در حالی که اصلاح طلبان با تمام توان، تخریب اصولگرایان را در رسانه های خود شدت بخشیده اند و القای وجود اختلاف و افراط در جبهه اصولگرایان را به مانند موتور محرک اصلاحات دیده اند، اما هر روز که از دولت یازدهم و عمر اصلاحات می گذرد، اختلافات میان اصلاح طلبان بیشتر هویدا می شود.

در همین زمینه برخی گزارش ها از بالا گرفتن اختلاف میان عارف و شماری از اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس و پادرمیانی محمد خاتمی در این بین حکایت دارد.

براساس این گزارش عارف و همسرش همچنان از عملکرد اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری که باعث کناره گیری وی به نفع روحانی شده اند به شدت گلایه دارند. این در حالی است که اخیرا در دیدار خاتمی با عارف به وی پیشنهاد سرلیستی تهران در انتخابات مجلس آتی داده شده است.

در همین زمینه خبر می رسد طیفی دیگر از جریان اصلاح طلب متمایل به حزب کارگزاران درصدد سرلیستی ناطق نوری علی رغم میل وی هستند و معتقدند که عارف گزینه مناسبی برای این موضوع نیست.

در چنین شرایطی، از طرف دولت نیز تحرکاتی در حال شکل گیری است و جمعی از مسئولان ارشد دولتی درصدد راه اندازی بنیادی موسوم به تدبیر و امید ایرانیان هستند و درخواست مجوز این بنیاد دولتی را به وزارت کشور داده اند.

این اخبار در کنار برخی اخبار ماه های گذشته حاکی از آن است با آنکه اصلاح طلبان تمام تلاش خود را برای مهر زدن سند دولت یازدهم به نام لیدرهای جریان اصلاحات داشته اند، اما این روزها و حتی قبل تر از این به محض آنکه از انتخابات مجلس دهم حرفی به میان آمده، همان لحظه، نقطه آشکار شدن اختلافات میان اصلاح طلبان اعم از دولتی و غیردولتی بوده است.

جریان اصلاحات بعد از روی کار آمدن دولت یازدهم همواره سعی کرده تا از خود جبهه ای متحد نشان دهد اما دلایلی مانع تحقق این هدف اصلاح طلبان در عالم واقع شده از جمله:

1ـ‌ تنفس سیاسی جریان اصلاحات با احزاب دولتی مانند کارگزاران و مشارکت که هر یک امروز قصد پیمودن مسیر خاص خود را دارد.

2ـ قدرت طلبی که انگیزه برتر در میان جبهه اصلاحات به شمار می رود و از این رو هر یک از شاخه ها به دنبال استحکام خود است.

3ـ فاقد بودن جبهه اصلاحات از تعریف مشخص و یک مرامنامه مستحکم و نداشتن یک رهبر فراگیر که منجر به حرکت باری به هر جهت در مسیر انتخابات و کسب قدرت شده است.

4ـ افراط در برابر رقیب و فریب در برابر یکدیگر طوری که برای دور زدن همدیگر به هر ابزاری تمسک می جویند.

5ـ چندبافتی بودن جریان اصلاحات و چندگانگی آن در سطوح بالا که لیدرهای نوپای آن نمی خواهند آینده سیاسی خود را روی خاکستر تندروی لیدرهای گذشته بسوزانند.

به گزارش سراج24 این مسائل باعث شده تا اگرچه اصلاح طلبان تندرو که با ادبار عمومی مواجهند، خود را پشت دولت یازدهم پنهان کنند و سعی در پیشبرد اهداف خود در ابعاد اعتدال داشته باشند، اما دولت تدبیر و امید چندان مایل به حرکت در مسیر آنان نیست. سخنان انتخاباتی برخی افراد دولتی خصوصا ترکان و یونسی طی ماه های اخیر و تاکید آنان بر بقای ستادهای انتخاباتی دکتر روحانی برای انتخابات مجلس نشان می دهد که دولتی ها برای فردای انتخابات، برنامه ای جدا از اصلاح طلبان قدیمی دارند. راه اندازی بنیادی موسوم به تدبیر و امید از سوی دولتی ها که احتمالا در برابر بنیاد باران خاتمی قد علم می کند و نیز قبل از این تلاش برخی نمایندگان حامی دولت برای تشکیل فراکسیون اعتدال در برابر فراکسیون اصلاح طلبان در مجلس شورای اسلامی، نشانه هایی دیگر از این واقعیت است.

از سوی دیگر عارف که با کناره گیری در انتخابات خود را در افکار عمومی خصوصا بدنه اجتماعی اصلاح طلبان به عنوان مدافع رای آوری روحانی معرفی کرد، امروز از کرده خود پشیمان به نظر می رسد و طی برخی مصاحبه ها،‌ خاتمی را بانی این اشتباه دانسته و برای جبران آن به دنبال سرلیستی در انتخابات مجلس و ارائه لیستی جداگانه از سایر سطوح اصلاحات است.

جریان کارگزاران هم که به اختلافات شدید با مشارکتی ها رسیده امروز در پی آن است که با سرلیستی اصولگرایی که طی چند سال اخیر به اصلاح طلبی نیز شناخته می شود یعنی ناطق نوری با یک تیر دو نشان بزند: ‌1ـ افزایش احتمال پیروزی خود در انتخابات مجلس با جذب بدنه اجتماعی اصلاحات و اصولگرایی، 2ـ‌ ایجاد اختلاف در جبهه اصولگرایان به واسطه ناطق که ممکن است منجر به حمایت طیف سنتی اصولگرایان از وی و ایستادگی نوگرایان انقلابی در برابر سنتی ها در جریان اصولگرایی شود.

طراحی هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری امسال که با اجرای نقشه های پیدا و پنهان و نمایشی، به رای آوردن حسن روحانی کمک کرد ثابت می کند که چینش چنین نقشه هایی از راهبردهای ذهنی هاشمی در صفحه سیاست است که با ایجاد اختلاف در جبهه رقیب، زمینه حکمرانی در جبهه خودی را فراهم می کند.

در این بین آنکه از همه تنهاتر روی تخته پاره ای از اصلاحات در حال حرکت در مسیر سیاسی کشور است،‌ سید محمد خاتمی است که روزگاری رهبر جریان اصلاحات به شمار می رفت اما امروز جزو سران فتنه 88 محسوب می شود که نه دولتی ها در ادامه مسیر مایل به همراهی او هستند و نه طیف هاشمی و کارگزاران حاضر به آنند که بار دیگر خاتمی و مشارکتی ها نسبت به هاشمی و کارگزارانی ها برتری جویند. خاتمی هم که این مباحث را به خوبی تجزیه و تحلیل کرده و واقعیت را پذیرفته، امروز سعی می کند با اقداماتی نظیر پادرمیانی میان سطوح مختلف اصلاحات، نقشی در جریان قدرت ایفا کند و حضور خود را نشان دهد حال آنکه به روشنی روز می بیند هیچ طیفی از اصلاحات حاضر به حرکت منطبق با اراده او نیست و اصلاح طلبان تحرک در عین اختلاف را به پیروی از خاتمی ترجیح داده اند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)