چرا برخی با دیدن انتقاد بر متنی که دارای یک کاستی است، از کوره در می روند و به جای اندیشه در باره علت نقد، تلاش می‌کنند با توجیه، خود و نوع اندیشه اشان را، بدون اشتباه نشان دهند؟ و با ژست و نگاهی از بالا، به برچسب زنی متوسل می‌شوند؟!

با کمال تاسف انتقاد در این دیار عقب رانده شده به یک سلاح برای ترور شخصیت‌ها تبدیل گردیده است، اگر کس یا نیرویی برای هشداریک خطا، انتقادی کند، تا کاستی ها از میان برود، هرگز تصور نمی‌شود که قصد ترور آن فرد یا آن سازمان را نداشته است. برغم این واقعیت، باید توجه داشت مقاله نوشته شده به وسیله نویسنده جدا از او در جامعه تاثیر به جا می گذارد و راه خود را می رود، بدون آن که دیگر امکان تغییر و تحولی در آن وجود داشته باشد. از سوی دیگر کسی که مطلبی می ‌نویسد و آن را در معرض نگاه عموم قرار می‌دهد، باید در انتظار برخورد اندیشه‌های دیگران باشد که از زوایای دیگر مطلب را بررسی می‌کنند، از این رو نقد یک واقعیت غیر قابل اجتناب خواهد بود.
در واقع نقد، نقدِ شخصیت نویسنده و ارزشهای اونیست و او را به زیر پرسش نمی برد، بلکه کاستی یک مطلب جدا شده ومستقل از شخصیت نویسنده را بررسی می کند. درحالی که شخصیت نویسنده می تواند پویا وخلاق باشد و یا دگم و ایستا، ولی در مقطعی یک کاستی داشته، که با نقد و پویایی از میان خواهد رفت، ولی مطلب جداشده بدون تغییر وتحولی با کاستی ش هم چنان در جامعه اثر می گذارد. لذا نقد آن می باید صورت بگیرد. مگر آن که نویسنده تصور کند آیات الهی را صادر کرده است و نقد آن کفر و الحاد است و… در مطلبی که توسط یک فعال کارگری منتشر شده بود، کارگران نقد شدند، که از روی ناآگاهی دارند تیشه به ریشه خود می زنند(نقل به مضمون). ایشان که در یک کانال شوراهای کارگری تلگرامی قلم می زنند، در باره بحران کنونی که در تامین اجتماعی به وجود آمده است، برای ریشه یابی علت‌ها، یکی از علت‌ها را این گونه، اعلام فرمودند:
بخش قابل توجهی از کارگران صندوق سازمان تامین اجتماعی… هر گونه دستبرد و تقلبی به آن را مجاز دانسته‌اند. به همین دلیل با کمال رضایت با کارفرما همراه شده از عدم اظهار مبلغ واقعی دستمزد در لیست بیمه ارسالی به سازمان حمایت و استقبال کرده‌اند. استدلال هم این بوده “به چه دلیل باید مبلغی از حقوق و دستمزد خودمان را به بیمه بدهیم… و…
کارگران در سطح کشور یک دست نیستند. کارگران قرارداد موقتی داریم که بخشی از آنها نسلی هستند که تازه از روستا و ایل‌های کوچ کننده وارد بازار کار شده‌اند که این افراد همان طور که این فعال کارگری گفته‌اند نا آگاه هستند و تخصصی هم ندارند. این گروه از بیمه و تامین اجتماعی اطلاع ندارند و اکثر قاطع پیمانکاران بیمه‌ای برای آنها رد نمی کنند و اگر مجبو شوند بیمه آنها را رد کنند چون حداقل حقوق را دریافت می کنند، پیمانکار خواه نا خواه همان حداقل حقوق را ارسال می کند. ولی کارگران متخصص به ندرت چنین گرایشی دارند واین اتهام بیشتر تبلیغات باندهای حکومتی است تا واقعیت ورشکستگی صندوق تامین اجتماعی را به گردن کارگران بیندازند.
پرداخت حق بیمه کارگران کارخانه‌های بزرگ خودرو سازی، صنایع نفت، ذوب آهن و فولاد و نیروگاه‌ها و سدها هم که در اختیار دولت بوده است و چنین تقلبی امکان پذیر نیست مگر آن که خواست دولت باشد. ولی اعلام چنین نظری آن هم از سوی فعال کارگری که باید مدافع حقوق کارگران باشد، نمی تواند عمل کردی شایسته باشد. حتی در رسانه های حکومتی روزی نیست که از عدم پرداخت ماه‌ها وگاهی بیش از یک سال از حقوق کارگران مطرح نشود (ایلنا). از سوی دیگر بیکاری گسترده در بازار کار و خانوارهای کارگری و بازنشستگان تامین اجتماعی که قادر به تامین حداقل‌های زندگی خود نیستند، بدین جهت در نهایت سردر گم برای جبران کسری‌های زندگی خود و فرزندانشان هر امکانی را به کار می‌گیرند در حالی که هیچ امکانی عملی جز کارهای کاذب و خلاف پیش رو خود نمی بینند.
