دزدی و استثمار اسلامگرایی از بدو تاریخش تا امروز (از دلایل توسل به خشونت تبعیضی تا تروریستی اش است)، با ابزار ریاکاری و تظاهر، برای عوام فریبی و غارتگری، خریدن رسانه چی تا مشاهیر، بخشی کار این ماهیت اسلامگرایی است. تغییر اسلام فعلی به ایین سکولاریزه یا عبادی و فردی، نیازمند حذف و لغو بخشهای ماهیتی حکومتگرایانه اش است؛ اگر برخی بابر احترام به عقاید دنبالش هستند(؟)!

احکام فقهی توریه و تقیه و مباهته، بخشی کوچک لو داده است، تا با واژه سازی از کلمات باریشه عربی، مردمان اکثریت غیر عرب زبان ایران و کشورهای تحت اشغال اسلامگرایان را فریب بدهند، میزان بالای تحریف و دروغ پردازی حتا به ترجمه های از قرآن و کتابهای اسلامی بهز بان عربی از همان بدو ترجمه گرایی بوده استف پس از ناکام ماندن اجبار به عربی زبان کردن مردمان فلات ایران و پیرامونش مانند آسیای مرکزی و غیره، جریان ترجمه گرایی از متون عربی، تبدیل به ابزاری برای فریب شد، متاسافنه نیاکان ایرانی ما، که هر رکای کردند از اسلاک نسخه های نزدیک به خردگرایی و حقوق بشری درست کنند- به نام اسلام- تا توانستند مافیهم جهان شمولی اخلاقی و خردورزی بشردوستانه (چه بسا روایت سازی؟!)، اما این تلاشها بنا بر ویژگیهای ذاتی اسلامگرایی، از جمله نهادینه بودن اساس تبعیض در توزیع بر مبنای التزام به اسلام، که چنان مغزشویی شده، که به درون خانواده ها و دوستی های از دوران کودکی و جوانی کشانده شده است!، طرد و حتا کارهایی منجر به آزار و ضربات روحی تا مالی، به دلیل اعتقادات سکولاری و آزادمنشی، از سوی منتفعان مغزشویی شده اسلامگرایی، این انحطاط در ظاهر به نفع کوتاه مدت دشمنان حکومت اسلامی است و با انواع روشها جلوی انتشار و افشاگری میگیرند، در بلند مدت، موجب تقویت جریان تررویسم اسلامگرایی شده است.

