1- یکی از این گیم های جنگی و پر زد و خورد کامپیوتری را در نظر بیاورید که چند تا آدم بزرگ دستک ها را در اختیار دارند و دارند با حرارت بازی می کنند. و یک عده از بچه های خودشان و در و همسایه هم در حال تماشای این بازی مهیج و اکشن هستند. این بازی اما چند ویژگی منحصر بفرد دارد: یکی اینکه بازیگران دستک بدست خودشان کمترین علاقه و کششی برای این بازی ندارند و این بازی مجازی به آنان تحمیل شده است. آنان در انتظار و آرزوی یک جنگ حقیقی هستند که خودشان بازیگر آن نباشند. بلکه بچه های تماشاچی مهره های “چه بکشیم و چه کشته شویم به بهشت می رویم”ِ آن جنگ واقعی با دشمن واقعی باشند. و این گیم کامپیوتری را هم از این جهت به اجبار بازی می کنند که آرزو و امید دارند که تماشاچی های بازی شان اولاً خودشان بفکر بازی مستقل نیفتند. و ثانیاً از راه تماشای بازی بزرگان هم ارضاء بشوند در حال؛ و هم علاقه مند به جنگ واقعی بمانند برای آینده. تا قبل از گیم جنگ اتمی فعلی با غرب؛ گاهی می شد که اجازه بدهند بچه های خودشان – و نه بچه های در و همسایه – برای مدت کوتاهی هم شده دستک ها را در اختیار بگیرند و یک تمرین مختصر هم “گروه هدف” بکند تا همان “هم ارضاء روانی و هم تمرین جنگی” راحت تر اتفاق بیفتد. اما حالا که موضوع اتم و بمب هسته ای وارد جنگ شده به این بهانه که این جنگ خطرناک است و بازی بچه ها نیست؛ خودشان سفت و سخت دستک ها را گرفته اند و به بچه هایشان فرصت تمرین عملی نمی دهند.

2- حالا اگر صحنۀ سیاسی این روزهای ایران و بگو مگو های جاری را در این قالب شرح داده ام قرار بدهیم. بازیکنان دستک بدست می شوند خامنه ای و شریعتمداری و سپاه و مجلس و اصولگرایان و روحانیان ریز و درشت و … – همه ایدئولوژیک – و بچه های خودشان هم می شوند حزب اللهی ها و بسیج و مؤمنان وفادار به حکومت دینی و پیرو تا این زمان خامنه ای. و ما هم همان بچه های در و همسایه هستیم که ناچار باید بازی را تماشا کنیم در حالیکه آرزویمان این است که هم دستک ها را بدست بگیریم و هم گیم جنگی را با گیم عروسی عوض بکنیم. لذاست که بنظرم می رسد هر آنچه در صحنه دیده می شود با اینکه بازی نیست اما یک نوع بازی است. و این البته بزرگترین ابزار فریب ما بوده در ماندگاری جمهوری اسلامی و در عین حال تنها ابزار امیدمان هم بوده و است برای نجات. شرح بهتری می دهم:

3- شریعتمداری تیتری زده در کیهان دو روز پیش که “مخالفت نتانیاهو با توافق هسته ای صوری و برای ترغیب ایران به پذیرش آن است”. و در کیهان سه روز پیش هم سرمقاله نوشته است که آیت الله خامنه ای با توافق هسته ای موافق نیست و لذا باید به این توافق جواب نه بدهیم. حالا علاوه بر اصلاح طلبان و اعتدالیون داخلی که بخون برادر حسین تشنه اند اصولگرایان و سپاه هم به او گیر داده اند که این چه تیتر و سرمقالۀ مزخرفی است و چرا از قول حضرت آقا دروغ ساخته ای. در حالیکه شریعتمداری نازنین – هم باذوق است و هم روزنامه نگار است و هم استاد مسلم جنگ های روانی و گماردۀ 24 سال درازای خامنه ای در کیهان – نه آن تیتر را از خودش ساخته و نه این ادعای مخالف بودن خامنه ای با توافق را. تیتر همانطور که معلوم است نقل قول از یک منبع خارجی است. و سرمقاله هم برگرفته از جای جای حرف های خود خامنه ای از فروردین سال 94 تا کنون. که در مقاطع مختلف حرف زده و خطوط قرمز تعیین کرده است. پس ادعای شریعتمداری در هر دو مورد مستند و شرافتمندانه بوده است. کما اینکه همین امروز هم خامنه ای همان خزعبلات ضدامپریالیستی اش را تکرار کرده و معلوم است که کمترین تمایل “خود تصمیمی” به این توافق نداشته است.

4- اما چرا مقدم نامی کمنام در سپاه – و دیگرانی هم چه در مجلس و اینطرف وآنطرف – به شریعتمداری اعتراض کرده اند و می کنند؛ به این برنمی گردد که خودشان منافع ملی خواه شده اند و موافق توافق هسته ای هستند و بدنبال زندگی خواهی برای ملت افتاده اند. نه؛ اینان خودشان جزیی از مخالفان توافق هستند و جنس شان و اندیشه شان کمترین تفاوتی با حسین شریعتمداری ندارد. بلکه اعتراض اینان به این برمی گردد که می خواهند تیتر و جملۀ ناقص شریعتمداری در مورد مخالف بودن خامنه ای با توافق هسته ای در ذهن بچه های بدنه – چه در سپاه و چه در بسیج و چه در جامعه – تکمیل نشود. زیرا نوشتۀ شریعتمداری در مورد “حضرت آقا با این توافق مخالف است” یک جمله درست اما نصفه و بریده است. و جملۀ کامل آن این است که: “حضرت آقا با برجام مخالف است. اما چون استراتژی ضد امپریالیستی و ضد غربش شکست خورده و نظام – من اضافه می کنم کشور هم – در آستانۀ ورشکستگی و فروپاشی بوده ناچار با این توافق موافقت کرده است”. چرا چنین می کنند؟ برای اینکه همۀ هواداران – بویژه در سپاه و بسیج – بشدت سرخورده اند از این کلاه گشادی که سرشان رفته و در حال ریزش و بریدگی هستند. چون اگر بگذارند نصفۀ دوم جملۀ ناقص شریعتمداری در ذهن هواداران نا امید شکل بگیرد سؤالات بدیهی و بعدی آنان این خواهد بود که یک: “پس این همه هزینه های مادی و معنوی تا اینجا چه می شود. و دو اینکه حالا اگر هم قرار است زهری بنوشیم انتظار طبیعی مان این است که حضرت آقا وجودش را داشته باشد مثل رهبر فقید انقلاب و جام را شخصاً در دست بگیرد و بالا ببرد”. تا مطمئن شویم که اگر رهبرمان متوهم و دون کیشوت بوده حداقل به این ببالیم که مرد بوده و مسئولیت شکستش را شخصاً پذیرفته است.