کارگرانی هم که در حال اشتغال هستند وضع بهتری از کارگران بیکار ندارند(با عدم پرداخت حقوق شان به وسیله سرمایه داران و بی تفاوتی دولت‌ها). از این رو هیچ راهی برای کارگران برای تامین حداقل‌های فقیرانه زندگی شان باقی نمانده است لذا اگر افرادی هم این خلاف را انجام بدهند نه از روی ناآگاهی است، بلکه از روی ناچاری است. نه همراهی با سرمایه دار و مدیران فاسد سازمان تامین اجتماعی که بنا به گفته “محجوب” نماینده مادام العمرمجلس حاکمیت، پاداش‌های چند صد میلیونی برای کاسه لیسان خود صادر می کند و حقوق‌های نجومی برای برخی کارمندان ش. برخلاف نظر این فعال کارگری هیچ کارگری تصور نمی کند کارگران مقدسند. ولی ضعف شان این گونه که این فعال کارگری اعلام نموده است، نیست.
کارگران را می توان متهم نمود که از خود بیگانه اند و یا مسخ شده ی یک نگرش واپس گرا هستند، از این رو تیشه به ریشه خود می زنند. ولی نه همراهی با کارفرما برای تقلب. برای آن‌هایی که از بیرون بازار کار فریاد حمایت از کارگران سر می دهند عدم درک واقعیت ها طبیعی است، نه برای کسانی که معروف به مدافع از حقوق کارگران هستند. این فعال کارگری باید بداند در هیچ متنی ضرورت ندارد در کنار سرمایه دار چند توهین قرارداد زیرا لیبرال و سرمایه داردر ایران و در میان کارگران مترادف است با همه توهین‌های خون بار(بزعم جناب غنی نژاد اقتصاددان نولیبرال)، تکرار آن ضرورتی ندارد.
این فعال کارگری متاسفانه متوجه نشده‌اند که چرا حاکمیت ضدکارگری در ایران به سرمایه دار “کارآفرین” لقب داده است؟! به همین دلیل ساده، که سرمایه دار و پیمانکار یعنی استثمارگری که ارزش اضافی تولید شده به وسیله کارگران را غارت می کند یا در واقع دزد اموال توده های زحمت کشی است که با کار، نعمات مادی را برای جامعه تولید می کنند. این واقعیت سال ها است که در جامعه نهادینه شده وضرورتی به تکرار آن نیست، کافی است اعلام گردد: سرمایه دار. ولی شما به جای اینکه بیان کنید، علت نا توانی و بحران فعلی تامین اجتماعی مصادره نیمی از دارایی های آن به وسیله دولت احمدی نژاد بوده و نیم دیگر به وسیله دولت روحانی و عدم پرداخت بدهی‌های دولت به سازمان است، دست به یقه کارگران برده‌اید.
تامین اجتماعی دارای بزرگترین منابع مالی بوده که دولت‌های پس از انقلاب کسری‌های بودجه‌اشان از طریق وام هایی که هرگز پرداخت نکرده اند از منابع تامین اجتماعی برداشت می‌کرده‌اند، یعنی باز دست در جیب کارگران می نمودند. و حتی زمان حاکمیت دیکتاتوری پیشین، اشرف خواهر شاه باخت‌های نجومی قمار هایش در امریکا را با برداشت از منابع تامین اجتماعی جبران می نمود. همه حقوق کارگران در مقابل این اختلاس‌ها از صندوق تامین اجتماعی به وسیله دولت های پیش و پس از انقلاب، ناچیز است. ولی شما در ورشکستگی آینده تامین اجتماعی کارگران را سهیم نمودید.
ما معتقد نیستیم کارگران مقدس ند ولی روشنفکران هم از آسمان برای هدایت کارگران نیامده‌اند که کسی شهامت انتقاد از کاستی هایشان را نداشته باشد. کارگران به پند واندرز و معلم نیازی ندارند. آنها نیاز به ایجاد تشکلی را دارند که برخی روشنفکران برای ایجاد هژمونی سازمانی خود در آن انشعاب ایجاد نکنند و مانند شیوه های حاکمیت فعلی، سندیکای موازی با آن را به وجود نیاورند. وبرخی با متهم کردن کارگران، دولت های غارت گر هستی کارگران را تبرئه نکنند.
ناصر آقاجری
۲۷ بهمن ماه ۹۸

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)