تصویر گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

از آنجا که ما حکومت را توتالیتر می شماریم و آن را قابل اصلاح نمی دانیم، به براندازی باور داریم. امروز پس از بی آبرو شدن اصلاح طلبان و بی معنی شدن عنوان تحول طلبی که کماکان چشم به حکومت ولی فقیه دوخته اند، ما قدم به قدم به براندازی حکومت اسلامی که خود را به دروغ جمهوری می خواند، نزدیک می شویم. این راه را بیش از هرکس خود رژیم با فساد و بی اعتبار کردن خود در داخل و خارج و سرکوب مردم و تنگ کردن همه ی عرصه های خصوصی و اجتماعی و سیاسی بر همگان، هموار کرده است.

اما در این براندازی ما تنها نیستیم. دشمن خارجی نیز مترصد دخالت و بهره برداری است و همین تهدید و دخالت آنها مردم از هر گونه اقدام قاطع، بازداشته است. دشمن خارجی از دخالت نظامی نومید شده، ولی هر گز به فراموشیش نسپرده است و همچنان می کوشد به مقصود خود برسد. هیچ یک از چهره های دست نشانده ای که به میدان فرستاده شده، مورد اعتنای مردم قرار نگرفته زیرا با سد دلبستگی مردم به تمامیت ارضی و استقلال کشور روبرو گشته است. اگر این سد فرومی ریخت، کار دشمن خارجی آسان می شد. گروه هایی مانند سکولارهای سبز و شورای گذار در اولین قدم با حمایت از فدرالیسم و طرح ولایات و ایالات، نیت پنهان خود را آشکار کردند و با بلند شدن موج شدید مقاومت موقتاً عقب نشستند و با تعویض گفتار سیاسی خود، به دروغ سخن از تمامیت ارضی در میان آوردند که سودی نداشت زیرا اعتماد مردم از آنها سلب شده بود.

در داخل کشور نیز عواملی چون خاتمی به مهره ی سوخته تبدیل شده اند و جمع اصلاح طلبان حتی چهره ی درجه ی سومی هم ندارد که به میدان بفرستد تا باز مردم را سرگرم کند.

در این میان اتکای ما به هوشیاری مردم برای احیای حقوق خودشان و رفاه و سرفرازیشان و استقلال کشور است. مزدوران بیگانه با پاشیدن غبار یأس و نومیدی خواستار قربانی کردن ملک و ملت برای هوی و هوس خودشان و اربابانشان هستند ولی اتکای ما به وحدت نیروهای مردمی است نه بیگانه. همان نیروی لایزال ملت که مصدق می گفت و هیچگاه میدان را ترک نخواهد کرد.

ما خواستار رها شدن از زنجیرهای استبداد دینی هستیم و مزدوران خواستار آن هستند که با تعویض زنجیرها دوباره مردم را اسیر کرده و به بند بکشند. چنانکه در سخنان رضاپهلوی با عنوان پیمان نوین صحبتی از این که با ملایان و مسأله دخالت آنها در سیاست چه باید کرد، نبود. تفاوت نیرو های اصیل با دیگران دقیقاً در همینجا نهفته است که عزم این دارند تا به دخالت منحوس و اسارت بار تاریخی دین در سیاست پایان بدهند و دست ملایان را برای همیشه از دخالت در امور سیاسی کوتاه گردانند.

مرکز ثقل قدرت ما اتکا به ملت، به خود و به روشنفکران و روشن اندیشانی است که به ایران و انسانیت می اندیشند و به آنها ارج می گذارند و هرگز اینها را اسباب جاه طلبی شخصی و وجه المصالحه با قدرت های خارجی نمی کنند.

امید ما به نخبگانی است که مردانه می ایستند و فریفته ی وسوسه های مبتذل نمی شوند. اینها هستند که دخالت خارجی را در براندازی بی ثمر می کنند و مردم را بسیج می نمایند تا به سرمنزل مقصود رهبری نمایند. شاید این سخنان برای برخی موهوم یا از جمله ی تخیلات شمرده شود، زیرا جنبش توده ای معمولاً با تبلیغات و هیاهویی همراه می شود که فرصتی برای شنیدن سخن سنجیده و عاقلانه نمی گذارد. ولی اگر شعارهای مبارزاتی عاقلانه و هدفدار باشد و درمیان مردم جا بیفتد فرصتی برای انحراف نخواهد گذاشت. چشم دشمن به بهره برداری از خشم و تنفر است تا با آفریدن فاجعه ای دیگر بذر نوین نفاق و کینه و نفرت را بکارد و بارور کند.