اینکه بیش از ۱۰ سال است مکرر آزادگان ایرانی به دولتهای غربی هشدار میدهند به قضیه کانال کالاهای بشردوستانه در عمل توجه کنند و بارها اشاره برنامه فقرزایی سیستماتیک حکومت اسلامی جدی نگرفته و گمان کردند از برنامه سیستماتیک، سود تبلیغاتی برده و موجب تضعیف حکومت اسلامی میشود!، اوج کج راهی و عدم درک وفهم روش کار تروریسم اسلامی است که گویا از اندیشکده های پژوهشی تا شماوران و دلتیان.. دچار این مشکل شده اند، قحطی ساختگی امروز که در رستای سیاست منفعل کردن اکثریت مردم که فرودست هستند سودهای عظیمی از قحطی حکومت اسلامی و کلا جریان تررویستی اسلامگرا میبرد، نتیجه همین عدم توجه است، این همه انرژی و وقت از منتقدان گرفته میشود تا بفهمانند تهدید نابوید ایران از جمله تهدید زیرساختهایی مورد استفاده مردم عادی است مانند منابع تولید و توزیع گاز و برق و آب خانگی، یک تهدید نابخردانه علیه اکثیریت مردمی است که مخالف رزیم هستند، در حالی هزارن هدف از اهداف سرکوبگر تا منابع مرکز دارمدی در بالاشهرها است، اما چون قیاس نابجایی میان کاپیتتالیسم سرمیاه داری رایج غرب است با دزدسالارسرمیاه داری در ایرانف گمان میکنند این طیف اسلامگرایی سکولار هستند و در نهایت موجب حذف تررویسم اسلامگرا میشود! اگر این الیگارشی اسلامگرا در اشتباه بزرگ غرب در تسهیل جایگزینی حکومت اسلامی با حکومت پرباگ شبه سکولار پهلوی کردند، ماهیت الیگارشی زمان پهلوی مشهور به طیف بازار هنوز متوجه نشدند از منابع اسسای تامین مالی تررویسم اسلامگرایی در تمام تاریخ بوده، خمس از درامد همین طیف بازار بوده، در حالی حکومتهای غربی، سر یک یا دو درصد گرفتن اضافی مالیات با بدنه اجتماعی از کارگر تا کرامند… درگیری دارند، قرنها است ملایان نمادهای جریان اسلامگرایی به راحتی مالیات ۲۰% به نام خمس میگرند!، حکومت اسلامی پس به قدرت رسیدن دیگر به این ۲۰% و حجم عظیم ثروتی از راه اوقاف و آستان های مقدسه که اسم حرم و غیره گردامده و از بدو تاسیس این آستانه های مقدسه، تبدیل به هلدینگهای ثروت اندوزی بوده، کار بخ اسم مصادرات که در واقع و در عمل همان غنیمت گیری صدر اسلام است و انواع ستادها و نهادهای کارتلی مافیایی، کار غارتگری به ۹۰% ثروت و تجارت اقتصاد ایران رسانده اند.
برای همین تمامی پیشنهادهای اصلاحی در این تبعیض ها و رانت ها دزدسالاری و مافیایی ها در این ۴۷ سال نه تنها عم نشد، بلکه بهروشهای مختلف نوعی گراگیری شد برای افزایش ثروت اندوزی و دزدی! همین عدالت توزیعی و سهام همگانی رایگان وفوری، را با سهام عدالت، توانستند خنثی کنند تا جلوی فقرزدایی گرفته شده و اتلاف عمر مردم و اختلاف بر سر حقانیت عدالت توزییع شود، طی سالهای دهه ۱۳۷۰ تا اکنون، همین طیف به ظاهر شیک نما که اشتباه لیبرال بدانها میگیوند و درواقع ظیف دزدسالار و تامین کننده مالی و عامل استثمار و عقب ماندگی مردمان ایرانند، با دورغ پردازی و وارونه نمایی، تلاش موفقی هم داشتند تا حقوق متعلق به عموم مردم ایران از ثروت همگانی (ملی) به اسم حذف یارانه (شاهد از توصیه های بانک جهانی و بقیه نهادهای سرمیاه داری می آورند، تعریف ناقص از اشتغال همین نهادها که بر اسا کاپیتالیسم غربی است، که درامد کارگرش در یک روز بیشتر از درامد یک ماه کارگر ایرانی است) و دروغ پولپاشی! حکومت اسلامی، ۴۷ سال استثمار و دزدی تا حد ۹۰% ثروت و درامد و اقتصاد ایران در اختیار دارد و در قبضه اقلیت الیگارشی خودش کرده، بعد اندکی از توزیع این ثروت همگانی (ملی) را برنمیتابد!

اگر بجای راه حل های کوتاه مدت غربیان وارد مهلکه براندازی پهلیو و جایگزیین اش با حکومت اسلامی کرد چون نیوری متافیریک گرا متظاهر و ریاکار اسلامی شیعی، را عامل مهار یا سرگوب نیروی مادی گرای مارکسیستی و کمونیستی و شوروی گرا دید!، و اما حاضر نشد حقیقت گرایش بخش کوچکی از مردم مغزشویی شده توسط اسلامگراها بنگرد که شعارهای جذاب مدعی عدالت توزیعی با عناوین حمایت از اقشار فقیر و کارهای نمایشی نذری و مراسمات وقف های نمایشی و بدون برنامه وقاعی عدالت توزیعی که منابع تولید ثروت و درامد عادلانه وبرابر برای همه شهروندان تبعه ایران تبلیغ کند، چون اساس این اسلامگرایی بنا بر تبعیض و التزام به اسلام بود، انبوه احکام محرومیت مادی انسانهایی حتا مقداری زوایه با اسلام ایها داشتند و دااری آزادمنشی و دگراندیشی داشتند حتا دخالت در تقسیم ارث و احکامی بر مجاز بودن لغو تعدات مالی حق الناسی که محرز در همین اسلامشان تاکید شده الله شان از خطای عبادیات چون ترک نماز و روزه میگذرد با توبه، اما تضییع حق الناس مالی نمیگذرد، اما وقتی پای بنیانهای ثروتزا و درامدزا میرسد، مجوز به کارهای تروریستی تا غارتگری و کلاهبرداری به پیروانش میدهد، یکی ریشه های این انحططاهای وسیع ضداخلاقی و ضد اجتماعی و ضد اقتصادی و سلامت روابط مالیف همین بنیانهای تبعیضگر سیستناتیک اسلامی است. چیزی مدافعان حقوق بشر متوجه نیستند احترام به اسلام اینها با این شرایط موجود عقایدشان، یعنی احترام به تبعیض و دزدی و ناحقی تا احکام مهلک قتل دگراندیشان و دزدی و غارترگی و تضضیع حق الناس است!

