
جایزه فیلدز، معتبرترین جایزه در ریاضیات، روز چهارشنبه در ریودوژانیروی برزیل به کوچر بیرکار اهداء شد. اما روز پنج شنبه بود که خبر در ایران دست به دست شد و همه از آن باخبر شدند. پروفسور کوچر بیر کار با نام قبلی فریدون درخشانی زاده مریوان است و تحصیلات خود را تا مقطع لیسانس در ایران ادامه داده است. او در سال ۲۰۰۰ پس از اخذ پناهندگی در بریتانیا، تحصیلات خود را ادامه داده و هم اکنون در دانشگاه کمبریج به تدریس و تحقیق در رشته ریاضیات مشغول است. قبلاً جایزه فیلدز و برای اولین بار، به یک ایرانی به نام پروفسور مریم میرزاخانی اهداء شده بود. در طول چند روز گذشته انعکاس خبر جایزه بیرکار را در مطبوعات، سایتها و کانالهای ماهوارهای فارسی زبان برای تهیه مواد خام این نوشته رصد میکردم. قصدم برآورد چند و چون طنین خبر جایزه بیرکار در مقایسه با جایزه میرزاخانی در چند سال پیش بود. در میان اخبار، گزارشها و اظهار نظرها چند نکته درخور توجه بود که به صورت مختصر به آن اشاره میکنم.
نخست اینکه انعکاس کمّیِ خبر اهداء جایزه به بیرکار، در رسانههای فارسی زبان داخل و خارج کمتر از جایزه میرزاخانی بود. در حالیکه خبر جایزه میرزاخانی در رأس اخبار و صفحات اول روزنامهها قرار گرفت اما در مورد بیرکار، رسانههای فارسی زبان در حاشیه و یا روزنامهها در صفحات میانی خود مختصر به جایزه بیرکار اشاره کردند. در سال ۲۰۱۴ روزنامههای داخل ایران به انواع تکنیکها متوسل شدند تا بتوانند تصویر چهره میرزاخانی را قابل چاپ بکنند اما عدم درج عکس بیرکار در صفحه اول یک روزنامه، قاعدتاً نمیتواند در مورد یک مرد –بیرکار- به دلیل حجاب نامناسب بوده باشد.
دوم واکنش مقامات در داخل به خبر اهداء این جایزه بود. با مروری بر مطالب چاپ شده و اظهار نظرها میتوان گفت که مقامات در مقابل اعطای جایزه به بیرکار ساکت بودهاند. برخلاف میرزاخانی، گویا مقامات ترجیح دادهاند در مورد بیرکار -یک دانشمند کُرد، سنی و پناهنده- سکوت بکنند. روشن است که این سکوت معنیدار بوده و دلایل گوناگون آن قابل تحلیل است.
سوم انعکاس حواشی زندگی بیرکار بود که در شبکههای اجتماعی بین کاربران، بحث بر سر آن بسیار داغ شده بود. بسیاری لَه یا علیه بیرکار در چند روز گذشته نوشتند و کامنت گذاشتند؛ بعضیها او را قهرمان نامیدند و کسانی او را به خاطر گذشتهاش خائن به ایران خطاب کردند. اما رسانههای فارسی زبان به خصوص در داخل بسیار کم و محدود به حواشی زندگی بیرکار اشاره کرده بودند. در بین رسانههای خارجی، داستان پناهنده شدن بیرکار به بریتانیا را برجسته شده بود و گاهاً با عنوان «پناهنده کُرد» خبر جایزه را درج کرده بودند. طرح موضوع فرار مغزها هم که معمولاً با رسیدن اخبار این گونه جوایز، جان دوبارهای میگیرد در مورد بیرکار در قیاس با میرزاخانی بسیار اندک بود و نمیتوان مطالب تحلیلی قابل توجهی در طول چند روز گذشته در این رابطه پیدا کرد.
چهارم اما پرسش در مورد چرایی تفاوت این انعکاس بر سر یک جایزه یکسان است؟ بیرکار که مشکل حجاب نداشت؟ آیا زن بودن میرزاخانی در بازتاب خبر در زمان خود تأثیر داشت و مورد کوچر بیرکار چندان به کار چپ و راست نمیآمد که به آن بپردازند؟ آیا موقعیت بیرکار با ذهنیت گردانندگان خیلی از رسانهها در تضاد بوده است؟ و یا اینکه ممکن بود پرداختن بیشتر به جایزه کوچر بحث-های دیگری را زنده کند و رسانهها عامدانه از برجسته کردن آن پرهیز کردند؟
دلایل تفاوت انعکاس خبر هرچه بوده باشد جایزه بیرکار و پس از آن، نوع واکنشها به همه نشان میدهد که ما با چه موقعیتهای پرسش برانگیز و حل ناشدهای روبرو هستیم و تا اطلاع ثانوی سربسته مانده و در ایران به کناری گذاشته شده است.
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

نظرات
دلیلش خیلی ساده این بود که این حضرت خودش را ایرانی نمیداند. مشخصا از فارسی حرف زدن هم متنفر است و خود را پان کرد مداند و به همین دلیل هم قبیله ی بارزانی برایش هلهله میکنند. او حتی به روی مبارکش نمیاورد که در دانشگاه تهران هم درس خوانده چون البته با سناریوی ستم دیدگی و تبیض به دلیل کرد بودن چندان جمع پذیر نیست. خلاصه اینکه نخیر عدم انعکاس به دلیل کرد بودنش نیست. به دلیل انکار ایرانی بودنش است که ایرادی ندارد اما وظیفه ی ایرانیان نیست که برای کشورهای دیگر و اتبعشان هورا بکشند.
دوشنبه, ۱۵ام مرداد, ۱۳۹۷
نه هر ایرانی فارس و نه دانشگاه تهران برای فارس ها و نه کسی مجبور به فارسی حرف زدن هست. اگر تنگ مغزان بفهمند.
دوشنبه, ۱۵ام مرداد, ۱۳۹۷