تظاهرات نژاد پرستان آمریکا در سالگرد شارلوتزویل در  واشینگتن

 

دیوید معتدل[1]

مقاله‌ی پیش رو را دیوید معتدل، تاریخدان در روزنامه گاردین یک سال پیش منتشرکرد, ولی هنوز به روز است.

 

پنهانکاری بی فایده است. آمریکائی ها دوست دارند تاکید کنند که از نفوذ ایدئولوژی فاشسیم مصون هستند.

آشنائی  به تاریخ فاشیسم و نئوفاشیسم در آمریکا مخصوصن بعد از تحولات جدید  خیلی  مهم  بنظر میرسد.

 

فوریه 1939: در نیویورک بیش از 20.000 ناسیونال سوسیالیست ها در ” Madison Square Garden” در زیر عکس جرج  واشینگتن . این تظاهرات را به رهبری فریتس جولیوس کوهن انجام گرفت.


دیوید معتدل، نویسنده این مقاله، تاریخدان و استادیار ایرانی‌تبار دانشگاه اقتصاد و علوم سیاسی لندن در رشته‌ی تاریخ بین‌الملل است. او در دانشگاه‌های فرایبورگ، بازل و کمبریج تحصیل کرده است. «اسلام و امپراتوری‌های اروپا»، «اسلام و جنگ آلمان نازی» و «در راه پیامبر و پیشوا: جهان اسلام و رایش سوم» از آثار مطرح او هستند.

 


آمریکا در حال حاضر موجی از فعالیت فزاینده تهاجمی و راست‌گرا و فاشیسم جدید را تجربه می کند. ناظران به طور مرتب فاشیسم را یک ایدئولوژی بیگانه نسبت به جامعه آمریکایی می دانند. با این وجود فاشیسم ریشه های عمیق تر در تاریخ آمریکا دارد,ولی بسیاری از ما، نمی خواهند این واقعیت را  تایید کنند.

دوره بین دو جنگ را در نظر بگیرید. سال های بحرانی دهه 1920 و 1930 نه تنها جنبش های فاشیستی را در سراسر اروپا (دورانی که ارنست نولته در کتاب کلاسیک خود، در باره جنبش های  فاشیستی نوشت) , بلکه در سراسر جهان بوجود آورد. ایالات متحده هم مستثنی نبوده.

در سراسر ایالات متحده، گروه های فاشیستی و ضد فاشیستی به وجود آمدند. برجسته ترین آنها جنبش شبه نظامیان پیراهن نقره ای است که توسط ویلیام دادلی پلی[2] روزنامه نگار طرفدار اصلاحات اساسی از ماساچوست، در سال 1933 تاسیس شده است.

طرفداران این جنبش با غرق شدن در وهم و خیال توطئه جهانی کمونیست یهودی و ترس درباره نفوذ فساد آمریکایی- آفریقایی به فرهنگ امریکایی بودند. نژادپرستی، ملی گرایی شدید، خشونت و آرمان مردانگی تهاجمی را ترویج میکردند. آنها در برابر سایر گروه های حاشیه ای ستیزه جو، از جنبش پیراهن خاکی[3] که قصد داشتند با بسیج نیروهای نظامی بازنشسته و سربازان ارتش یک کودتای نظامی را به مرحله اجرا در آورند. استفاده لژیون های معروف  شبه نظامی سیاه , بخاطر  ترورهای مخوف شان، بمب گذاری و اقدامات آتش سوزی هولناک که ترس را در جامعه رواج می دادند.

یک نقش مهم را در این تاریخ، بخش های افراطی جامعه ایتالیائی ـ آمریکایی  و  آلمانی ـ آمریکائی ایفا کردند. برخی از ایتالیایی ـ آمریکایی های با الهام از صعود موسولینی ، گروه های فاشیستی مشابه متعد دی را تشکیل دادند که در نهایت تحت پیمان فاشیستی آمریکای شمالی متحد شدند.

بسیاری از مفسران همچنان با صحبت از فاشیسم در آمریکا، احساس ناراحتی می کنند. آنها فاشیسم را یک بیگانه نسبت به جامعه ایالات متحده می دانند.

جنبش بزرگتری، اتحاد آلمانی-آمریکایی فریتس جولیوس کوهن[4] بود که در سال 1936 تأسیس شد.  اعضای این جنبش خودشان را آمریکایی های وطن پرست می دانستند. آنها در جلسات خود، پرچم آمریکا را در کنار نشان سواستیکا[5] (صلیب شکسته نازی ها)  قرار دادند. در 20 فوریه 1939، در باغ میدان مدیسون در نیویورک، یک جمعیت 20،000 نفری که به سخنان کوهن[6] گوش می کردند، به رئیس جمهور فرانکین روزولت حمله می کنند و او را فرانک دی روزن فلد[7]خواندند و معامله جدید او را “معامله ی یهودی”  نامیدند.

