زیر فشار شرائط زیستی غیر قابل تحمل و انضباطی آهنین ، کارگران چینی به دفعات دست از کار کشیده اند و کررا توانسته اند دستمزد شان را افزایش دهند. اما مبارزات آنها اشکال دیگری نیز به خود گرفته که کمتر شناخته شده اند.

«من از ١۶ ژوئن ٢٠٠۶ در این کارخانه کار می کنم. حقوق من حدود ١۴٠٠ یوان( ١۵٨ یورو) در ماه است یعنی فقط حدود ١٠٠ یوان بیشتر از کسانی که تازه استخدام شده اند. آیا این عادلانه است ؟ آیا این درست است که حقوق من سال دوم فقط ٢٨ یوان و سال سوم ٢٩ یوان و سال چهارم ۴٠ یوان افزایش یافته باشد ؟ آیا این عادلانه است که در طبقه بندی سلسله مراتب ۵ سطح وجود داشته باشد که هر کدام از آنها دارای ١۵ زیر طبقه باشند و هر کس فقط در سال بتواند یکی از این زیر طبقه ها را بالا برود، یعنی آدمی مثل من هر چقدر هم که تلاش کند باید ٧۵ سال منتظر بماند تا به بالاترین سطح برسد ؟ آیا درست است که با اینهمه زحمت فقط بتوان ١٠٠ تا ٢٠٠ یوان در ماه پس انداز کرد ؟ اینجا نابرابری ، وعده های سرخرمن و بی عدالتی بیداد می کند. ما چه جور آدمهائی هستیم اگرهمه اینها را قبول کنیم ؟ دیگر جان به لبمان رسیده، در این اعتصاب پای شرف مان در میان است»(١). این صحبت های کارگری است که در کارخانه وسائل یدکی شرکت ژاپنی هندا در فوشان، در استان گوانگ دونگ کار می کند. در ماه مه سال ٢٠١٠ این کارخانه شاهد بروز یک اعتصاب بود.

 همه چیز در روز ١٧ ماه مه آغاز شد ، با از کار دست کشیدن حدود صد کارگر در اعتراض به یک تصمیم ناعادلانه مدیریت . در این کارخانه پایه حقوقی در واقع بر اساس حاصل جمع چند دستمزد محاسبه می شود: مثلا برای کارگران ساده بی مهارت ، دستمزد پایه ای ۶٧۵ یوان است که به آن ٣۴٠ یوان دستمزد برای «ویژگی کار» و همچنین یارانه های حمل و نقل و مسکن اضافه می شود ، و در نهایت مبلغ ١۵١٠ یوان(١۶٨ یورو) به دست کارگران می رسد(٢). در ماه آوریل درست قبل از اعتصاب، شهرداری فوشان اعلام کرد که پایه دستمزد پایه ای محلی از ٧٧٠ به ٩٢٠ یوان افزایش می یابد(٨۵ تا ١٠٢ یورو) . اما مدیریت کارخانه اگرچه دستمزد پایه ای را براین اساس افزایش داد اما در عوض از میزان دستمزد برای « ویژگی کار» کاست و بدین ترتیب جلوی یک اضافه حقوق جدی را گرفت. این امر دلیل اصلی آغاز اعتصابی شد که بالاخره روز ۴ ژوئن با امضای توافقی بین مدیریت کارخانه و ١۶ تن از نمایندگان کارگران که خارج از کادر سندیکای رسمی انتخاب شده بودند ، پایان یافت: مدیریت متعهد شد که حقوق همه کارگران را ۵٠٠ یوان(۵۵ یورو) افزایش دهد.

 در بحبوحه این وقایع ، کارگران نامه سرگشاده ای تهیه کردند که در آن خواسته شده بود که صاحب کارانشان « خوش نیتی خود را ثابت کرده و خود را برای مذاکراتی شرافتمندانه آماده سازند و خواست های منطقی آنها را بپذیرند». در این سند از جمله تاکید شده که مبارزه آنها فقط محدود به حقوق بگیران این کارخانه نمی شود و همه کارگران چین را دربر می گیرد. این نامه در ضمن حاوی مجموعه ای از مطالبات است که شامل رده بندی دستمزد ها ، نمایندگی کارگران، شیوه های تحول کار و ضوابط تشویق می شود.

