بنا به دلایلی قصد دارم ورژن جدید رمان “تماماً مخصوص” را در شبکه قرار دهم. هم متن پی دی اف را و هم جلد را.

وزارت ارشاد به این کتاب مجوز نشر نمی‌دهد، قاچاقچیان کتاب از مدتها پیش این کتاب را با کیفیتی بسیار نازل چاپ و منتشر کرده‌اند. پیش از اینکه کتابم لای قیچی وزارت ارشاد و سودجویان پرپر شود مجبورم راهی پیدا کنم و دست به ابتکاری بزنم که هم کتاب به مخاطبانش برسد، و هم از انتشار کتابهای بی کیفیت و پر از غلط جلوگیری کنم.

فکر می‌کنم نخستین رمانی که به طور رایگان توسط خود نویسنده‌ در شبکه‌ی اینترنت قرار گرفت، کتاب “فریدون سه پسر داشت” بود. تجربه‌ی جالبی بود. بیش از نود هزار نفر توانستند این رمان ممنوع را بخوانند و پرینت کنند.

از این پس به مرور کتابهای خودم را در شبکه قرار می‌دهم. توقعی هم از کسی ندارم. اما در تمام این سالها افراد بسیاری به من نوشته‌اند که می‌خواهند مبلغی بابت کتاب بپردازند. تنها می‌توانم بگویم ممنونم. اگر هم کسی چیزی نپرداخت از این کارم پشیمان نیستم. خوشحالم. خوشحال و ممنون.

نویسندگان دنیا با حق‌التألیف آثارشان زندگی می‌کنند، و فرصت به دست می‌آورند که به کار بعدی‌شان بپردازند. من همیشه ناچار بوده‌ام با کاری دیگر اموراتم را بگذرانم. حتا اگر لازم باشد برگ جارو می‌کنم. کار، سخت نیست، فقط فرصت‌های آدم می‌سوزد.

نسخه الکترونیکی رمان “تماماً مخصوص”

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)