از هر سر بنگری، تراژدی بازندگی اکثریت مردمان (اغلب پایین شهری و فرودست)است! چاره؟

مهمترین سناریوها- که میشود در عمل سناریو اساسی است- همگی هر نتیجه ای به زیان واحد ملت-کشور (در نگاه مردم مخالف اینجا دولت/حکومت فقدان لحاظیت است!)، این ملت یعنی مردمان ایران که واقعا تبعه و ایرانی هستند- با انواع درجاتی مختلف، مخالف حکومت هستند، با توجه تاکید نظرمندان و استناد متعدد که بارها گفته شده- این تراژیی استیت ایران فاقد حکومت/دولت فاقد مشروعیت است!، حکومت/دولتی طی ۴۷ سل، نهایتش میرسد به خودی اقلیت و اکثریت غیر خودی، کار بدانجا تراژدی تطابق تحریم که در حقیقت شرایط زیست اولیه اکثریت متثر کرده، خود این حکومت/دولت نیز سیاست سیستماتیک فقرزایی و فلاکت کرده است!

بحث سیستماتیک و عمدی بودن این تراژدی سیستماتیک فساد اقتصادی و این ناکارآمدی و رانت و دزدسالاری کاملا اگانه و عمدی بوده است، به هیچ وجه اتهام و تبلیغات نیست، شاخص ها و نمادهی مبنی بر ماهیت ان هم تکرای اندر مکرر بوده، که انواع مافیای، طی این ۴۷ سال مرتب خود حکومتی از خودرو تا ساختمانی بالاشهری و همدستی شهرداریها و فساد غارترگی خصولتی ها و فساد حکم حکومتی اصل ۴۴ واگذاری اموال در دست حکومت (انتظار میرفت از مان دوران مصدق و پهلوم دوم واگذاری به شکل سهام همگانی رایگان شود و اما بیشتر و بیشتر به عامل دست درازی حکومت/دوات شد از همان دوران پهلیو و مداخله در پروژه ایی صنعتی و کشاورزی و تجاری که می بایست بخش خصوصی واقعی تحت نظارت حکومت/دولت با رعایت قوانین مدرن حقوقب شری و قانون کار و بیمه تامنی اجتماعی اجرا میشد/ مثلا مانند هر حکومت کشور جهان آزاد، حکومت باید اعلام نیاز و در نهایت بخی مشوقها، کشت و صنعتها و کارخانه تراکتور سازی یا فولاد و غیره ایجاد میشد و هزینه سنگین اینها بایست خرج وظایف عمومی/ملی واقعی میشد زا فقرزدایی و حمایت گسترش بیمه تامین اجتماعی جاماندگان و چیزی امرزو باید جاماندگان به سرعت بیمه تامین اجتماعی رایگان بگیرند متولدان ۱۳۵۰ به بعد که سن میانسالی و بالتر رسیدندف بدون هیچ پرشسی از وضعیت مالی فعلی شان چرا چنان شکاف طبقاتی بالا و درصد فرودستان عظیم و برآوردها تا بیش از ۹۰% است آن درصد اندک طبقه توسط و اندکتر احتمالا یک درصد ارزشش ندارد باز کلاهبرداری سهام عدالت تکرار کنند، باید این عدالت توزیعی بیمه تامین اجتماعی جاماندگان میانسال یعنی بالای ۴۰ سال انجام شود، چرا دیگر امکان چرخه استخدام و اشتغال فرصت سوزی شده این حق الناس و حق بدیهی بشری بر دین کشور ملت و حکومت است).