 همزمان با پایان اعتصاب ، از چند روز پیش توجه ها برروی خودکشی هائی متمرکز شده بود که درFoxconn Technology در شهر شنزن روی داده بودند. در مدت ۵ ماه، ١٣ کارگر جوان این کارخانه تایوانی که قطعات الکترونیکی برای شرکت های خارجی می سازد، دست به خود کشی زده و ١٠ نفرشان در گذشته بودند. روز ٢٠ ژوئیه در فوشان یک کارگر ١٨ ساله در کارخانه ای که شریک Foxconn است ، خود را می کشد(٣) و بلافاصله پس از این واقعه ، شرکت اعلام میدارد که دستمزد پایه ای کارگران چینی را افزایش داده و قوانین کاری تحمیلی را تصحیح می کند.

 مامورین حفظ امنیتی قدرتمند و کارگرانی له شده

 درست آنست که با شتاب این دو شرکت عین هم انگاشته نشوند. در کارخانه Foxconn پائین بودن دستمزد پایه ای کارگران را مجبور می کند که اضافه کاری بیش از آنچه در قانون پیش بینی شده را بپذیرند. در ضمن سختی در برقراری ارتباط یکی از معضلاتی است که همگی از آن در رنجند. این مسئله هم در ارتباط با همکاران وجود دارد و هم در برقراری ارتباط بین کارگاه ها و خوابگاه ها و هم چنین جهان خارج از کارخانه. در کارخانه هوندا برعکس بنظر می رسد که ارتباط بین کارگرانی هم تبار و یا کارآموزهائی که از یک موسسه تحصیلی بیرون آمده اند، محکم است.

از سوی دیگر از زمان آغاز کارش در چین ، شرکت Foxconn هم در ساعات کاری و هم در زمان استراحت انضباط سختی را تحمیل می کند که حتی صفت نظامی آنرا به درستی توصیف نمی کند. برای پیاده کردن آن ، مامورین حفظ امنیتی بکار گرفته شده اند که می توانند کارگران را از جمله با بکارگیری زور تنبیه کنند. اولین خودکشی از سوی کارگری انجام شد که به اتهام دزدی، پس از تفتیش بدنی ، آنقدر حبسش کرده بودند تا در نهایت به جرم نکرده اعتراف کرده بود. کارگران Foxconn و هوندا اگرچه در مقابل شرائطی که آنرا غیرقابل قبول ارزیابی می کردند دست به اعتصاب زدند اما چارچوب و میزان سختی شرائط در دو مورد هم سطح نبود.

پدیده نوین اما درگیری کارگران Foxconn با سندیکای رسمی بود: ٣١ ماه مه نمایندگان این سندیکا در کارخانه حاضر شده وبا اعمال فشار به کارگران، سعی می کنند مجددا تولید را از سر گیرند. کارگران اعتصابی به دنبال این واقعه اعلام می کنند که هرگز از آنها دعوت نشده تا نمایندگانشان را انتخاب کنند و آنهائی که خود را نماینده آنها می خوانند نقشی بسیار دور تر از آنچه منطقا باید در دوران اعتصاب بعهده گیرند، بازی می کنند.

این دو اعتصاب بی شک در بالارفتن پایه حقوقی ای نقش داشته اند که در بسیاری از استان ها و شهرداری ها دیده می شود( ٩۶٠ یوان در پکن، ١١٢٠ یوان در شانگهای). نظرسنجی ای که در ژوئن ٢٠١٠ توسط مقامات شن ژن در میان ۵ هزار مهاجر ١٨ تا ٣۵ ساله انجام گرفت نیز بنوبه خود در این امر بی تاثیرنبوده است: براساس این نظر سنجی این کارگران بطور متوسط ١٨٠٠ یوان در ماه درآمد دارند که یک پنجم آنرا برای خانواده های خود می فرستند؛ بیش از نیمی از آنها ساعت های بسیاری اضافه کاری غیرقانونی انجام می دهند(۴).

اعتصاب ١٧ هزار راننده تاکسی در چانگچون

این اعتصاب ها از سوی دیگر یکی از رهبران چین ، آقای جو یونگ کانگ را مجبور کرد که در ١۵ ژوئیه ٢٠١٠ از سازمان اداری « نامه ها و بازدیدها» بخواهد تا همه امکانات لازم برای حل درگیریهای اجتماعی را بکارگیرند و به شکایات در محیط های کار رسیدگی کنند (۵). آقای جو یونگ کانگ می پذیرد که علی رغم کاهش تعداد شکایات( بویژه شکایات دستجمعی ) ، فشارهای اجتماعی در ارتباط با سلب مالکیت زمین، دارائی های ملکی و محیط کار همچنان وجود دارد؛ او از « مسئولین دولتی در سطوح مختلف می خواهد که تلاش های شان را برای حل درگیری در محیط های کار با پاسخ به خواست های منطقی حقوق بگیران تشدید کنند».

