هر ساعت یک کنسرت و هر روز یک فیلم و هر هفته یک همخوانی زنان و هرماه یک تک خوانی زنان و … اما دریغ که هم آن کارآمدی قطعی قالیباف را از دست دادیم و هم این آرزوی محالمان را بدست نیاوردیم.

5- حالا ما مانده ایم و روحانی شکست خورده در سیاست خارجی. چون علاوه بر سوریه ای که گفتم حتی این برجام هم بفرجام نخواهد رسید با این تیم وارفته و رییس در پرده. و هم در سیاست داخلی شکست خورده. زیرا نه آزادی جدیدی خلق کرده و نه از آزادی های داشته و قبلی جامعه محافظت کرده. و هم در سیاست اقتصادی شکست خورده که شکم و جیب و پوشش و خوراک و نوشش مردم مستند است و نیازی به حرافی من ندارد. و همینطور است شکست روحانی در سیاست فرهنگی و اجتماعی که مهمترین حوزۀ مورد درخواست جوانان و زنان رأی دهنده به او در این بخش قرار داشتند و دارند. زیرا او نه کنسرتی و نه فیلمی و نه گشت ارشادی و نه پلیس امنیتی را نتوانسته بدلخواه جامعه فزونی در موارد مثبت و کاستی در موارد منفی بدهد. و قصۀ پرغصه ادامه دارد و حسن روحانی هنوز رییس جمهور است اما اینبار با دستانی بشدت مشکوک در دستان خامنه ای برای نسل کشی طبقۀ متوسط ایران در همۀ زمینه ها. از سیاست تا اقتصاد و از فرهنگ تا اجتماع و حتی آهسته آهسته بسوی دهۀ شصت خورشیدی و گشتن تنکۀ زنان در مقابل شوهران. از یابندۀ رییس جمهور گم شده می خواهم که لاشۀ او را هر چه سریعتر یا به بیت رهبری یا به پیشگاه ملت – به انتخاب خود حسن روحانی – تحویل دهد. و الا ماندن شقه وار بین ملت و ضد ملت، بین شادی و عبوسی، بین مرگ و زندگی در همان قالب “بیت رهبر یا پیشگاه مردم” جز بجر خوردگی ماتحت هم روحانی و هم ملت نخواهد انجامید. یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)