سخنرانی مفصل و جزیی نگر خامنه ای خطاب به روحانی و دولتش هیچ نکتۀ مثبتی نداشت. و برعکس تیتر رسانه های اصلاح طلب، نه تنها در حمایت و تقدیر از دولت نبود. بلکه نوعی تهدید مستقیم و خبر از روزهای سخت روحانی را هم در متن داشت. اینکه توی باد یک توافق انجام شده بمانیم و چون خامنه ای آن را پذیرفته و تمام شده دلیلی برای گذر از خباثت ایدئولوژیک نقشه های شیطانی و مخرب او نیست. و حداقل انتظار از رسانه های داخلی گذشتن از کنار این تهدیدات با بی اعتنایی بود و نه نادیدن آن ها و کردیت دادن بخامنه ای در تیتر اول.

خامنه ای دو سوم از وقت سخنرانی اش را به اقتصاد مختص کرده و با جزییات بخشی چرندیات همیشگی اش را تکرار نموده؛ مثل اولویت دادن توسعه در بخش کشاورزی به بخش صنعت و خدمات. در حالیکه هر کوری هم دیگر می داند و می فهمد که در کشور کم آب و خشک – حالا دیگر لم بزرع هم حاصل از رهبری های داهیانۀ خامنه ای – ایران صحبت از اولویت یکم بخش کشاورزی چه مقدار ابلهانه و ساده لوحانه است. طرفه اینکه هر وقت صحبت از مسئولیت خامنه ای در خرابی های کشور می شود او ادعا می کند که نه از جزییات خبر دارد و نه در امور دولت ها دخالت می کند. اما در همین زمینه هم بحداقل استاندارد لازم برای توسعه که خروج از انزوا و آشتی با جهان است پایبند نمانده و بقیۀ سخنرانی اش را رفته بسوی ایدئولوژی محبوب و استراتژی خرابکار خودش غرب ستیزی و فرهنگ ستیزی.

اما بنا ندارم وارد چرندیاتی بشوم که همیشه تکرار کرده و دست بردار نیست و نخواهد بود. زیرا نه حوصله اش را خودم دارم و نه صبرش را در شما انتظار. بلکه می خواهم به نکتۀ بسیار خطرناک و شرم آوری اشاره کنم که تیتر مطلب کرده ام و تا کنون به ین صراحت – و مقایسه ای – از زبان خامنه ای شنیده نشده بود. او بعد از مقدمه چینی های زیاد در حوزۀ تداوم جهان ستیزی و اخطار و هشدار راجع به راه های نفوذ غرب در جامعۀ ایران و توصیه به روحانی برای سکوت در مقابل تمامیت خواهان و اقتدارگرایان در قالب “حفظ وحدت جامعه خیلی مهم است”. رسیده به جان کلامش و در یک گزاره کل سخنانش را جمع بندی کرده. او گفته است:

حضرت آیت الله خامنه ای فرهنگ را اولویت دیگر این برهه از زمان برشمردند و خاطرنشان کردند: مشکلات اقتصادی موجب پریشانی فکر نمی شود اما مشکلات فرهنگی، گاه خواب را از انسان می رباید.