چنین شورش هائی محدود به منطقه به شدت صنعتی شده دلتای رودخانه مروارید نمی شود. از همان آغازماه مه ٢٠١٠ ، در حومه های شادونگ، جیانگ سو، یون نان و همچنین شهرهای نانکین، پکن، چونگکینگ و لانزو اعتصاب های بزرگی بوقوع پیوست. گروه تویوتا به تنهائی شاهد ده اعتصاب در فاصله اول تا ١۵ ماه مه بود.روز اول ماه ژوئیه در چانگچون، ١٧ هزار راننده تاکسی این شهر در اعتراض به یک مالیات جدید دست از کار کشیدند. این وقایع بر بستر حرکتی وسیعتر بوقوع پیوستند که از دو سال پیش مشهود بوده و باعث تعدد اعتصابات هم در شرکت های خارجی و و هم شرکت های چینی شده است؛ بصورت عمومی تر از میانه دهه ١٩٩٠، درگیری های اجتماعی روندی به رشد داشته است: دست کشیدن از کار، نامه های دستجمعی به مقامات محلی و مجلس ملی، تظاهرات در مقابل نهادهای اداری، رنج نامه های دادخواهانه برروی اینترنت.

به دیگر سخن، مزد بگیران مهاجر چینی هرگز چندان فرمانبردار نبودند. اگرچه ترکیب آنها بسیار ناهمگون بوده و دربرگیرنده افرادی با تجربه و توانائی متفاوت است ، اما همه آنها از وضعیت فرودستی نهادینه شده نسبت به « محلی ها» در رنجند. آنها همواره به نابرابری های ناشی از سیستم جواز اقامت ( هوکو) اعتراض داشته اند و در مقابل عدم امکان ابراز اعتراض در شرکت ها مبارزه کرده اند. حتی می توان ارتباطی مستقیم بین حرکتهای اعتراضی و دستاوردها در زمینه حقوق اجتماعی مشاهده کرد. از آن جمله است بازبینی یک قانون در سال ٢٠٠٨ در باره قرارداد کار.

خود وضعیت مهاجرین مشوق این مبارزه هاست. در واقع بهبود در آمد دهقانان باعث کاهش تعداد افراد مایل به ترک محل شده است . این افراد سعی می کنند با گذراندن دوره های آموزشی ، به شرائط کاری و زندگی قابل قبول تری نسبت به پیشینیانشان، دست یابند. از جمله دیگر مواردی که باعث تشدید احساس بی عدالتی می شود وضعیت بچه های مهاجری است که هر چند همیشه در شهر زندگی کرده اند ولی همچنان رسما « خارجی» به حساب آمده و از امکانات مشابه کسانی که با آنها بزرگ شده اند ، بی بهره اند.

تاکنون ، درخواست های آنها توجهی جلب نکرده است چرا که کمتر خود را با اعتصاب نشان داده تا عریضه نویسی به نهاد اداری « نامه ها و بازدیدها» . این سازمان که در سال ١٩۵١ تاسیس شده، بر شبکه ای از دفاتر تکیه می کند که از استان ها تا بالاترین سطوح دولتی بهم پیوسته اند ووظیفه شان رسیدگی به پیشنهادات ، درخواست کمک، بازبینی تنبیه های سیاسی و اداری ناعادلانه، انتقادات و محکومیت هاست. از شصت سال پیش، این نهاد به فضای ابراز نظراتی مشروعیت بخشیده که دائما توسط آنهائی که به آن متوسل شده اند، یعنی دهقانان، شهرنشین ها ، سربازان و صاحبان املاک، تغییر یافته است. بین سالهای ١٩٩٣ و ٢٠٠۵ ، نامه ها حدود ١٠ درصد در سال افزایش داشته و ملاقات های حضوری( بویژه جمعی که گاه هزاران نفر را در برگرفته) بسیار بیشتر از آن بوده است. اما بویژه اعتراض هائی که هر چه بیشتر حول مقامات محلی متمرکز می شوند از مسائلی شکایت دارند که از مرزهای توانائی های این نهادها که می بایست به آن پاسخگو باشند، فراترمی رود.