سناریوهای تحول در حکمرانی، چه در بحث مشهور به استحاله و تغییر پاردایمف با اطلاعاتی نظرمندان و رسانه چی های مخالفان میگویند، الیگارشی که گفته میشود تقریبا همگی بخشی همان مافیاها و رانتخوارن و دزدسالاری هستند (ممکن است استثئاتی در همه قضایا باشد)، که گویا تظاهرش با نمادهای استمرارطلبان و بخشی اصولگریان است، پس اینجا حتا با موفقیت این استحاله روخ دهد، چیزی درخروی برای اکثریت مردمان نخواهد بود، چرا سالهاست در رسانه ها و مطالب نظرمندان این طیف مشهور شده به استحاله طلب، همان تحکیم پایه های دزدسالاری و با سیگنالهای واضح سوءاستفاده تعاریف کاپیتالیسم غربی (خودش مورد نقد است) دارند وضعیت بی عدالتی اقتصادی و زیستی با تعابیر پولپاشی برای یارانه و توجیه سازی وجود مافیاهای خودرو تا ساختمانی بالاشهری شکاف طبقاتی، با سخنان به ظاهر آکادمیک و فک آردن از فلان نظریه پردازان غربی، استثمار و دزدسالاری و شکاف طبقاتی ئو نسل سوزی و نسل کشی خاموش را توجیه سازی و تئوریزه میکنند!

سناریوی حکومتهای متخاصم، نشان دادند درجه نخست دغدغه شان بحث تسلیم کشاندن ؤزیم و تحویل گرفتن ذخایر اورانیوم و توان هسته ای موشکی و نیباتی است و حد نهایی زد و بند با استحاله طلبان با شرایطی که در بالا گفته شد و طبق سابقه اینها که در سال ۱۳۵۷ حتا حکومت پهلوی ذوم را قربنی کرذن برای منافع زودبازده، با وجودی قطع به یقین که بهتر از مردم عاد از ماهیت خمینی ایست میداشتند چیست با اینه همه ادعای احاطه اطلاعاتی و سابقه تحقیقاتی و مطالعه چند قرنی از ماهیت اسلامی و اسلامی شیعی، برای منافع کوتاه مدت فوری مهار نفوذ کمونیزم و شوروی، بجای اصلاح حکومت پهلوی به سمت دمکراسی سکولار مبتنی بر حقوق بشر و عدالت توزیعی که قطعا موجب خنثی سازی جذابیت ادعهای عدلتخواهی کمونیستی و اسلامگرایی میشد.

تنها امیدی میشد داشت، هشیاری الیت و نخبگان ایران دوست بود که درک بزنگاه تاریخی که ۱۴۰۲ و هفتم اکتبر شد، وارد تعامل و گفتگوی تفاهمی بشوند با ابرقدرتها، هر کدام باز دنبال منافع فردی و گروهی و واقعا ایدئولوژی بیشتر متوهمانه و اتلاف وقت و فرصت سوزی رفتند، که فلان کشور در فلان جا چکار کرده و گویا اینها نیز اگر اتهام خودفروختن در برابر نفود حکومت تندروها نبودند، قدر فرصت نداستند و سه سال بزنگاهی با ۴۰ سال و اندی بازی های حذفی و نزاع های شخصی و خود جق مطلق پنداری… کار به اینجا رساندند، در استراژی کذار ابرقدرتهایی که چنین درگیر شدید با رژیم شدند، آنها عملا هیچکاره و بی فایده تلقی کردند که بیاند بحث استحاله نمایی و بستن با بخشی دزدسالای الیگارشی کند!
یعنی ابرقدرتها، موج سواری کردند و سود تبلیغاتی از اعتراضات خونبار و پرهزینه کردند و بعد د رنهیت دارند با بخشی از شرکای قاتلان همان معترضان پای مذاکره و بستند دولت /حوکمت پوست اندازی شدند!