این تجمع با یک درگیری شدید میان تظاهر کنندگان و شرکت کنندگان پایان یافت. شورش های مشابه در ساحل غربی رخ داد. نیویورک تایمز گزارش داد: “اختلالات همراه با تظاهرات نازی ها در نیویورک و لوس آنجلس این هفته دوباره توجه  به جنبش نازی ها در ایالات متحده را برانگیخت. کنجکاوی, حدس و گمان ها را نسبت به نفوذ و قدرت آن را زیاد کرد.”

بدون شک بیشتر این گروها یک پدیده حاشیه ای بودند. ولی با این حال، مورخان نشان داده اند که تجدید نظر فاشیسم در میان بسیاری از آمریکایی ها در سال های جنگ دست کم گرفته شد. این ایدئولوژی، طرفداران متفاوت برجسته ای چون نویسنده ازرا پوند[8] را داشت که ازایتالیا کوشش میکرد تا آمریکایی ها را برای اتحاد با موسولینی بسیج کند. از طرف دیگر خلبان معروف چارلز لیندبرگ[9] بود که در دهه 1940 علیه ورود واشنگتن به جنگ فعالیت کرده بود.

 

تبلیغات چی های فاشیست به طور گسترده روزنامه ها ئی با تیراژ بالا منتشرمیکردند و فرستند ه های  رادیوی داشتند که میلیون ها نفر را پوشش میداد. تبلیغات ضد صیهونیستی ،  ضد کمونیستی را تبلیغ میکردند . بطوری که بومی گرائی را بمواضات    ترویج میدادند. بسیاری از این مخالفان، هیچ ارتباط روشنی با همتایان فاشیست خود در اروپا نداشتند و پیام خود را با تعلقات بومی پرستی آمریکایی و تقوای مسیحی مرتبط میکردند.

یک خبرنگار آمریکایی فوراً در سال 1938 گزارش داد که “وقتی و اگر فاشیسم به آمریکا بیاید، نمیتوان برچسب” ساخت آلمانی ” به آن زده شود. فاشیسم در آمریکا  با صلیب شکسته نازی علامتگذاری نخواهد شد. مطمئنن حتا “فاشیسم هم نامیده نخواهد شد” که البته ” امریکا گرایی” نام خواهد گرفت. رُمان سینکلر لویس[10] با نام “اتفاقی نخواهد افتاد”، چند سال پیش منتشر شد که پیام مشابهی را داشت.

در طول جنگ جهانی دوم، ضربه جدی به فاشیستها وارد شد. در محاکمه بزرگ سال 1944، برخی از طرفداران مهم جنبش فاشیستی به خیانت محکوم شدند. با این حال، در سالهای پس از جنگ، تعداد زیادی از گروه های جدید ظهور کردند. بعضی از آنها خود را در سنت دوره میان دو جنگ می دیدند، مانند حزب نازی آمریکایی، که در سال 1959 توسط سرباز باز نشسته جورج لینکلن راکول[11] تاسیس شد  که ایدئولوژی و پیکر نگاری را از حزب نازی آلمان تقلید کرده بود.

با این حال بسیاری از این گروه ها تغییر ات ظاهری بخود دادند و نگاه بسیار متفاوتی نسبت به پیشینیان خود از دهه 1930 داشتند. همه این گروه ها چکمه نظامی، باند بازو و اونیفرم ها را دیگر به تن نکردند. همه این گروه ها در تظاهرات مشعل به دست شرکت نمیکردند. آنها گفتمان جدید جهانی سازی، مهاجرت و چند فرهنگی را پذیرفتند.

ایده اصلی شان تغییری نکرد.هدف این بود که از آزادی های دموکراتیک استفاده کنند, همانطوری که هانا آرنت در فلسفه سیاسی اش  بیان کرده. تا همین آزادی های دموکراتیک را نابود کنند. امروزه،نئوفاشیسم چهره های بسیاری دارد؛ این جریان با جنبش هایی که محدوده آنهااز نئونازی ها گرفته تا بخشی از نئوکنفدرالی[12]  و  بخش هائی از جنبش راست (آل رایت)  در بر میگیرد.

