blog_train-tracks

سالی‌ نو در راه است و زمان آن که نگاهی‌ دوباره بر خود بیفکنیم و راه و  چاره یی بیندیشیم و برای سال پیش رو برنامه ریزی کنیم ، که آنچه “روا” نیست “ماندن” است.

مدعیان سکولار دموکرات‌خارج کشور را می‌توان به سه تمایل تقسیم کرد:

اصلاح گرایان: این گروه از لحاظ تاکتیکی دنبال رو جریان اصلاح طلبان مذهبی‌ رژیم جمهوری اسلامی میباشند . آنان بر این عقیده هستند که در طولانی‌ مدت، این تاکتیک به تغییر نرم رژیم و در نهایت به نظامی دموکرات و سکولار منتهی‌ میشود. اشکال عمده ایشان اینست که دنباله رو جریانات و زد و بند‌های رژیم و اصلاح طلبان قرار میگیرند، و در نهایت با اینکه جریانهای اصلاح طلبان مذهبی‌ و حکومتی از نیروهای ایشان استفاده میکنند ،اما از هر نوع حمایت متقابل پرهیز میکنند. حمایت‌های آنان از رفسنجانی‌ و خاتمی و روحانی تنها چند مثال از این روش‌های شکست خورده است، که اصلاح جمهوری اسلامی همان طور که در چند برهه اثبات شده در اصل سرابی بیش نیست.

افراط گرایان: این گروه خواستار تغییر رژیم میباشند و خود را به خاطر خواسته انحلال رژیم از گروه اول تمایز میدهند. ایشان جریانات سیاسی و اجتماعی را بدون توجه به ماهیت‌ها و موقعیت‌ها به سود طرز فکر خود تحلیل و توجیه میکنند و چون امیدشان به انحلال رژیم تا بحال بر اساس واقعیت‌ها نبوده است، آنان بیشتر اوقات نسبت به تصمیمات مردم ایزوله هستند . هنگامی هم که جریانات به کامشان پیش نمی‌رود، مردم و جریانات مختلف درونی‌ و بیرونی را سرزنش میکنند اما هیچ گاه خود مسولیتی را نسبت به سراب مجازی انحلال با شعار از راه دور و بدون هماهنگی‌ ارگانیک قبول نمیکنند. برای مثال ایشان در تشکیل جنبش سبز نه تنها سهمی نداشتند بلکه با جریاناتی که نهایتاً به این جنبش انجامید در آن‌ زمان سخت مخالفت میکردند، اما آن وقت که خود را با انبوه مردمی که شعارشان از رای من کو به مرگ بر خامنه‌ای انجامید (و نه بلعکس!)، تازه آنوقت به جنبش پیوستند و حتی با اینکه به درستی‌ بدنه آن‌ را سکولار شناختند اما هنوز نمی‌خواهند به اشتباه تاکتیکی خود اقرار کنند که پایه‌های این حرکت (و به قول رژیم : فتنه) از کره مریخ وارد نشد و جنبش ساختار شکنی که آقایان موسوی و کروبی و اصلاح طلبان را نیز به تعجب و محافظه کاری برای حفظ رژیم واداشت، ریشه‌هایش در پایه ریزی‌های عملی‌ مردم و سکولار‌هایی‌ قرار داشت که علاوه بر مقابله با رژیم باید تهمت‌ها و زخم زبان‌های افراطی یون را نیز تحمل میکردند. چه بسا که اگر بعضی‌ سکولارها از آغاز در پیدایش این جنبش سهم داشتند، جنبش سبز از کمبود رهبری پس از عقب نشینی رهبران اصلاح طلب رنج نمی‌برد و با اعتصابات سراسری ادامه پیدا میکرد. متأسفانه اندکی‌ از سکولار ها، در اتاقهای مجازی بسته و برجهای شیشه یی خود و بدون رابطه با درون مرز باز هم دارند این اشتباه تاریخی‌ خود را تکرار میکنند، (اما خوشبختانه بسیاری ، از جنبش سبز درس گرفته و در سال ۱۳۹۲ قدم‌هایی‌ در راه پایه ریزی‌ها و هماهنگی‌های لازم برداشته اند -خط میانه سوم). افراط گرایان سکولار هنوز در بحثهای تئوریک و تحلیلی درگیرند و با اینکه قدم‌های اولیه تشکیلاتی را بر داشته اند اما در حوزه عمل ، هنوز کاری عرضه نکرده‌اند و بیشتر به تحلیل دیگران میپردازند. مطرح کردن خود از طریق دوگانه سازی و طرد یک دیگر از مشخصههای این جریان است. تشکیلات سازمانی اکثر ایشان از خودمحوری رنج میبرند.