هر گاه نیز بزنگاه یعنی مقطع تعیین کننده برای رهایا و آزادی از این اسلامگرایی شده، با اغوا و فریب و حتا خریدن رسانه چی تا گروههای لابی گری در غرب وشرق سکولار، توانسته اند، اسلامگراها قسر رد بروند، در دهه ۱۹۷۰ میلادی با نمایش ضد کمونیستی وضد شوروی توانستند حمایت محافل بانفوذ در کاپیتالیسم غربی اغوا وفریب بدهد و تسهیل برای براندازی حکومت پهلوی، چنان این حقایق امروز انبوه مستند شده که خود اینترنت با جستجو سرییع در دسترس است، این قدر که اسلامگرایی چون صادق زیباکلام میگوید (نقل به مضمون)، حتا شش ماه قبل ۲۲ بهمن، خود اسلامگراها باور نداشتند حکومت پهلوی چنین سریع سقوط کند!، در حقیقت همین بوده، محال ممکن می نموده حکومت پهلوی با آن ساختار اقتدارگرایی امنیت و نظامی، در مقابل کارهای اسلامگرایان سقوط کند، بجز تسهیلات سطح بالای  غربیان و اعمال نفوذ برای به قدرت رسیدنشان، بنگرید قوای مسلح حکومت اسلامی از قوه قضاییه تا اطلاعای های متعدد موازی تا نیروی انتظامی تا ارتش و سپاه و بسیج، در تمام این سالها، ماشین سرکوب بودند، اما نسلهای سوخته متولد ۱۳۵۰ به بعد که نقشی در بوجود آوردن حکومت داشتند به اقتضای سن و بلکه همواره از هر فرصتی شده با رای سلبی به امثال خاتمی.. یا شرکت تظاهراتی که به ظاهر حامی جریان عوام فریب اصلاح طلب کذایی که به درستی لقب استمرارطلب حکومت اسلامی داده اند به آنهاف اکنون خود به خارج رفتگان برندار اسلام ستیز میگویند در همان انتخابات بعضا شرکت نکردند، اما در تظاهرات سال ۱۳۸۸ شرکت کردند!، دیگر چه گونه یک ملت /مردمان ایران بگویند حتا در همان سال ۱۳۵۸ نیز بیش از نیم شرکت نکرده یا رای منفی دادند به حکومت اسلامی با دروغ جمهوری تحت قید اسلامی! و تازه اگر بپذیریم واقعا رای گیری اعمال تقلب نکردند!

اکنون یک بزنگاه و مقطع تاریخی است که ممکن است مانند چند مقطع تاریخی از جنبش مشروطه بگیر تا امروز، برای بوجود امدنش، پرداخت های شد بسیار رنج آوری چون خونها و جانها و عمرها و سلامتی روحی و جسمی و هزینه های مالی و زیستی و محرومیت های از بدیهی ترین حقوق بشری از جمله داشتن روابط اجتماعی و عاطفی و داشتن یک پارتنر… که در غرب و جهان مشهور به آزاد، موضعاتی نرمال و عادی است!

حال با وجودی به صراحت پیشنهادها داده شده حتا برای بازپرداخت هزینه های مادی و انسانی کمک به گذار- مغلوم شده چاره جز پذیرفتن قوه قهریه خارجی که هیچ نقش آمریت و عاملیت و مسئولیتی متوجه مردم عادی تا منتقدان و تحلیلگران نیست- این قوه قهریه ای در یکسال و اندی شاهدش بوده ایم در پاسخ به تررویسم ۴۷ ساله رزیم اسلامی شیعی علیه منافع و موجودیت غرب و امریکا و متحدانش در منطقه بوده، مقصر مردم عاید یا منتقدان و تحلیلگران مردم عادی و تا سرشناس نستند، چرا تصمیات در این سطح قوه قهریه که نیازمند حجم عظییم صرف هزینه هیا مالی و انسانی و هزینه سنگین سیاسی در خود کشورهای جهان آزاد از امریکا وغیره است، تجربه تاریخی نشان داده بخاطر نراضایتی و مسائل حقوق بشری در کشوری چون ایران نیست!، وگرنه این محفلی های جهان آزاد، کارهای بسیار کمک هزینه و حتا بدون هزینه وبلکه متفعانه پیشنهاد ایجاد کانال واردات کالاهای بشردوستانه در عمل و وقاعی اجرا نکردند که میتوانست حل درامد سود برای خود همان جهان آزاد باشد و امروز موجب استناد و افتخار، اما چون آن روی زشت خصومت با حکومت سالامی خودشان تسهیل کننده بوجود آمدنش بودند، اکنون تبدیل به کاردی شده که دست خودش زخمی میکند، میخواهند تعیین تکلیف کنند! این سر اختاپوس بزنند و بازواننش میخواهد قطع کنند، اما باز دچرا اشتباه بزرگ ترجیخ منافع کوتاه مدت شده و نمیخواهند مشکل را سسای حل کنند، سکولارسیون ایران که اکنون بزنگاه مهمش رسیده (اکر این نسل سوخته هدر ود عمرش) به گواهی مکرر رویدادهای مشابه، باز حکومت اسلامی و تررویسمش با روشها و شکلهای دیگر باز خواهد گشت و حتا ده یا بیست دیگر، در پوشش حکومت الیگارشی تریپ شیک نمایی و نمایش بی حجاب و مشروب خوارگی و زنبارگی و عیاشی.. در حالی اینها اساسا بخشی اسلامگرایی است، بخش پنهان دارندگان هوش سیاه، نقش ریاکارانه داشتند تحمیق و مغزشویی مردم عادی ساده دل، خودشان در تمام تاریخ اسلام ب گواهی افشاگریهای متعدد تاریخ نویسان تا داستانهای استعاری و اشعار دوپهلو…

