به مناسبت آغاز دور تازه تحریم های اقتصادی و صف آرایی های تازه در میان مخالفان نظام اسلامی لازم می دانم تا نکاتی را در این باره بنویسم. ما در حال حاضر با سه رویکرد در این زمینه مواجه هستیم، که هر یک از آنها را به اختصار توضیح خواهم داد.

یکم جریانات راست اقتدار گرا که خود را برانداز می نامند و سرمستانه از دولت آمریکا مستقیم و یا غیر مستقیم می خواهند که آنان را به عنوان بدیل حکومت کنونی به رسمیت بشناسد. دومین رویکرد متعلق به کسانی است که خود را مخالف هرگونه فشار خارجی به رژیم تحت عنوان مخالفت با دخالت بیگانگان آن را توجیه می کنند. اینان همان کسانی هستند که دیروز مردم را به شرکت در انتخابات فرمایشی نظام اسلامی فرا میخواندند و به توجیه آن کمرهمت بسته بودند. اینک که بن بست سیاسی اصلاح طلبان ورشکسته بر همگان آشکار گشته اینان درپی بهانه ای تازه برای این همصدایی اند. من در نوشته امروز قصد دارم بیشتر به رویکرد دوم پرداخته و آن را واکاوی کنم. ذکر این نکته را ضروری می دانم که من در این نوشته قصد ندارم تا به موضع اصلاح طلبان حکومتی بپردازم؛ بلکه هدف نیروهایی هستند که زیر عناوینی مانند تحول خواهی و حتی انقلابی گری فعالیت می کنند. در اینجا می توانیم از طیفی گسترده نام ببریم که یک سر آن را نیروهای ملی- مذهبی تشکیل می دهند و یک سر دیگرش چپ های رفرمیست هستند. این نیروها با تمام رنگارنگی شان  در هر بزنگاه تاریخی تمام قد کنار یک دیگر قرار گرفته و بدنبال متحدانی در نظام اسلامی گشته اند. اکنون نیز بهانه تازه همه آنها تقابل با سلطه آمریکاست. فرقی نمیکند که آن را زیر عنوان وطن پرستی توجیه کنند و یا مبارزه با امپریالیسم. بی دلیل نیست که رضا علیجانی ملی- مذهبی برای توجیه خودش از فراخوان فعالان چپ سوسیالیست خارج از کشور فاکت می آورد. اصلاح طلبان شرمگین در دفاع از رویکرد خود چند نکته را گوشزد میکنند که تلاش می کنم به بررسی آنها بپردازم. آنان بجای پرداختن به سیاست های جنگ طلبانه  نظام اسلامی که به ارتجاع جهانی بهانه تحریم می دهد، ترجیح می دهند تا بر طبل ضد آمریکایی کوبیده و مردم را از دسیسه های آمریکا ترسانده و برای نظام حاکم وقت بخرند. این حضرات در حالی همه توان خود را علیه دولت آمریکا بکار می گیرند که مقاومت مدنی در خیابان های ایران با سر دادن شعارهایی مانند “سوریه را رها کن فکری به حال ما کن” سیاست خارجی نظام اسلامی را عامل اصلی مصیبتی می دانند که تحریم ها بر مردم ایران تحمیل کرده است. از سوی دیگر آنها تلاش می کنند تا همه منتقدان اینگونه سیاست ها را حامی تحریم معرفی کرده و به همسویی با دولت آمریکا متهم می کنند. اصلاح طلبان شرمگین همصدا با چهره های شناخته شده ای مانند زیبا کلام و تاج زاده هشدار می دهند که فروپاشی نظام اسلامی، ایران را به سرنوشت  سوریه دچار خواهد کرد. این قبیل هشدارها بدون دادن   راهکاری عملی برای تقابل با حاکمیت  پیامی ندارد مگر به تعلیق انداختن عبور از نظام اسلامی تا آینده ای نامعلوم. رویکرد عمده کردن مخاطرات خارجی و سازش با مستبدان داخلی برای آنها که با تاریخ آشنایی دارند تازگی ندارد. کافی است تا به نمونه هایی  مانند همکاری سوسیال دموکرات های اروپا با دولت های بورژوایی در جنگ جهانی اول نگاه کنیم. در حالی که مقامات آمریکایی مرتب تاکید می کنند که سیاست دولت آمریکا تغییر رژیم در ایران نبوده و هدف از فشار اقتصادی تنها تغییر رفتار رژیم می باشد، هواداران سازش با نظام اسلامی می کوشند تا در افکار مترقی هراس از “چلبی سازی” راه انداخته و اینگونه وانمود کنند که گویا آمریکا قصد دارد تا حکومتی دست نشانده در ایران برقرار کند. آنها از یاد می برند حتی در عراق اشغال شده و سوریه جنگزده نیز آمریکا مجبور به تماس با همه جناح های درگیر است و پروژه چلبی سازی تنها افسانه ای بیش نیست. هواداران پروژه سازش به همان اندازه گروه هایی  مانند مجاهدین و سلطنت طلبها که به این افسانه دلخوش کرده اند متوهم اند. چرا که قدرت های جهانی مانند آمریکا نیز مجبور به تماس و همکاری با جناح های درگیر هستند. همکاری آمریکا با جریانات انقلابی در کردستان سوریه خود گویای این حقیقت است که آمریکا نیز دارای محدودیت فراوانی حتی در مناطق جنگی است و سرانجام جان کلام را اگر بخواهم بگویم هواداران پروژه سازش به بهانه بحران در سیاست خارجی در شکاف میان فاشیسم اسلامی و ارتجاع جهانی جانب اولی را گرفته و همچنان به اصلاح آن از درون امیدوارند.