میانه گرایان: این گروه نیز علی‌ رغم تهمتهای افراطیون باور به اصلاح رژیم ندارند و خواستار از میان رفتن جمهوری اسلامی میباشند اما در عین حال به شرایط ، نه به صورت آرمانی بلکه واقعی‌ نگاه میکنند و تاکتیک خود را بر مبنای آن تعیین میکنند. ایشان از یک سؤ مخالف ایجاد توهم اصلاح پذیری نظام هستند و از سوی دیگر به سکولاریسم به صورت ایدئولوژیک نمی‌ گرند که آن را مانند مذهبیون و ایدئولوژیست‌ها بر سر دیگران بکوبند , بلکه آن‌ را روشی‌ از زندگی‌ اجتماعی و سیستمی‌ سیاسی حکومتی می‌دانند. این گروه سکولاریسم، دموکراسی‌ و حقوق بشر را لازم و ملزوم یک دیگر دانسته و سعی‌ در مطابقت با آنان در کنش و رفتار میکنند تا تنها در گفتار. نمی‌توان هم ادعا کرد که سکولار دموکرات بود و از طرفی‌ عقاید و تحلیل‌های خود را مانند چماقی بر سر دیگران کوبید. ایران و بسیاری از کشورهای خاورمیانه در تاریخ معاصر دیکتاتوری های سکولار را هر یک بنوعی تجربه کرده اند و بسیاری از جریانات امروز مذهب گرا در عکس‌العمل به چماق دیکتاتور‌های سکولار بوده است. هدف نه بازگشت به آن دوران , بلکه پیشرفت به سوی جامعه‌ای است که به یکدیگر نه تنها حق انتخاب میدهد بلکه به حق انتخاب آنان احترام می‌گذرد. سکولاریسم بیرنگ است و همگان در شفافیت درون آن حق شرکت دارند و اگر از حالا بخواهیم آن را به هر دلیلی‌ به رنگ دلخواه خود دراوریم و خود را “ولی‌” آن بدانیم، به راهی‌ بجز از هم گسستگی و یا دیکتاتوری و ولایت فقیه سکولار ختم نمی‌شود.

بدلیل ریشه های تاریخی‌، رگه‌های دیکتاتوری در بسیاری هنوز وجود دارد و تا زمانی‌ که ابتدا خود از این عادت، در عمل ، پرهیز نکنیم نتیجه نهایی‌ رفتار ما یا تکروی و خودمحوری بی‌حاصل و طرد یکدیگر خواهد بود و با آمال گرایی دور از مردم و خواسته‌هایشان و یا حتی در صورت انحلال نظام ، به نظامی غیر دموکراتیک دیگر خواهیم رسید . رهبری را در برهه های مختلف بر اساس عملکرد، مردم انتخاب می کنند و نه رهبر، مگر اینکه بدنبال رهبری تحمیلی باشیم. توجه کنید که این تقسیم بندی را در مورد خارج کشوری‌ها مطرح کردم ، زیرا همان طور که از بسیاری بیانیه ها، موضع گیری‌های و مطالبات درون مرز مشخص است، اپوزیسیون و سکولار‌های درون مرز از این مرز تردد گذشته اند و همبستگی‌ طیف‌های مختلف آنان آشکار است و امروز به عهده اپوزیسیون و ایرانیان برون مرز است که آنان نیز از این گسستگی و دوگانه سازی‌هایی‌ که بعضی‌ هنوز به آن دامن میزنند دوری کنند و مانند درون کشوری‌ها ائتلاف و همبیستگی عملی‌ را روش کار خود قرار دهند.

متأسفانه همانانی که آتش شایعه و تفرقه‌های بی‌پایه را دامن میزنند، میان ایرانیان خارج و داخل کشور نیز به مانند رژیم حاکم ، دوگانگی قائل هستند. بسیاری از ایرانیان خارج کشور به خاطر جبر سیاسی، اقتصادی، عقیدتی‌ و اجتماعی در کشورهای مختلف جهان ساکن شده اند ولی‌ خود شاخه هایی از یک درخت کهن تنومند هستند که ریشه‌هایش در درون ایران قرار دارد و دو گانه سازی داخل و خارج کشور بمانند تبر زدن به شاخ و برگ‌های این درخت است که بدون آنان ریشه‌هایش محکوم به ماندن و عدم تغذیه از نور و هوای جهان خارج خواهد بود.

پس از تجربه تندروی‌های انقلاب ۵۷ و همچنین شکست‌های متداوم جریانات اصلاح طلبی، مردم ایران امروزه و بیش از هر وقت نه به اصلاح رژیم اعتقادی دارند و نه به افراط گری ها و دوگانه سازی‌ها تحت هر عنوانی. تجربه سال‌های اخیر و جنبش سبز نشان دهنده این است که مردم نیز، در عمل با دیگر نیروها هماهنگی‌ کرده و بر عکس افراطیون سکولار خود را از صف دیگر مبارزین و اپوزیسیون -با حفظ ماهیت و خواسته‌های خود – جدا نمیکنند.

همبستگی های عملی‌ حول مطالبات محوری مقطعی و همبستگی‌ مداوم گرد اهداف استراتژیک رسیدن به دموکراسی‌ و حقوق بشر در زیر سایه یک نظام سکولار تنها راه انسجام عملی‌ اپوزیسیون است. امروز به جای طرد و جداسازی باید سعی‌ در جذب نیروهای آزادیخواه کرد.

خوشبختانه با دعوت به همبستگی در عمل توسط مهندس حشمت طبرزدی ، آقای منصور اسانلو و  دیگر مبارزان داخل و خارج کشور ، این ائتلاف در حال شکل گرفتن است و امید آن است که سال نو ۱۳۹۳ نقطه عطفی در هماهنگی‌ و تشکیل یک ائتلاف در عمل در میان ایرانیان باشد. همبستگی عملی‌ حول مطالبات مشترک نقطه آغازی به این ائتلاف مداوم برون مرز و هماهنگی‌ آن با نیروها و مبارزین درون مرز و اعتماد ملی‌ و جهانی‌ برای گسترش جنبش و آلترناتیو متشکل سکولار دموکرات معتقد به حقوق بشر خواهد بود.

” وطنم، گر تو سبزى سبزم

گر تو شادى، شادم

من ز شیرینى تو فرهادم

عید آن روز مبارک بادم

که تو آبادی و من، آزادم”

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)