این روزها هر چه که میگذرد محاصره اقتصادی غرب بر علیه ایران بیش از پیش اثرات ویرانگر خود را بر زندگی روزمره مردم کوچه و خیابان نشان می دهد. تورمی که به باور بسیاری اکنون سه رقمی شده است تامین بسیاری از مایحتاج اولیه را برای بسیاری از ایرانیان ناممکن ساخته است. قیمت ها دیگر روزانه بالا میروند و کمبود کالا به وضوح احساس میشود. اوضاع آنچنان بحرانی شده است که بسیاری از دولت مردان جمهوری اسلامی با اعلام خطر خواهان تامین کالاهای اساسی از طریق احیای نظام کوپنی شده اند. تحریم ها امنیت غذایی بسیاری از ایرانیان را که پیش از این با حذف یارانه ها به خطر افتاده بود به طور جدی مورد تهدید قرار داده اند. تحریم های بانکی و عدم امکان انتقال پول از داخل کشور به خارج حتی امکان تهیه دارو را برای واردکنندگان ناممکن ساخته است به گونه ای که رئیس بنیاد بیماری های خاص ایران نسبت به ناتوانی بنیاد در تهیه دارو برای بیماران مبتلا به سرطان، ام اس، تالاسمی و نیازمند دیالیز هشدار داده است.

در چنین وضعیتی واکنش بسیاری از ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی که از قضا در غرب زندگی میکنند در بهترین حالت سکوت و گاها حمایت از اعمال و حتی تشدید تحریم ها بوده است. میلیون ها ایرانی ساکن غرب با بستن چشمان خود به قتل عام “نرم” ای که در ایران در شرف وقوع است و هنوز تا ظهور کامل اثرات فاجعه بار آن زمان باقی ست، ظاهرا آنرا نتیجه طبیعی سیاست های  جمهوری اسلامی دانسته و از متوجه کردن کوچکترین مسئولیتی به دولت های غربی میزبان خود سرباز میزنند. گویی که محاصره کامل  و نسل کشی اقتصادی در کشوری با سیستم سیاسی استبدادی از جانب حکومت هایی هزاران کیلومتر دورتر امری کاملا مقبول و قابل توجیه است. انگار که در شیوه نگاه ما به جهان نسبت به قرون وسطی که جهان گشایان با محاصره شهرها و سد کردن راه ورود غذا به آنها از طریق ایجاد بیماری و قحطی سعی در وادار کردن حاکمان به تسلیم داشتند، تغییری ایجاد نشده است.  برای بسیاری از ما ظاهرا دولت های به اصطلاح دمکراتی که راه غذا و دارو را به مردم یک کشور می بندند کوچکترین مسئولیتی در برابر عواقب چنین سیاست هایی ندارند و مسئول فجایع پیش رو تنها و تنها حاکمان مستبد و جاه طلب داخلی هستند که به خود اجازه به چالش کشیدن نظم جهانی مطلوب «امپراطور» را داده اند.

در این شکی نیست که رژیم مستبد صدام حسین در رساندن عراق به فاجعه برنامه نفت در برابر غذا و جنگ متعاقب آن که به قیمت جان میلیون ها عراقی تمام شد و از زخم هایش هنوز خون میچکد نقشی کانونی داشت (۱). اما با چه منطقی میتوان دست های خون آلود سیاست مداران آمریکایی و هم پیمانانش را در سال ها گرسنگی دادن به مردم عراق و در نهایت راه انداختن جنگی خانمان سوز نادیده گرفت؟ به همین ترتیب در فاجعه کمبود غذا و دارو در ایران جمهوری اسلامی و سیاست های نابخردانه اش نقشی اساسی داشته اند اما چگونه میتوان منکر مسئولیت کسانی شد که با گرسنگی و کشتار اقتصادی مردم کشوری هزاران کیلومتر دورتر تنها به دنبال منافع خود هستند؟ آری! متاسفانه طبیعی است که کشورهای غربی بر خلاف ادعاهای جهان شمولانه حقوق بشری شان تنها به دنبال منافع خود باشند و برای این منافع با ممنوع کردن هرگونه امکان مبادله بانکی جلوی واردات غذا و دارو را به ایران بگیرند. اما طبیعی نیست که میلیون ها ایرانی خارج از کشور در برابر کشتار آشنایان، همشهری ها و هموطنانشان سکوت پیشه کنند، متعارض کشورهای میزبانشان نشوند و حتی جاده صافکن چنین نسل کشی اقتصادی ای شوند.

(۱) برای اطلاعات بیشتر در مورد فاجعه انسانی ای که پس از سال ها تحریم و جنگ در عراق اتفاق افتاد اینیادداشت را مشاهده کنید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)