درحمله به لیبرال دموکرات ها، چپ های افراطی و راست های افراطی همگامند واحساس خطرمی کنند و در مضرات آزادی و دموکراسی داد سخن می دهند. برخی می گویند که تخم دمکراسی در ایران به بار نمی نشیند و مردم ما لایق آن نیستند، یا اصلاً دمکراسی خواستنی نیست و دنبال بهتر از آن باید رفت. در حالیکه هنوز ما تجربه کوتاه دموکراسی را در زمان مصدق داریم و همواره شدیدترین مخالفت ها با مصدق را از این دو گروه داشته ایم که کوشش کرده اند این تجربه را مسخ و بدنام کنند.

بین دشمنان ایران با مخالفان جمهوری اسلامی باید تفاوت قائل شد. دشمنان ایران خواستار تجزیه ی ایران و نابودیش هستند. با تحقیر از ایران سخن می گویند و در فرهنگ و زبان ایرانیان و ملت ایران به دیده ی تحقیر می نگرند. از دید این خودفرختگان، هر چه حسن است در اربابانشان جمع شده و روز و شب به ستایش ارباب بی مروت روزگار مشغولند.

در مقابل، ما کشور و ملت ایران را عزیز می داریم. ما می خواهیم با یک خیزش همگانی و قیام مردمی بدون دخالت خارجی،حکومت را براندازیم. دشمنان ایران به قدرت مردم باور ندارند و می گویند شما نمی توانید از پس این حکومت برآیید. ما برمی اندازیم و چون شما صلاحیت انتخاب ندارید خودمان هم برایتان انتخاب می کنیم. در حالی که خودشان در کمین سؤاستفاده از قدرت همین ملت هستند. می کوشند ملت را با نیروی خودش و با همدستی مشتی خودفروخته اسیر کنند.

آنهایی که شعارهای نفاق افکنانه قومی سر می دهند و یا به عملیات تروریستی می پردازند در همین جهت عمل می کنند و نمی توانند اپوزیسیون واقعی باشند و خیر مردم و کشور را بخواهند.

توجیه دخالت خارجی به بهانه ی قطع دست ملایان، درمان درد ما نیست. زیرا افزون بر ویرانی وضعیت را از همه جهت بدتر می کند و با نو کردن استبداد به آن نفسی تازه میدهد. تنش های داخلی و افراط گرایی را همچون مورد افغانستان شدت می بخشد. نقض حاکمیت ملی مشروعیت را از دولت می گیرد و مشروعیت که نبود، هیچ کاری به چشم مردم مقبول نمی نماید. پایمال شدن استقلال، برای هیچ ملتی خوش یمن نبوده و در مورد ایران ممکن است به از هم گسیختگی کشور بیانجامد. تجربه ی محمد رضا شاه را نسل های پس از ۲۸ مرداد به یاد دارند و رضاپهلوی کارش را دقیقاً از همانجایی که پدرش ضربه خورد و در هم شکست، آغازکرده است. عاقبت کارش از هم اکنون روشن است.

در حال حاضر ما نه تنها افغانستان بلکه مداخله آمریکا درعراق و لیبی و سوریه را در برابر چشمان خود داریم، پس چرا باید ایران را مستثنای از آنها بدانیم؟ وقتی تهدیدهای روزانه ی آمریکا و اسراییل را شاهدیم، چرا باید به تبلیغات دروغ آنها دل ببندیم؟ وعده های جرج بوش برای صدور دموکراسی به عراق و افغانستان پوچ از آب درآمد، نزدیک به یک میلیون نفر را به کشتن داد، و اختلافات قومی را در این مناطق بیشتر دامن زد و شیرازه ی کشور ها را از هم گسیخت. به چشم می بینیم که مداخله و اشغال خارجی حتا متضمن امنیت نیست چه برسد دموکراسی. کشوری که حکومت دموکراتیک ما را با کودتای ۲۸ مرداد سرنگون کرده است چگونه می خواهد دموکراسی برایمان ارمغان بیاورد؟ مداخله ی خارجی بر مطامع همسایگان نیز دامن می زند. با افزایش بی خانمان ها بر شمار پناهندگان داخلی و خارجی می افزاید و در مورد ایران تمامی منطقه را بر هم خواهد ریخت.

مداخله ی خارجی جز مرگ و میر و ناامنی و از هم گسیختگی بافت اجتماعی ثمری ندارد، بخصوص که با قصد میدان دادن به تجزیه طلبان نیز همراه باشد و موجودیت کشور را نیز تهدید نماید. آنچه که دشمنان ایران وملت ایران به شما وعده می دهند، جز این نیست، گوش به افسانه های اینان و خدمه ی وطن فروششان نسپارید.

شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۹

۱۷-۱۰-۲۰۲۰

 
 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)