این تریپ شیک نمایی اکنون عانی شده، نباید موجب فریب جهان آزاد شود و گمان کنند اینها اسلامی سکولاریزه دارند، موجودیت این طبقه مرفه و ثروتمند مدیون ظلم و تبعیض و رانت و دزدسالاری و غارت ثروتهای متعلق به عموم و همگان اتباع ایران بوده است، اینها در ذات همان دستمال کثیفی و پلیدی هستند که باز در جهان آزاد میخواهند به بهانه کاهش هزینه، و قیاس نابجا به ساختارهای سکولار غیر اسلامی مانند بلوک شرق سابق… این گونه یکسال دست کم اتلاف وقت کردند.. روی این ریاکارانی ثروت و موقعیتش مدیون ستم و تبعیض و غارتگری اسلامی است!

سند و گواهی ناشایستگی در دست گیزی حکومت توسط اسن الیگارشی، علاوه تاریخ ۴۷ ساله ثروت اندوزی ریاکارانه، استمرار بر سیرمانی ناپذیری غارتگری و ثروت اندوزی است، حتا در همین چهار سالی از جنبش سکولاری از ۱۴۰۱ آغاز شد، در تمام این سالها این مجودات رانتخوار.. حاضر ندشن حتا به کارمندان و کارگران تحت استثمارشان، اندکی حق و مزد عادلانه بدهند و جبران سالها استثمارشان بازپرداخت کنند، هم اکنون در حال غارتگری از قحطی ساختگی هستند! چون موجدات پلیدی که بر ضد مردمان کشور و حتا در مورد دوستان سالهای کودکی و اوان جوانی و بدتر ضد اعضای خانواده خود چنین بی رحمانه تضییع حق الناس میکنند، آیا می شود اعتماد کرد به شما غربی رحم کنند؟! و در خفا ماهیت وجودی اسلامگرایی شان با ضربات اعمل کنند؟! گواهی تاریخ نشان داده، اعتماد به این مدیون اسلامگراها، اشتباه بزرگی است.

راه حل، دمکراسی سکولار مبتنی بر حقوق بشر و عدالت توزیعی است. هر چقدر اتلاف کنند و دنبال ظاهرا کم هزینه شدن گذار باشند، در بلند مدت هزینه های مخربی دیافت خواهند کرد.

فروپاشی یا سرنگونی اسلامگرایی، باید چنان پرقدرت ضد هژمون اسلامگرایی باشد، هیچ گرایشی در حد احترام به نمادهای مذهبی تا داراییهای الیگارشی و ادامه درامدزایی از راه های دیگر حتا قحطی ساختگی و فقرزایی نباشد. تا زمانی اکثریت فرودست و مردمان عادی بنگرند، از راه اسلامگرایی و خدمت سران و خاندانهای مافیایی و الیگارشی و بالاشهر نشنی، میتوانند به چنین ثروت و حتا حکومت برسند، اسلامگرایی و تروریسم و انواع آزارگری ضد مردمان ایران و جهان ادامه خواهد داشت.

اینها حقایق مبتنی بر واقعیت است، گرایش مردمان دات منفعت طلبانه سودمحور دارد وبخشی از ذات عریزی بشریت است، در بزنگاههای تاریخی، آنهایی قدتر تغییر مسیر این غرایز به راه و جایگاه درست همزیستی و سالم اتلف کنند، به خود و بقیه مردمان ایران و جهان ستم بلند مدت کرده اند.

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)