5- همانطور که در مطلع مطلب هم گفتم، این بازی یک بازی طراحی شده و آگاهانه با همۀ زوایایش نیست. بعبارت دیگر این زد و خورد یک جنگ زرگری نیست. بلکه وقوع جنگش واقعی است و نتیجه اش برای مردم زرگری. این با کم و زیادی در همۀ مقاطع عمر جمهوری اسلامی جریان داشته و دارد و خواهد داشت. و اصلی ترین علت مبقیۀ حکومت روحانیان هم این جنگ های واقعی با برون داد جنگ زرگری بوده و است و خواهد بود. ضمن اینکه اصلی ترین نقطه ضعف و نا کار آمدی و فروپاشی جمهوری اسلامی هم از برون دادهای زرگری همین جنگ های واقعی سرچشمه گرفته و می گیرد و خواهد گرفت و به زوال تدریجی و دگر دیسی نهایی منجر خواهد شد. این پدیده که پدیده ای خطرناک از نظر عدم سقوط رژیم است قابل درمان و دور زدن و شرح و انتقال به توده و از این قبیل نیست. بلکه فقط قابل شرکت کرن در بازی است و تشویق یک طرف علیه طرف دیگر تا جنگ واقعی بجایی برسد که برون دادش هم واقعی شود و رژیم ساقط شود – منظورم سقوط پله پلۀ محتوایی است تا سقوط نهایی و شکلی کامل شود –

6- آنچه هم که خامنه ای امروز گفته در همین کانتکست و با هدف تخلیۀ پتانسیل خشم و سرخوردگی متراکم هواداران است – هوادارانی که بشدت سرخورده اند از دروغ و نفاق و بی عرضگی خامنه ای و این بار حتی مثل دفعات کم خطرتر سابق به آنان اجازه هم داده نشد و نمی شود تا برای لحظه ای هم شده دستک های گیم را در دست بگیرند. تا بتوانند هواداری جاهلانۀ خودشان از جنگ طلبی خامنه ای را در بالا رفتن از دیوار سفارتی، یا اسید پاشیدن به زنی و صورتی، یا تیغ کشیدن بر سینمایی و کنسرتی، یا خونخواهی از زنان مدرن و آزاده با گستردن سیاهی چادری و … نشان بدهند – و فعلاً خطر بیشتری را متوجه روند در حال تکمیل “عقب نشینی از توهم به عقلانیت در سیاست خارجی حسن روحانی” نمی کند.  اما حرف های امروز خامنه ای یک تلخی آینده نگری دارد بسیار زهرمار. که هم روحانی و دولتش را تهدید می کند و هم دست آوردهای اقتصادی توافق اخیر را. خامنه ای تلاش خواهد کرد که از این به بعد همۀ توجه و توانش را صرف سیاست داخلی کند و با هر چه بیشتر بستن حوزه های مدنی و آزادی های اجتماعی – که با تکیۀ بیشتر روی کلمۀ “فتنه” هم همراه خواهد بود – بتواند برای پیاده نظام سرخورده اش مشغولیت ذهنی و هیجان مبارزاتی تولید کند از سویی؛ و با امنیتی کردن هرچه بیشتر حوزۀ داخلی از رغبت سرمایه گذاری و هجوم اروپاییان بداخل کشور جلوگیری بکند از جانب دیگر. تا هم هژمونی تمدنی لیبرالیسم امریکایی زمینگیر شود؛ و هم دولت روحانی را کنترل کند. و از نتیجۀ حاصله که مهمترینش عدم گشایش در حوزۀ اقتصادی خواهد بود؛ بهرۀ “مردم هر چه فقیر تر = دیندارتر و خرافی تر” ببرد. تا پایه های تحجر مذهبی حکومت ملایان را روغن کاری مجدد بکند. آیا روحانی خواهد توانست یک پوزه بند نصفه نیمه هم در سیاست داخلی به خامنه ای بزند؟ امیدوارم. اما چندان امیدی ندارم! باید جلوتر برویم و منتظر باشیم. البته که تغییرات بطئی لاجرم و قهری است اما کی و با چه سرعتی مهم است برای مردم ایران که چشم اندازش نزدیک نیست. یا…هو

قبل از تحریر: راه دست خودم و عشق خودم و ترجیح خودم نوشتن یک مدیحه برای ژنرال سیسی مصری بود در مورد کانال سوئز 2 و ممنوعیت حجاب برای دختران دبستانی. اما علاقه و تعقیب سیاست راحت الحلقوم شما را پیش انداختم به دغدغه های بنیادین خودم. بلکه هم بزودی سلامم را به سیسی نوشتم و خداحافظ. چون واقعاً خسته ام.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)