بالاخره چه می شود، این اطاله ناموجه تغییر رژیم در ایران؟
رژیم اسلامی، با قدرت قهریه و تسلط بر سه رکن ثروت و قدرت و موقعیت، به چنین اوضاع سهته سخت رسید، بارها و بارها تئوری پردازان انقلبات گذار مسالمت آمیز، گمان کردند و از ما مردم عادی ینز باور کردیم، که با مبارزه با نمادهای یک رزیم استبدادی مذهبی، ایدئولوژی اسلامیف برایش همزمان منبع ثروت و قدرت و موقعیت است، به اصطلاح زبان خوش، پی کارهای بدش میبرد و پشیمان کارهای بدش، کنار میرود و میگذارد یک حکومت مردمخواه دمکراسی سکولار حقوق بشری و عدالت گرا برای رع فقر و تبعیض مستقر می شود.
این نگاه خوش باورانه، گاهی از سر یاس و ناامیدی در دورانی رژیم در اوج قدرت دهه ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۰ بود، برای بخش بزرگی از مردم نوعی دلخوشی و روزنه امید بود، اما به دلایلی هنوز تمام ابعادش روشن نشده، رژیم از این تئوری میگوید اینها آوردند تسهیل کردند بیاند بر سر اریکه حکومت ایران، تا ناتوانی در پهلوی دوم احسس کردند و ناکارامدی از سیستم شبه سکولاری راه انداخته بود، که همزمان برخی جنبه های سطحی کشورهای سکولار غربی اجرا میکرد و همزمانش با مدارا با جریانهای اسلامگرا و ملایان و به اصطلاح شاه شیعه و اسلام پناه، مدیریت اتسان قدرس رضوی تحت نظارتش به ملایان میداد تا ملایان وادر سیستم آموزش و پرورش تا دانشگاه کرد، بساط اصطلاح آخوند درباری که جالب است خمینی ایست ها از این اصطلاح استفاده میکردند، بعد بنا نقل حامیان پهلوی ها، با قدرت گیری هزمونی میلیاریستی و قدرت مالی حکومت پادشاهی، باز همان روایتهای رایج بویژه میان پادشاهی خواهان و پهلوی دوستان، که ادعاهای بزرگ شاه در زمینه توسعه آمرانه حکومتی و برنامه هیا اتمی و نقش در اوپک و اینکه میگویند حامی گرانی نفت بوده و.. اینها، بهانه داد که زیراب پهلوی در عرب زده شود و با نمایش چههر دیکتاتوری و ضد دمکراتیک و سرکوبگر، بالاخره زمینه ساز به قدرت رسیدن رژیم اسلامی ولایت فقیه و سپاه شود.
آیا واقعا کلیه این روایتها درست است، نیاز به بررسی اسناد دارد، اما نتیجه کار مشخص است، که بجای رژیم نسبتا غربگرا و یا داری روابط خوب با رغب و حتا روابط نیمه رسمی با اسرائیل و رابطه غیر خصمانه و بلکه دوستانه یهودیان و اسرائیل، باز میگویند محافلی از غرب، اولویت خطر کمونیزم و شوروی دانسته و خمین ایستها و ائتلاف و بقیه ضد پهلوی ها تسهیل کردند به قدرت برسند.
اما اکنون راه تغییر در رژیم چگونه و چه جهتی می رود؟
چرا برخلاف سرعت تغییری بنا کسانی چون صادق زیبااکلام- نقل به مضمون، میگویند که حتا شش ماه قبل ۲۲ بمبن، کسی گمان نیکرد، حکومت پادشاهی و پهلوی چین با سرعت براندازی شود!
اما مقایسه روایتهایی از آن زمان میگیوند از سرعت تغییر رزِم، با اطاله ای اکنون است و دشواری ها یا شاید بیش از د دشواری نمایی، که روند تغییر رژیم در نسخه پیجی پاردایم شیفت تا براندازی کامل، این زمان بری و کش دادن برای چیست؟
ادعاهایی که حکایت دارد، سرعت از اسلام گریزی چنان بالا است از سوی منتقدان یا مخالفان اسلام، آیا ترس است که تحولات منجر به یک حکومت کاملا لائیک و حتا اسلام تسیز شود بنا بر باز روایتی؟، آیا این ترس است و اصحاب قدرت ثروت و موقعیت اسلامگرا و مسلمان زاده تا کسانی که هنوز معنقدند اسلامگراها میتوانند عام سودمندی برای غرب باشند؟
براستی جکومت اسلامگرایی- حتی با تسلیم و پذیرفتن خلع سلاح موشکی تا هسته ای- دارای سودمندی باری غرب است؟
سودمندی این اسلامگرایی احتمالی چیست؟
از آنجا بسیاری، عامل بدبختی ها و فسادهای مالی و اقتصادی و این وضع شکاف طبقاتی را از ناکارامدی و ذات خرب ضد خردگرایی و در کنار ذات ضد همزیستی و ضد شایسته سالاری می دانند، ماند این رژیم چه سودمندی برای مردمان ایران دارد، چون بر این ساس روایت، موجب عقب ماندگی و فقر و تبعیض و فساد مالی در بروکراسی تا حکمرانی است و خود منبع نارضایتی در سالهای اینده و نسلهای سوخته بعدی خواهد بود.