اینکه رهبر یک کشور بیاید و بگوید از شکم گرسنۀ امتش، ملتش، رعیتش یا هر کوفت و زهرماری که می شود مردم (محکومین) را نامید؛ پریشان نمی شود. اما جنبیدن زیر شکم گرسنۀ آن ها خواب از چشمانش می رباید؛ پررویی و وقاحتی محض است که فقط از یک فقیه وقیح مثل خامنه ای برمی آید. چرا منظور خامنه ای از فرهنگ زیر شکم گرسنگان بوده است هم لازم است توضیح بدهم تا گمان نکنید که خواسته ام حرف او را تحریف کنم. شکم گرسنه (اقتصاد) – که در فرض خامنه ای وجود دارد اما مهم نیست – یا مغز را بکل تعطیل می کند و یا چنان از کار می اندازد که گرسنه نمی تواند جز به غرایز طبیعی و بدیهی و نیازهای اولیه اش فکر کند. بنابراین اگر نگرانی فرهنگی خامنه ای را بعلامت نگرانی از اتفاقاتی که در مغز جوانان می افتد بدانیم نقض غرض کرده ایم. چون در مغز انسان گرسنه غیر از غرایز مشترکش با سایر حیوانات اتفاق دیگری نمی افتد. اما از سوی دیگر شکم گرسنه هرچقدر هم گرسنه باشد قادر به از کار انداختن غریزه و از جملۀ غرایز مربوط به زیر شکم نیست. و یک افریقایی قحطی زده هم در اولین فرصت بعد از یک تکه نان و یک جرعه آب می پرد روی جفتش و دوجین دوجین بچه درست می کند. در این توضیح شبه علمی و صد در صد درست تجربی از علاقۀ ذاتی و رسالت اختصاصی روحانیت در امور مربط به سکس و جوان و زن صرفنظر کردم. تا ببینید که حتی اگر زن ستیزی و تفریح ستیزی و لذت ستیزی (برای دیگری) آخوندها را ایگنور بکنیم؛ حرف خامنه ای در اولویت دادن فرهنگ به اقتصاد؛ جز نگرانی اش از لچک زنان و موسیقی و هنر چیز دیگری نیست. البته که او تصریح کرده و می کند که مخالف هرنوع کتاب و روزنامه و رسانه و آگاهی بخشی عمومی هم است. اما نگرانی او در این حوزه ها هم مربوط به آن کتاب و رسانه و آگاهیی است که انسان ها را سرخوش می کند. و چه کسی است که نداند انسان بمحض اولین سرخوشی دست بدامن انتقال شادی به زیر شکمش می شود!

البته خامنه ای از این یک جمله پالس های متعدد و قوی را فرستاده است بشرح زیر:

الف- به مراجع و روحانیان ارشد الیگارشی و بخش ایدئولوژیک سپاه گفته است: من با همان شرایط خشکه مقدسی و تحجری که علت اصلی انتخاب و تداومم رهبریم در ۲۵ سال گذشته بود باقی هستم و تا سر دارم سر خواهم شکست و نیازی به تعویضم نیست. توافق هسته ای یک ضرورت حکومتی بود و الا از نظر من نه خانی آمده است و نه خانی رفته است.

ب- به امت حزب الله و هوادران در حال هزیمت: فرزندانم پریشان نباشید که من عقب نشینی مصلحتی و موضعی کرده ام و از این پس نیز تمام هوش و استعداد و توانم را در پشتیبانی از شما و بستن رخنه های نفوذ دشمن بکار خواهم بست. پس مرا بخاطر تسلیم هسته ای ببخشید و از این حالت قهر و سر سنگینی بیرون بیایید. اما یادتان باشد که ثقل فعالیت و اعتراضتان را متوجه شکم گرسنۀ خودتان و فقرا نکنید چون هنوز آسیب پذیریم و ممکن است اعتراض های اقتصادی شما به دولت تاک و تک نشان را با هم بباد بدهد. لذا توصیه و دستور جدیدم این است که هرچه فریاد دارید بر سر زنان و مردان و جوانان مدرن بکشید و فرهنگ را در همۀ زمینه های شادی بخش (محرک زیر شکم) اعم از کتاب و رسانه و کنسرت و موسیقی و تئاتر و سینما و حجاب مورد هجوم متمرکز قرار بدهید.

