انگار تا قبل از پند‌های حکیمانه روحانی سپاه پروژه‌های بزرگِ ملی‌ رو در دست نداشته است و کم چپاول کرده و کم به جیب زده اند که روحانی آنها را به سهیم بودن در اقتصاد هم دعوت می‌کند و از طرفی‌ هم آنها را به دوری کردن از سیاست اندرز میدهد.
این میتواند یک سیگنال برای غرب باشد که سپاه و نیروی نظامی ایران دیگر در سیاست دخالت نخواهد کرد و از این پس حرف‌های آنها را جدی نگیرید یا حداقل سپاه را از تحریم بیرون بیاورید که بتواند نفس بکشد و بهتر خودش را مجهز کند، هرچند این حرف حرف یک ظاهر سازی و خاک به چشم پاشیدن است.
البته غرب به درستی‌ می‌داند تمامِ برنامه‌های مربوط به پروندهٔ هسته‌ای ایران زیرِ نظر رهبر و فرماندهانِ سپاه است و در این باره نمایندهٔ رهبر و سپاه میتواند با آنها روبرو شود و لا غیر. روحانی با پیشنهادِ اقتصادی به سپاه خود را بیشتر مضحکه کرده است چون فکر نکنم کسی‌ باور داشته باشد از ریز و درشتِ اقتصادِ ایران زیر نظر سپاه است، از واردات و صادرات بگیر تا صنایع و تولیدت داخلی‌، از کشاورزی تا توریست و گردشگری، از ورزش تا عمران و ساخت و ساز، از نفت تا گاز، از قاچاق و پخش موادِ مخدر تا وارد کردن ماشین‌های لوکس و گران قیمت، از بانک‌های رسمی‌ تا شرکت‌های دروغی و پول شویی، از معأدن تا میراث فرهنگی‌، از شیلات تا برنج و گندم، از قاچاقِ اسلحه تا فروش و فرستادنِ سلاح برای تروریست‌های اسلامی، خلاصه از شیرِ مرغ تا جانِ آدمی‌ همه زیرِ دستِ سپاه است، حال جناب روحانی کدام تپهِ مانده را به سپاه پیشنهاد می‌کند تا آنجا را هم در دست بگیرند الله داند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)