اگر چنین است چرا زودتر بساط این حکومت جمع نمی شود؟
هر چه طاله بیشتر شود در تغییر رزیم، میزان انحطاط مردمان بیشتر، اگر منجر به پوسته ظاهری شود و ماهیت ضد حقوق بشر و ضد عدالت بماند (تجربه این ۴۷ سال ثابت این مدعاها است)، این شکاف طبقاتی و دزدسالاری ها، چرخه باطل نارضایتی و ناامنی همزیستی در ایران و پیرامونش ادامه خواهد یافت.
اینکه بیاند بازی های رقابتی بین چین و روسیه با اروپا و امریکا، شبیه قضیه نفوذ کمونیزم و شوروی کنند، چندان مطابق واقعیت نیست، اکنون بیشتر رقابت بین ابرقدرتها است و نه مساله ایدئولوژی ضد سرمیا داری، کلا جریان چپ گرا و سوسیالیست در همه جهان، عمدتا به گرایش های سوسیال دمکرات و اینکه حامی محیط زیست ت حقوق کارگری محدود شده، حتا همین بحث عدالت توزیعی، یک جمله یا یک خط این جریانها به مانند بقیه جریانها مشاهده نمی شود. هیچ جریانی انگاری اعقتاد ندارنذ یا جرئت ندارد مقداری به سمت رفع تبعیض سیستماتیک و جبران نسل سوزیها و فقزایی برود، مسائلی که حل نشود، می بایست شاهد نارضایتی و وقوع جنبش ها و نانظمی باشیم!
محال است، اکثریت فقیر و بازنده از این ۴۷ سال دزدسالاری، شاهد یک فرمالیسیون و تظاهر به تغییر سطحی باشند، پوشش ختیاری ارزشمند است مانند بقیه حقوق بشری برابری زن و مرد، اما توقعات حقوق بشری در این سطح نگه داشت و اینکه مشروب خواری علنی و دنسینگ و توریسم آنچنانی… اینها بشود سقف تغییرخواهی، چیزهایی دغدغه اقلیت الیگارشی و متوسط به بالا مالی است. کسانی بار خود از محل رانت یا حتا روشهای به ظاهر سالم بسته اند، اما اکثریت محروم از حقوق اولیه بشری تا درامد تامین اجتماعی و خانه مناسب و بدتر ناامیدی از پیشرفت رفاهی و معنوی و آزادیهیا دگراندیشی و پایان دادن به سرکوب آنان و قدرت نیروی مذهبی و غیره در تکفیر و تررویسم و تا تدوام انحطاط های اخلاقی و اجتماعی و تضیع حق الناس و همچین مساله عفو عمومی و آشتی عمومی در سط مدنی و سیاسی، ناامیدی بدتر از وضعیت موجود است، این نامیدی ناشی گفتمانها و برنامه ها و اعلام پیش نویس های قانون های اساسی و اسانامه ها احزاب می توان احساس کرد که به امور بنیادی عدالت توزیعی و دمکراسی سکولار و حقوق بشر نپرداخته اند و در بروز ناامیدی در اقشار مختلف تا نخبگان و منتقدان نسبتا مستقل است.
معیار واضح، عدالت توزیعی و جبران خسارات عمری و… نسل سوخته است، اگر حتا همین اندک خواسته ها برآودره نشود، از ثورت همگانی، پس معلوم است کلا شعارگرایی است و سرنوشت نسل های بعدی همین است!
فصل ششم کتاب ۱۹۷۸-۷۹ آیا میتوان به نفع ایران و اکثریت مردمانش نوشته شود؟!
فصل ششم کتاب ۱۹۷۸-۷۹ آیا میتوان به نفع ایران و اکثریت مردمانش نوشته شود؟! برخی قضیه پاردایم شیفت که به تعابیری دیگر چون تسلیم/استحاله (با نام دیگر توافق خوب)،پیش ببرند، داستان ایران و مردمانش ختم […]

اطلاعات تازه از زندان زاهدان، ساختاری شامل ۱۳ بند، دستکم ۴۰ سلول انفرادی، تراکم شدید در اتاقها، کمبود تخت، غذای ناکافی، محدودیت هواخوری و مشکلات آب گرم را نشان میدهد؛ وضعیت بندهای زیرزمینی و محل […]

معرفی کتاب ۱۹۷۸-۷۹ جرج اورول ثانی
معرفی کتاب ۱۹۷۸-۷۹ جرج اورول ثانی تم کلی کتاب، ترکیبی از کتاب مزرعه حیوانات و کتاب ۱۹۸۴ است! فصل اول: محفالی های مخفی، برنامه رژیم چنج پهلوی بهجرا در آوردند در که در عرض کمتر […]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.