اینکه رژیم در تمام یان سالها، توانسته بود با سوءاستفاده (اگر نگوییم نوعی تسهیلات)، منتقدان مدنی وسیاسی و اجتماعی و دگراندیشان در داخل و خارج سرکوب کنند و سوار جریان همین جنبش زن-زندگی-آزادی شوند و خودشان ورژن حکومتی در بالاشهرهای عمدتا در دست حاکمان و الیگارشی حامی حکومت کنند، عمده مخالفان در ساختمانهای دزدسالاری هالیف بعضا مستاجر شده و با رهن و جاره میدهند میتوانند در پایین شهر صاحب خانه بشوند و رفته اند سپرانسانی این حکومتیها در بالاهشر شده اند/ این واقعا سپرانسانی شدن مردم عادی که گاه با چرداخت پول به شکل رهن و اجازه به حکومت دیگر ته تراژدی است!، چرا حکومت خودش چند دهه است عامدا با ایجاد مراکز مذهبی پادگان حزبی بسیج در دل شهرهاف مراکز سرکوب و جاسوسی و مدیریت پرستو و الوات اموزش دیده از زندانها بیرون داده و مغزشویی کارهای جاسوسی و تخریب روانی تا کلاهبرداری و حتا دزدی مستقیم انجام میدهند… برخی مردم پایین شهری، با توهم احساس  مصنوعی تلذذ از بالاشهری با خیانت و نوعی جنایت شهردرای ها در تبدیل اراضی کوهپایه ای که خلاف اصول زیست محیطی شهرسازی بود و منافذ تنفس و مناطق رو گسلها تبدیل مجمتع های آپارتمانی و کاخ ویلاها و تا هتلها و مالها و تجارتخانه ها.. کردند! در ستای برنامه کلونی سازی و آپارتاید مذهبی اقلیت خودی که اسم راسیسمی ملت مبعوث گذاشته اند با تقیلد از بعثیسم!

شرایط تغییر این سناریوها، به یک سرعت عم بالای نخبگان ایران دوست و همبستگی بزرگ است که ابرقدرتها واقعا با آوردن پیشنهادهای عملی، منصرف کنند از این روندی که دهه ۱۹۷۰ میلادی شروع شده که منافع خودشان ضد منافع همگانی ملت-کشور ایران تعریف کرده اند و پیش میبرند!

 

پ.ن: این اشتباه استراژیک است که زمان بزنگاه ها، معادل زمان روال عادی گرفت، سه سال  اتلاف وقت بزنگاهی، معادل چند دهه است، اگر چیزی که هر یک سناریوها گفته شود به مرحله اجرایی و ثبیت برسد، یک ریست فلاکت و حکومتهای استبدادی  نسل سوزیو نسل کشی چندین دهه ای خواهد بود، ممکن است همان کشورهای غربی نیز پاسوز تکرار همین اشتباهات مشابه ۱۳۵۷ شوند.

تاوان آزادگی و ایرانی بودن؟!، نجابت بودا بودن!، باختن بزنگاه زندگی پای راه درست گفتن!، آنگاه که نخبگان فرهیخته، نقش خود ایفا نکردند لزوم در گفتگوی تفاهمی با ابرقدرتهای غربی!، بازنشاسی راسیسم در کلمه مبعوث؟

دزدی و استثمار اسلامگرایی از بدو تاریخش تا امروز (از دلایل توسل به خشونت تبعیضی تا تروریستی اش است)، با ابزار ریاکاری و تظاهر، برای عوام فریبی و غارتگری، خریدن رسانه چی تا مشاهیر، بخشی کار این ماهیت اسلامگرایی است. تغییر اسلام فعلی به ایین سکولاریزه یا عبادی و فردی، نیازمند حذف و لغو بخشهای ماهیتی حکومتگرایانه اش است؛ اگر برخی بابر احترام به عقاید دنبالش هستند(؟)!

خطر حکومت تروریسم پنهان تریپ شیک نمایی الیگارشی مدیون دزدسالاری اسلامگرا، ۴۷ سال روشهای اشتباه مبارزه تروریسم اسلامی، بلایای جهان بینی پراشتباه، این بوده، نسخه پیچی بر اساس قیاس نابجا با ماهیت جریانهای اسلامگرا و بدتر عدم بروزرسانی بانکهای اطلاعاتی تا اندیشکده ها و مشاوران!

بالاخره چه می شود، این اطاله ناموجه تغییر رژیم در ایران؟

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)