
حملهی ترکیه به روژآوا و نگاهی به تجربهای بینظیر در خاورمیانه
☑️ هفتهای که گذشت، دولت اشغالگر ترکیه در اقدامی که آن را تلافی حملات تروریستی به تأسیسات هوا-فضای خود خواند، به مواضع نیروهای دموکراتیک کُرد سوریه حمله کرد. این در حالی است که پ.ک.ک. مسئولیت بمبگذاری روز یکشنبهی هفتهی گذشته در آنکارا را بر عهده گرفت و کردهای سوریه هیچ دخالتی در آن نداشتند. اما از آنجایی که از نظر ترکیه هر دوی این گروهها از یک منبع فکری و سیاسی مشترک هستند، از هر بهانه و فرصتی برای نابود کردن زیرساختها و توان نظامی نیروهای دموکراتیک سوریه استفاده میکند.
غالب حملات ارتش ترکیه بیهدف بودهاند و توپهای بسیاری به روستاها و محلههای مسکونی اصابت کردهاند که موجب مرگ زنان و کودکان شده است.
☑️ از هنگام استقرار خودمختاری کردها در قالب «نیروهای دموکراتیک خلق سوریه» در شمال این کشور، ترکیه بارها و بارها به بهانههای مختلف به آنها حمله کردهاست. حتی در جریان «نبرد کوبانی» که در برابر نیروهای سیاه داعش، مقاومتی بینالمللی و مثالزدنی شکل گرفت، ترکیه از کمکرسانی آشکار به این جریان ارتجاعی فروگذاری نکرد.
با وجود انتقادات بسیار مبنی بر کمک گرفتن نیروهای روژآوا از ایالات متحده آمریکا و نیز مداخله نکردن ایشان در جریان سرکوبهای خونین مردم سوریه در جریان «بهار عربی» به خاطر حفظ محدودهی خودمختار، این بخش از سوریه همچنان واجد ویژگیهایی از حیث «سازماندهی دموکراتیک» و «قدرتمندی زنان» است که میتواند الهامبخش مردم مبارز منطقه باشد.
☑️ روژآوا یا کردستان غربی، که از سه کانتون عفرین، کوبانی و جزیره تشکیل شده است، در نوامبر سال ۲۰۱۳ خودمختاری خود را، در پیآمدِ جنبش روژآوا به دست آورد. میدانیم که در جریان محاصرهی کوبانی، ائتلاف به رهبری آمریکا، در هماهنگی با نیروهای ی.پ.گ در زمین، به داعش ضرباتی جدی وارد کرد. شاید غیاب ائتلاف و پشتیبانی هوایی آن از کوبانی، پیروزی کوبانی بر داعش را با ابهام و ایبسا شکست روبهرو میکرد. همان موقع این پرسش مطرح شد که آمریکا چه انتظاری از این کمک در سر میپروراند؟ چه اینکه آنها هرگز دغدغهی انساندوستانه نداشته و ندارند. البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که در دوران ترامپ به نحوی به توافق با کردهای سوریه پایان داده شد و از آن موقع تا کنون میتوان گفت که امریکا به ائتلاف امپریالیستیاش با ترکیه بازگشته است.
☑️ خشونتِ بنیانگذار دولت-ملت در ایران، ترکیه، عراق و سوریه، باعث شد کردها در مقابل سلطهی حاکمیت و سرکوب هویت کردی به مقاومت دست بزنند، مقاومتی که مکرر به شورشهای مسلحانه، با درجات گوناگونی از مشارکت مردمی، بدل شد. مبارزه برای شناسایی حق خودمختاری کرد، بهمثابهی یک اجتماع زبانی-قومیِ مجزا، هستهی «مسألهی کرد» در خاورمیانهی مدرن را تشکیل داده است.
در سوریه، کردها میبایست هویت کردی خویش را انکار میکردند تا به عنوان شهروند عرب در گفتمان تمامیتخواه جمهوری یکپارچهی عربی سوریه (۶۱-۱۹۵۸) مورد پذیرش قرار بگیرند. برای مثال، بر اساس سرشماری سال ۱۹۶۲ در حسکه، شهروندیِ ۱۲۰هزار نفر از سکنهی کردِ استان جزیره با فرمانی حکومتی باطل اعلام شد. این دستور در راستای «محافظت از خصلت عربی جزیره» و همچنین به معنای سلب مالکیت این سکنهی کرد از زمینهای خود بود.
☑️ روژآوا درواقع کوشید «انقلاب از پایین با مشارکت تودههای چه کُرد و چه غیر کُرد» را پیش ببرد و نیز کوشید تا «بر فرقهگرایی، نژادپرستی و شووینیسم ملیگرایانه» فائق آید و کردها در جریان این انقلابازپایین صرفاً «نقش رهبریکننده» را ایفا کنند. عربها، آسوریها (مسیحیان سوری)، ارمنیها، ترکمنها، چچنها، سرکاسینها و حتی فارسهای مشارکت کننده در کوبانی طی سالهای پس از تأسیس خودمختاری موفقیتهای زیادی در همنشینی دموکراتیک و شورایی باهم داشتند.
☑️ برای اشاره به یک نمونه از این بنای ارزندهی دموکراتیک میتوان به «کمونهای زنان» اشاره کرد. در اوایل سال ۲۰۱۵، تأسیس تعداد زیادی کمون زنان در سراسر هفت ناحیهی کانتون عفرین گزارش شد. شمال و شرق سوریه به عفرین معروف است.
جلسات تأسیس کمونها با مشارکت دهها زن از محله یا روستایی که قرار بود کمون در آن سازماندهی شود، برگزار میشد. زنان در این جلسات بیان میکردند که آماده هستند تا فعالانه در کمونهای زنان مسئولیت بپذیرند. با تأسیس کمون بیست و سوم، کمونها دیگر در تمام محلات و روستاهای منطقه تأسیس شده بودند. بهاینترتیب، ناحیهی «شیا» اولین ناحیه در کانتون عفرین بود که روند تأسیس کمونهای زنان در آن تکمیل شد.
☑️ باری نباید در هنگامهی دفاع از فلسطین و محکومیت اسرائیل به عنوان رژیم استعماری اشغالگر، از محکومیت ترکیه غافل شویم. در واقع از حیث ماهیت میل به «اشغالگری» و امپریالیسمی که حامی این اشغالگری است، ترکیه و اسرائیل با همهی اختلافاتشان دو روی یک سکهاند. منظور از این نکته این نیست که ترکیه عین اسرائیل است؛ اما ترکیه نیز به خاطر خطری که از ناحیهی کردهای مبارز احساس میکند، با تکیه بر «عضو ناتو بودن» گونهای میل به تجاوزگری در آن وجود دارد.
روژآوا جلوهای از تلاش برای «تاریخسازی به شکل بدیلی رهاییبخش» بود که البته در راستایش با موانع و بحرانهای عملی و نظری فراوانی روبهرو شدهاست؛ این همه اما نافی یادگیری از آن همراه با نقد موارد منفیاش نیست. به قول معروف، انشای نانوشته غلط ندارد؛ باید ساختن بدیل را در عمل پیش برد و با رویکرد نقادانه، درصدد ترمیم دائمی آن بود.





به خاطره جاودان هورین خلف, شیرآهنکوهزنِ روژاوا


هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.