ایالات متحده هرگز نسبت به فاشیسم مصون نبوده است. اما بسیاری از مفسران هنوز نسبت به فاشیسم در آمریکا ابراز نگرانی می کنند ولی حاضر نیستند در این مورد افشا, گری کنند. آنها هنوز فاشیسم را نسبت به جامعه آمریکایی، بیگانه می دانند. اغلب آنها تصور می کنند که تاریخ استثنائی آمریکا کشور را در برابر هر تهدید فاشیستی ایمن می سازد. فاشیسم در روایت اصلی تاریخ آمریکای ما جایی ندارد. در مقابل، در بیشتر سوابق جهانی فاشیسم، آمریکا بیش از یک پانوشت نیست.

و در عین حال  هیچ وقت مهمتر از امروز نیست  که  تاریخ فاشیسم و نئو فاشیسم در آمریکا را زیر زره بین قرار دهیم. بیش از پنج سال گذشته، طبق مطالعه اخیر دانشگاه جورج واشنگتن، جنبش های ملیت گرا و ‌نئو فاشیست  سفید در ایالات متحده، 600 درصد در توییتر رشد داشته است و تقریبا از    تعداد پیروان  داعش هم  بیشتر  توییت میکنند.

اگر چه آنها گروه های حاشیه ای باقی ماندند، اما پیروزی ترامپ به آنها اطمینان جدیدی داده است. آنها هرگز در تاریخ قدرت بیشتری نداشتند. بسیاری از آنها انتخاب ترامپ را پیروزی خود دانستند. دامنه این حمایت ها، از اعضای حزب نازی آمریکا، راکی سوهیدا شروع می شود، که ترامپ را “فرصت واقعی” می دانست تا رهبر خود خوانده سفیدپوستان دیوید دوک که گفته بود “100 درصد “حامی ترامپ است.

آنها به خاطر اینکه ترامپ در روز یادبود هولوکاست اشاره ای  به یهودیان نکرد,خوشحالی می کردند. آنها از اینکه ترامپ امتناع  کرده بود  حمله به مسجد مینسوتا[13] را محکوم کند خوشحالی می کردند. وقتی که ترامپ خشونت را پس از قتل در شارلوتسویل[14]، نسبی دید و همه را سرزنش کرد و نگفت که فقط  جناح راست مقصر است، خوشحالی کردند.

شاید این اولین بار در تاریخ آمریکا باشد که نژادپرستان راست افراطی حاشیه ای ، نخبگان و رهبران سیاسی را در کاخ سفید به عنوان متحدان خود می بیند.

ترامپ به مدت طولانی حرفی نزد که خود را از این گروه ها دورکند. در حقیقت، او اغلب بی شرمانه از این گفتگوهای آنان، زیرکانه  استفاده کرد و همچنان به حفظ همین تاکتیک ادامه می دهد و یا سکوت می کند، هر چند به طور فزاینده ای این اتحاد با آنها  متزلزل میشود.

بیش از یک دهه قبل، تاریخ نگار رابرت پاکستون[15] که در طول تاریخ طولانی فاشیسم و نئوفاشیسم در آمریکا به متفکر خوبی تبدیل شده است، در کتاب مهم خود ” آناتومی فاشیسم درباره شکست های فاجعه بار و قطبش” هشدار داد که اگر” این گروه های حاشیه ای “متحدان قدرتمند پیدا کنند و به جریان اصلی” سیاست آمریکا وارد شوند”،ایالات متحده باید عذاب بکشد.

کلمات او میتواند کلمات نبوت باشد.

 

منبع: گاردین  

 

https://www.theguardian.com/commentisfree/2017/aug/17/fascism-history-united-states

 

ترجمه این مقاله به آلمانی در” دی سایت” :

https://www.zeit.de/wissen/geschichte/2017-08/usa-faschismus-neofaschismus-alt-right-bewegung

 

https://www.msn.com/de-de/nachrichten/welt/usa-faschismus-made-in-america/ar-AAquuTT?li=BBqg6Q9

 

 و به اسپانیائی:

http://elcoyote.org/os-estados-unidos-nunca-foram-imunes-ao-fascismo-nem-antes-nem-agora/

 

 

[1]David Motadel

[2]William Dudley Pelley

[3]Khaki Shirt movement

[4] Fritz Julius Kuhn

[5]Swastika

[6]Kuhn

[7] Frank D Rosenfeld

[8]Ezra Pound

[9]Charles Lindbergh

[10]Sinclair Lewis

[11]George Lincoln

[12]neo-Confederates

[13]Minnesota

[14]Charlottesville

[15]Robert Paxton

در همین زمینه:

«ان شاء الله آلمان در جنگ پیروز خواهد شد»

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)