image

به دنبال انتشار نامه‌‌ی سرگشاده‌ی فردی به نام “سعید مقدم” به احمد زیدآبادی در وب‌سایت محلی “گناباد شورا”، مهدیه محمدی، همسر این روزنامه‌نگار نسبت به امنیت جانی او ابراز نگرانی کرد.

خانم محمدی در نوشته‌ای کوتاه در صفحه‌ی فیسبوکش پرسیده است: «یعنی به غیر از زندان و تبعید امنیت جانی هم نباید داشته باشیم؟»

سعید مقدم در نامه‌ی خود به احمد زیدآبادی، خود را “یک جوان گنابادی” معرفی کرده و نسبت به ادامه‌ی فعالیت‌های سیاسی‌اش در این شهر هشدار داده است.

او از جمله در بخش پایانی این یادداشت نوشته: «آقای احمد زیدآبادی از بنده به شما نصیحت، که پنج سال اقامتی که در گناباد سپری خواهی کرد، دست از فعالیت‌های پنهانی سیاسی‌ات برداری و کمی به خانواده نیمه از دست رفته‌ات برسی که در غیر این صورت، جوانان انقلابی در گناباد یک لحظه تحمل فعالیت‌های پنهانی شما را نخواهند کرد و شاید کابوس شب‌های شش سال زندانت، به خواب آرامت در گناباد دوباره برگردد.»

احمد زیدآبادی، روز ۳۱ اردیبهشت‌ماه پس از تحمل شش سال حبس، مستقیما از زندان رجایی‌شهر کرج به گناباد منتقل شد تا دوران تبعیدش را در این شهر سپری کند. او علاوه بر این محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی، روزنامه‌نگاری، مصاحبه و تحلیل حوادث به صورت کتبی و شفاهی محکوم شده است. حکمی که باعث شد تا او در شش سال گذشته از اظهارنظر عمومی درباره‌ی مسائل ایران خودداری کند.

آقای زیدآبادی، بعد از اعلام نامش به عنوان برنده‌ی جایزه‌ی جهانی آزادی مطبوعات سازمان یونسکو در سال ۲۰۱۱ نیز در پیامی کوتاه خطاب به مدیرکل این سازمان، با بیان این‌که «هر گونه پیامی صرفا بر دامنه‌ی درد و رنج خود و خانواده‌اش می‌افزاید»، نوشته بود: «با وجود این محدودیت، من مایلم تا این را روشن سازم که در حرفه‌ی خود جز قلم و زبان، ابزاری در اختیار نداشتم و در به کارگیری این دو نیز از دایره به غایت تنگ و توان‌فرسای قوانین‌شان پا فرا‌تر نگذاشتم. اما آن‌ها با نقض قوانین و مقررات خودشان، درد و رنجی فرا‌تر از تحملم بر من وارد کردند. گویی که انسان هفته‌ها به صلیب کشیده شود و یا زنده به گور گردد.»

بر اساس گزارش‌ها، این روزنامه‌نگار شناخته‌شده، در مدت کوتاه اقامت خود در گناباد، مورد استقبال فعالان و جوانان این شهر قرار گرفته و در کنار آن‌ها از اماکن تاریخی گناباد دیدن کرده است.

image

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)