رامین پرچمی بازیگری که پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ بازداشت و پس از آن زندانی شد در گفت‌‌وگو با هفته‌نامه‌ تماشاگران امروز از ماجرای بازداشت و مسایل پس از آن گفته است: « ۵ سال دستگیری سو تفاهم بود. اگر چراغ سبز می شد، دستگیر نمی شدم و اینکه بعضی ها بی خود و بی جهت از من قهرمان ساختند.»
وی گفته است که «مطمئن باشید اگر یک روز به آن طرف می رفتم وارد بخش سیاسی VOA نمی شدم؛ یکی مثل اندی یا داوود بهبودی می شدم.»
بخشی از این مصاحبه را در ادامه باهم می خوانیم.
گوشی دستم بود و داشتم عکس می گرفتم. موتور سوار بودم و سگم هم روی موتور بود. دیدم یک عده مردم ایستاده اند و دارند شعار می دهند. چراغ هم قرمز بود و شاید اگر سبز بود من رد میشدم و هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتاد.
ایستادم و هرگز فکر نکردم عکس گرفتن از آن گارد و فضا کار اشتباهی است. حتا به این فکر نکردم که کارم اشتباه است. حتا همان جا یک نفر دستبند سبز به من داد و گفت این را ببند و من هم بستم و همین یک نکته منفی برایم شد. یک چاقو هم در جیبم بود که برای آن هم اتهام اقدام به خراب‌کاری خوردم.
وقتی دستگیر شدم تمام مشکل سگم بود که آن را به یک درخت در چهارراه ولیعصر بستند. یعنی من همین طور با خنده داشتم می رفتم که یک نفر آمد و گفت بیا اینجا. دستم را گرفت و مرا سوار ماشین کرد. من با خودم گفتم لابد مرا شناخته و می‌خواهد نصیحت کند اما یک باره دیدم سر مرا فشار داد پایین و یک اسلحه هم گذاشت و گاز ماشین را گرفتند و رفتند. من فقط نگران سگم بودم و آن قدر گریه کردم که خودش شماره یکی از دوستانم را گرفت و بهش آدرس داد که برو و سگ را بردار. تازه بعد از اینکه رسیدیم مرا شناختند و گفتند شما چرا و بعد کم کم داستان زیاد شد که مگر می‌شود بدون قصد و نیت این کار را کرده باشی.
من با آدم‌هایی که آنجا بودم تضاد پیدا کردم . دوستان سینمایی ام این طرف و آن طرف برایم کاری انجام دادند اما آنها با آن همه ادعا، بگذریم.
کمک هایی که افراد و سیاسیون در آنجا می کردند برای این بود که در سایت بنویسند! یعنی اگر کاری هم می خواستند بکنند هدف بهره برداری تبلیغاتی بوده ضمن اینکه من در همان جا بسیاری از دوستان مدعی آزادی اندیشه را دیدم که اتفاقن خیلی هم متعصب بودند. به گزارش سینماژورنال پرچمی درباره خط قرمزهای همبندانش در زندان بیان می دارد: مثلن در اوین گفتند بیا برنامه فرهنگی راه بینداز و فیلم نشان بده. مثلن میخواستم فیلم نفوذی را نشان دهم می گفتند نه این به سازمان مجاهدین توهین کرده. خب در مملکت اسلامی فیلم به سازمان مجاهدین توهین کرده و شما ناراحتید؟ تازه توهین هم نکرده بود.
-مثلن آقای فلانی که خیلی هم کله گنده است می توانست یک سند برای مشکل دیگر من بگذارد و برود در بوق و کرنا هم کند اما این کار را هم برای من نکردند.
حدود شش ماه در همان سال ۹۱ برای اینکه خودم را یک مقدار جمع و جور کنم و از این فضاها دور باشم به کیانشهر لاهیجان رفتم.
بعد که به تهران برگشتم با زمانی که در شمال بودم خیلی فرق نکرد. تنها بودم و با هیچ کس ارتباطی نگرفتم.
پرچمی پیرامون شایعات مبتنی بر اتهامش به قاچاق مواد مخدر بیان می دارد: جرم من اقدام علیه امنیت ملی بود.
شنیده ام امین حیایی را برای بازی در “قلاده های طلا” اذیت کرده اند اما واقعن فکر نمی کنم بخاطر بازی در یک فیلم چنین رفتاری با یک هنرمند درست باشد.
پرچمی که به دلیل مشکلات سیاسی مدتی ممنوع الکار بوده درباره گذران زندگی در دوران ممنوع الکاری می گوید: بخشی از امورات زندگی را با ارث پدری گذراندم و بخشی را هم واقعن نمی دانم چطور گذشت.
در کل مثل بازیگری خواندن هم برایم جذابیت داشت. همیشه دوست داشتم آواز بخوانم و کنسرت برگزار کنم. مطمئن باشید اگر یک روز به آن طرف می‌رفتم وارد بخش سیاسی VOA نمی شدم؛ یکی مثل اندی یا داوود بهبودی می شدم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)