اگرچه دفاع حقوقی ، مذهب و سازماندهی حرکت های جمعی امکاناتی را برای بروز اعتراض به بی عدالتی فراهم می کنند اما نهاد اداری « نامه ها و بازدیدها» هنوز مرجعی است که چینی ها از مدت ها پیش برقابلیت اش در پیش بردن کار اذعان دارند، این نهاد در جمع بندی داوری ها ، بروی کاغذ آوردن آنچه برسرشان آمده و از زبان آنها سخن گفتن و هم چنین بنام افراد ناشناسی که از وضعیت مشترکی رنج می برند مهارت دارد. این نهاد محلی است برای بازخواست از نمایندگان حزب کمونیست و دولت، و در اینجاست که از آنها در مورد روابط قدرت و اشکال متفاوت مشروعیت قانونی، با به شهادت گرفتن حاضرین ، سوال می شود. خارج از هرگونه کادر دمکراتیکی، دراین نهاد با استواری بر عادلانه کردن شرائط تاکید می شود و فاصله های ناشی از سلسله مراتب های متفاوتی که طبیعی جلوه داده شده با قدرت تمام طرد می شود.

این همان چیزی است که از ورای مطالبات مربوط به دستمزدها، کارگران هوندا و Foxconn خواستار آنند. آنها به درستی وارثان مهاجرینی هستند که در سال ١٩٩۶ می نوشتند (۶) :« ما برای ساخت هر قطعه دستمزد دریافت می کنیم ولی چون چهارماه است که از قیمت قطعات بی خبریم چگونه بفهمیم که دستمزد درستی دریافت می کنیم ؟ با ما مثل چهارپایان، برده و ماشین رفتار می شود…. آیا این درست است که ما هیچ آزادی نداشته باشیم ؟ آیا این حق است که ما هیچ امنیتی نداشته باشیم ؟ آیا درست است که ما برای هیچ کار کنیم ؟ ما دیگر نمی توانیم این وضعیت را تحمل کنیم».

ارجاع به استدلال الویت منافع ملی

یک قرائت فقط اقتصادی و یا زیادی در ارتباط با این وقایع از شرائط عمومی بی شک اشتباه آمیز است. مجموعه این اعتراضات در چارچوب یک روند طولانی فراگیری قرار می گیرند. اما در عین حال نشاندهنده توانائی استفاده از شکل های نوین اعتراض است که با بکارگیری شیوه های مختلف در مقابل قدرت مرکزی قد علم می کند. کارگران اعتصابی که برای شرکت های خارجی کار می کنند با استفاده ازاستدلال های ناسیونالیستی رسمی ( خواست های اجتماعی قدرت چین را افزایش می دهد و باید با در نظر گرفتن آنها فردا را ساخت) امکانات مانور خود را هرچه وسیع تر می سازند:چه مشروعیتی می توان برای نیروهائی که استثمار شدگان شرکت های خارجی را سرکوب می کنند، قائل بود ؟ در چانگچون، رانندگان تاکسی بیشتر حق حیات خود را مطرح کردند. آنها از یک اعتصابات موفقیت آمیز بهار ٢٠١٠ که در حومه سیچوآن روی داده بود، الگوبرداری کردند( انتقال تجربیات تعدد می یابد) تا اعتصابی سه روزه را سازمان دهند. مدت سه روز زمان لازم برای آگاهی یافتن و واکنش نشان دادن مقامات دولتی است. اعتصاب تحت لوای سه شعار انجام پذیرفت: بدون رهبرهای شناخته شده ، بدون سازمان های رسمی و بدون خشونت.

 این جنبش ها برای دولت مشکل زاست چرا که روندی را پایه می ریزد که هرچند نامشهود اما بسیار استوار، روابط قدرت بین حاکمان و فرمانبردارانشان را تغییر می دهد.

پانوشت:

١- مصاحبه انجام گرفته توسط هی می چوان، محقق در دانشگاه زهونگ چانگ. ما از ایشان برای در اختیار گذاشتن این مصاحبه متشکریم.

 ٢- تعداد زیادی از کارگران این چنین مخارجشان را توضیح می دهند: بازنشستگی ١٣٢ یوان، بیمه بیماری ١۴ یوان، مسکن ١٢۶ یوان، حق عضویت اجباری سندیکا ۵ یوان. با حقوق ماهیانه ای که فقط ١٢٠٧ یوان است. خرج روزمره زندگی بطور متوسط حدود ۵٠٠ یوان در ماه است که باید به آن ٢۵٠ یوان افزود اگر حقوق بگیر در خارج از کارخانه مسکن گزیده باشد. بانک جهانی میزان حقوق ماهیانه لازم برای یک شهروند چینی دارای فرزند برای پاسخگوئی به مسائل اولیه را ١۶٨۴ یوان ارزیابی می کند.

 ٣-Lire South China Morning Post, Hongkong, 22 juillet 2010.

 ۴-Lire South China Morning Post, ۱۶ juillet 2010.

 ۵-Xinhua News Agency, Pékin, 16 juillet 2010.

 ۶-Les ruses de la démocratie. Protester en Chine,

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)