دخالت وزارت کشور از بالای سر وزارت علوم در طرح بیانیه ها و چرایی های جایگزینی های وسیع در این کانونهای پایه ای جنبش مهسا همگی نشان آغاز سرکوبها و وحشت رژیم از سالگرد انقلاب ژیناست.

 

پاک کردن صورت مسئله روش همیشگی حاکمان اسلامی در برابر مخالفان و منتقدان خود بوده است. تاریخ خونین کشورمان مراحل پرشماری از این روش و منش واپسگرایان حاکم را پشت سر گذاشته است. از حملات وحشیانه نیروهای لباس شخصی سرکوب در اوان انقلاب ۵۷ تا هجوم به دانشگاهها و دفاتر نیروهای سیاسی و بالاخره تعطیلی سراسری این مراکز علمی, فرهنگی و سیاسی و بازداشت و زندان و اعدام بخش وسیعی از نیروهای طیف دانشجویی و اساتید. سهمیه بندی دانشجویان و اعطای مجوز مستقیم حضور نیروهای سرکوب نوپا در دانشگاهها و تغییر ترکیب نسبی برای پیشگیری از اعتراضات همبسته دانشگاهیان نیز از اهداف اصلی رژیم برای مقابله با دانشجو و اساتید بوده است.

وحشت بی پایان حکومتیان از این طیف آگاه هیچگاه تمامی نداشته است.بخش بزرگی از زندانیان سیاسی اعدام شده در دهه شصت از جمله افرادی بودند که به این طیف تعلق داشتند. وسعت دخالت و تاثیرگذاری مبارزات دانشجویی هم در قیام سراسری سال ۱۳۹۸ و هم با آغاز جنبش زن زندگی آزادی که با قتل مهسا ( ژینا ) آغاز شد هراس مضاعفی در اردوی سرکوب و ستم انداخته است. امروز و با طرح تازه جایگزینی دانشجویان و اساتید توسط نیروهای خودی و اعضای شبه نظامی حشدالشعبی میتوان بخوبی طرح دوباره انقلاب ضد فرهنگی حکومتیان را در دانشگاهها مشاهده کرد. آنها تلاش دارند تا همبستگی سراسری دانشجویان را درهم بشکنند و این اقدامات خود را با پاک کردن صورت مسئله که همانا از میان بردن ابزار و لوازم ضروری شکل گیری آن است, تحقق بخشند.

حقیقت این است که تجربه سرکوب دانشگاهها در اوان انقلاب برای آنها تجربه موفقی بود. تکرار این اقدامات ضد علمی و ضد انسانی بهمین دلیل در برنامه روز آنها قرار گرفته است. سوال این است که آیا شرایط امروزه حاکم بر ایران با توجه به خودویژگی های آن برای نسل جوان و آگاه همان اوضاع و شرایط دهه شصت است؟

حاکمیت تلاش میکند تا اقدامات سیاسی و سرکوبگرانه خود را ناشی از نارسایی های علمی و بخشا پرونده های غیر سیاسی جلوه دهد حال آنکه همه قرائن و شواهد دال بر تکرار انقلاب ضد علمی و فرهنگی جهت سرکوب اعتراضات دانشجویی و همبستگی سراسری آنها با انقلاب زن زندگی آزادی است.

اعتراف حسین شریعتمداری که علت اخراج ها و جابجایی ها را اعتراضات سال گذشته دانسته است.

حضور نیروهای شبه نظامی حشدالشعبی, دستگیری و بازداشت و تهدید دانشجویان و اساتید دانشگاهها در ابعاد وسیع, اخراج و تعلیق گسترده دانشجویان و اساتید.

دخالت وزارت کشور از بالای سر وزارت علوم در طرح بیانیه ها و چرایی های جایگزینی های وسیع در این کانونهای پایه ای جنبش مهسا همگی نشان آغاز سرکوبها و وحشت رژیم از سالگرد انقلاب ژیناست.

آنها بخوبی میدانند که دانشگاه سنگر دفاع از حقوق دمکراتیک و مطالبات آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم ایران بوده و مغز متفکر جنبشهای اخیر بوده است و دقیقا در همین ارتباط به این مراکز حساس و استقلال این نهادها هجوم برده است. حقیقت این است که آنها میتوانند ترکیب دانشگاهها را بطور نسبی تغییر دهند و بسیاری از اساتید و دانشجویان آگاه و مبارز را به طرق مختلف از این کانونها دور کنند اما راندن این طیف از این مراکز خود بخود و با وجود امکانات ارتباطی این نسل در شرایط کنونی بمعنی خروج آنها از صحنه سیاسی و جنبش اعتراضی جاری نیست. قطعا این اقدامات نظام حاکم و تصفیه های ظالمانه به تقویت اعتراضات خیابانی و تنها به جابجایی مراکز اعتراضی منجر خواهد شد. دانشگاه و دانشجویان بی تردید خود را از درون بازسازی و نقش تاریخی خود را در دفاع از مبارزات مردم و بی حقوقان ایفا خواهند کرد.

جمهوری اسلامی بعنوان نظامی استبدادی و دانشگاه ستیز از ابتدای امر چهره کرد و از هیچ جنایتی در برابر این کانونها و عناصر آگاهش فرو نگذاشت و چنانچه مقاومت دانشجویی که هزینه های بسیاری را تقبل کرد وجود نداشت قطعا جوانان و زنان و مردان این کانونها سرنوشتی بهتر از دانشجویان و هم سرنوشتان خود تحت حکومت طالبان نداشتند. همانطور که در خبرها آمد معاون دانشگاه فردوسی مشهد دستور تفکیک جنسیتی کلاس ها را صادر کرده است. چنانچه به اوائل انقلاب و انقلاب ضد فرهنگی نظام نگاهی بیاندازیم خواهیم دید که حاکمان برای تحکیم حکومتشان حتی از تعطیلی دو سال و نیمه مراکز علمی کشور نیز کوتاه نگذاشتند و سپس با شعار تحکیم حوزه و دانشگاهها به بازگشایی آنها اقدام کردند. پیام آوران جهل و فساد و کشتار امروزه همان سیاست را بدون شعار محوری دنبال می کنند. وارد کردن عناصر خودی تحت عنوان استاد و دانشجو از همان مراکزی صورت میگیرد که تنگاتنگ ترین نسبت ها را با نهادهای حکومتی دارند. از حوزه ها, نیروهای شبه نظامی وابسته به خود , مهره های صدا و سیمای حکومت, سپاه و بسیج و سایر مزدوران و متعلقان خود در نهادهای دیگر دستچین و جایگزین اساتید و دانشجویان میشوند.بر اساس گزارشات  گفتگو از جایگزینی پانزده هزار عضو هیات علمی! همسو است.جنبش دانشجویی اما میتواند با علم به اهداف سرکوبگران اشکال مبارزات و تداوم مقاومت و مبارزه با استبداد و وحوش حاکم را در تناسب با شرایط کنونی پیش روی خود قرار دهد.

بهروز سورن

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)