پ- به دکتر فرهادی وزیر علوم: کارت در مورد ماست مالی کردن تقلب در بورسیه ها درست بود. اما این همۀ انتظارم نیست. درهای دانشگاه ها را بروی هر دگر اندیشی ببند. دانشجویان و استادان را تشویق به کپی کاری و تقلب علمی در زمینۀ تولید مقاله و انتشار در ژورنال های جهانی بکن تا رتبۀ علمی کشور بازهم افزایش یابد و مهمتر از آن اجازۀ کمترین تحرکی چه بشادی و چه به سیاست به دانشجویان نده. بویژه که در آستانۀ انتخابات هستیم و هرگونه تحرکی باعث بهم خوردن وحدت با من می شود.

ت- به علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد: کار تو هم بهتر شده در لغو کنسرت ها و جلوگیری از نمایش فیلم ها و تئاترها. اما تو راه درازی در پیش داری تا بتوانی خواب را بچشمانم برگردانی. زیرا مجوز کتاب ها و کنترل رسانه ها کاملاً نتوانسته این بخش را قفل کند ضمن اینکه هنوز هم تک و توکی کنسرت و موسیقی اجرا می شود. و نباید.

ث-  به رییس جمهور حسن روحانی: از تو هم تشکر می کنم که تسلیم مرا بعهده گرفتی و بجای شکست پیروزی مرا تبلیغ و جا انداختی. اما هر چه بود تمام شد و معامله در همین جا نقطه پایان گرفت. لذا خوب حواست را جمع کن که چنان حوزۀ شعار غرب ستیزی را تیز و حوزۀ فرهنگ و تمدن ستیزی را شعله ور نگاه خواهم داشت که هیچ سرمایه دار و سرمایه گذاری هوس نکند پا به ایران بگذارد و وعده هایت را محقق کند. پس رییس جمهور خوبی باش و بجای گول زدن من با گزارش های الکی – که امروز خواندید – برو یک ستاد قوی تشکیل بده و صدها نفر استخدام کن و مثل ستادهای جنگ مجهز دستور العمل “اقتصاد مقاومتی = تداوم فقر” بنویس و وظایف و ساعت سین همۀ تیپ ها و لشکرها و گردان ها و تا ردۀ نفرات تنظیم کن و بیاور ببینم و بعد از هر عملیاتی هم بمن گزارش بده.”

ج- و بالاخره به مردم مدرن با الویت جوانان شهری و زنان آزاده: می دانم خوشحالی و همراهی های اخیرتان از سر بدبختی و بیچارگی است. اما هرچه هست و بود جای تشکر دارد که یکبار دیگر در تور من بازی کردید. اما یادتان باشد که مه مه ای را که وعدۀ مکیدنش را بخودتان می دهید لو لو برد و نه خانی آمده است و نه خانی رفته است و من همان خامنه ای عبوس سختگیر و دگم و جاه طلب و ابله هستم که بودم و نباید انتظار گشایشی در حوزه های زیست مدرن خود را داشته باشید. نه تنها بفکر آزادی های تکنونتان نباشید بلکه آماده باشید تا هر آنچه هم که تاکنون از دستمان در رفته در حجاب و کنسرت و فرهنگ (زیر شکم) را به آرمان های امام رضوان الله تعالی فروبکاهیم.

البته این پالس های قوی این بار با حنجره ای بغایت ضعیفتر خامنه ای فرستاده شده است و معلوم نیست چقدر از سوی مخاطبان جدی گرفته شود. اما امیدواری ناچارمان بعد از امید به  ایستادگی حسن روحانی و نیک اندیشان موجود در حکومت؛ متوجه مهمترین هموطنان مان است در نافرمانی مدنی  – چه گروهی و چه انفرادی اما بدون هزینۀ زیاد و بدون خشونت زیاد – صنوف و هنرمندان و زنان و جوانان مدرن. تا ایلغار جدید خشکه مقدسان را باز هم باز پس برانیم یک گام دیگر. این تنها فرمول است تا مساوی کردن توازن قوا و اگر توازن قوا اتفاق بیفتد که زیاد دور نیست شتاب استحاله بیشتر و بیشتر خواهد شد. چنین باد. یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)