 

درخاتمه هم نکاتی درمورد رویکرد سوم ذکرمی کنم. هنگامی که از رویکرد سوم سخن می گوییم مراد ما آن دسته از افراد و یا گروه هایی  هستند که به تحولی انقلابی در جامعه باور داشته و خواستار  استقرار جامعه ای دموکراتیک به دست مردمان فرودست می باشند. هواداران تحول انقلابی نه به پشتیبانی ارتجاع جهانی دلخوش اند و نه چشم بر شکاف ها می بندند. نگاهی گذرا به تاریخ به ما نشان می دهد هر کجا که تحولی انقلابی روی داده است، در شرایطی بوده که شکاف های میان جناح های قدرت حاکم و یا میان دیکتاتوری داخلی با قدرت های خارجی منجر به ضعف سیستم شده و راه را برای پیشروی مردم گشوده است. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. بدون تردید هرچه فشار خارجی بر نظام اسلامی افزون گردد و شکاف های درونی آن بیشتر شود، ما با ضعف بیشتر سیستم روبرو خواهیم بود. تضعیف نظام اسلامی راه را برای گسترش مبارزات مدنی در ایران هموارتر خواهد کرد و این مبارزات زمینه ساز جنبشی همگانی می شود که سرانجام نظام اسلامی را به زیر می کشد. آنها که به ما می گویند هیچ رژیمی با تحریم سرنگون نشده طوری وانمود می کنند که گویا جامعه سیاسی و مدنی ایران در انتظار سرنگونی نظام اسلامی بدست تحریم کنندگان نشسته است. آنها گویا تصمیم دارند درست مانند اسلام گرایان حاکم فریاد اعتراض مردم در خیابان ها را نشنوند. ما هرگز نه به مقامات سابق آمریکا و اروپا پول و فرش می دهیم که در مراسم مان سخنرانی کنند و نه با تب داغ ضد آمریکایی دست از مبارزه با نظام اسلامی بر خواهیم داشت. به باور نگارنده یگانه راه واقعی مبارزه با تحریم اقتصادی همانا به چالش کشیدن سیاست خارجی نظام اسلامی است. همانگونه که معترضان در خیابان های ایران فریاد می زنند باید نظام اسلامی را در تمام سیاستهایش ازجمله سیاست خارجی به چالش کشید و نگذاشت یکبار دیگر حکومت اسلامی به کمک دوستان اصلاح طلبش در ایران و خارج خود را از این بحران نجات دهد.

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)